تصور پوچ انگلیس درباره توانمندی‌های ایرانیان/ چرچیل خلع‌ ید را بزرگترین شکست انگلستان می‌دانست

به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، پس از ملی شدن صنعت نفت، دولت ایران تصمیم گرفت که دست انگلیسی‏ها را از شرکت نفت ایران کوتاه کند بنابراین لایحه‏‌ای به مجلس برد که طی آن، از انگلستان در امور نفت ایران، خلع ید و سلب اختیار می‏‌شد. با تصویب این قانون، کارمندان انگلیسی از شرکت نفت اخراج شدند و صنعت نفت به دست ایرانی‏‌ها افتاد.

انگلستان که منافع خود را از دست رفته می‌‏دید، به سازمان ملل و دیوان بین المللی دادگستری در شهر لاهه هلند شکایت برد ولی دیوان، حکم به نفع ایران داد، در نتیجه، روابط سیاسی ایران و انگلستان قطع شد.

انگلیسی‏ ها که مصدق را عامل اصلی این واقعه می ‏دانستند، تصمیم به برکناری مصدق و فشار به شاه گرفتند که حوادث متعدد بعدی را به وجود آورد. گفت‌وگوی ما را با امیر مکی برادرزاده حسین مکی را در زیر بخوانید. که با موضوع خلع ید نفت ایران از انگلستان که در ۲۹ خرداد ۱۳۳۰ روی داد پرداخته شد. 

*جناب مکی به عنوان سؤال نخست، توضیحاتی درباره بحث خلع ید و در دست گرفتن جریان صنعت نفت توسط ایران بفرمایید؟

۱۰ اردیبهشت ۱۳۳۰ مجلس شواری ملی قانون خلع ید از شرکت نفت انگلیس تصویب کرد و در بیست و نه خردادماه ۱۳۳۰سالروز خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران است؛ روزی که پرچم سه رنگ ایران بر فراز پالایشگاه آبادان به اهتزاز درآمد و دست استعمار پیر از صنعت نفت ایران کوتاه شد.

خواست عمومی مردم ایران در آن برهه تاریخی، ملی شدن صنعت نفت بود، ایرانیان آرزو داشتند اداره تأسیسات و پالایشگاه های خود را در دست بگیرند. به نظر تمامی مسئولان وقت، ملی کردن صنعت نفت، کاری سخت و طاقت فرساست که تنها با همت والای مردم این مرزو بوم شدنی است.

 افراد قسم خورده‌ای همچون اللهیار صالح ، حسین مکی ، دکتر شایگان ، امیر اعلائی ، کاظم حسیبی و ……… که  تقریباً ۱۰ ـ ۱۲ نفر از نمایندگان مجلس سنا و مجلس شورای ملی بودند گرد هم آمده‌اند با این گردهمایی عملا”  خلع ید از شرکت نفت انگلیس آغاز شد.

* افراد دیگر چه کسانی بودند؟

دو گروه برای خلع ید انتخاب شده بودند که از مجلس شورای ملی سید علی شایگان، دکتر عبدالله معظمی، حسین مکی، اللهیار صالح، ناصر قلی اردلان حائز اکثریت آراء شدند و از مجلس سنا هم، ابوالقاسم نجم،‌ محمد سروری، سهام السلطان بیات، دکتر احمد متین دفتری و دکتر رضازاده شفق به همراه مهندس کاظم حسیبیی معاون وزیر دارایی وقت و نماینده دولت در هیئت مختلط تعیین شده بود، انتخاب شدند.

اللهیارصالح رئیس هیئت،‌حسین مکی مخبر هیئت و وظیفه ایشان اجرای قانون ۹ ماده ای خلع ید گردید که بدین منظور راهی جنوب شدند.

اعضای هئیت با همه فراز و نشیب‌ها کار را در دست گرفتند و  مهندس بازرگان بعنوان اولین مدیر عامل شرکت نفت ایران انتخاب گردیدند.

آقای مهندس بازرگان  در کتاب «شصت سال خدمت و مقاومت» نکته ای  را در این باره بیان کردند که : ” مهم این بود که ماجرای خلع ید از شرکت نفت انگلیس خود منجر به  کودتای ۲۸ مرداد شد”

اما درباره بحث خلع ید گفتنی است که خلع ید طبق ۹ ماده نظری و عملی صورت گرفت،‌ نخستین کاری که افراد آن زمان در جنوب انجام دادند تصرف ساختمان نفت در خرمشهر و در نهایت حرکت به سمت پالایشگاه آبادان بود، نقش بازرگان، اللهیار صالح، امیر اعلایی و در نهایت حسین مکی به عنوان مخبر و حرکت کننده و سخنران قابل مد نظر است.

*آیا ورود ایرانیان به شرکت نفت با مقاومتی هم روبه رو شد؟

بله، آنجا پر از عمال انگلیسی داخلی و خارجی بود، حسین مکی در خاطراتش می‌نویسد که حتی بهنگام عبور ماشین اعضای هیئت خلع ید از روی پل بهمن شیر عده ای اجیر شده بودند تا ماشین بهم را سرنشینانش را  به داخل رود بیاندازند،که بحمدالله موفق نشدند.

مهندس بازرگان هم در خاطراتش از نگاه مکی به این وظیفه محول شده، می‌نویسد: آقای مکی در جلسه هیئت خلع ید اظهار داشت که شرکت نفت انگلیسی حاضر نیست تأسیسات را به ما بدهد، ما باید دل را به دریا بزنیم و خودمان همه چیز را در دست بگیریم، برخی همکاران واهمه داشتند که شکست بخوریم،‌ امیر اعلایی و من و اردلان با نظر مکی موافق بودیم اما دیگران تردید داشتند.

بازرگان در جای دیگری می‌گوید: «زمانی که با مکی به اطاق دریک (مدیر کل پالایشگاه) رفتیم ، مکی به من گفت که جسارت کنم و سرجای مدیر بنشینم، من گفتم نمی‌شود اما او اصرار کرد بهرحال این کار صورت گرفت و زمانی که دریک به اطاق آمد بسیار تعجب کرد اما بدون هیچ چون و چرا وسایلش را برداشت و پالایشگاه را ترک کرد».

*آیا روزشماری از چگونگی خلع ید وجود دارد؟

بنده یک روزشماری را از همه فعالیت‌های خلع ید تهیه کردم، به طور مثال در روز دوم خرداد ۱۳۳۰ نمایندگان مجلس شورای ملی به شرکت نفت اخطار دادند که نمایندگان خود را برای اجرایی شدن قانون ملی شدن نفت بفرستند و گرنه دولت ایران وظایف قانونی خود را انجام می‌دهد،

 روز پنجم خرداد شرکت نفت انگلستان و ایران به وزیر دارایی پاسخ داد که به احترام دولت و مجلس ایران نماینده‌ای می‌فرستد که فقط اظهارات دولت را شنیده و به لندن گزارش دهد.

 ششم خرداد دولت انگلستان در پاسخ به اخطار وزارت دارایی به وزارت خارجه ایران اخطار داد که علیه دولت ایران به دیوان لاهه شکایت می‌کند و در همان روز نیز تلگرافی به وزارت خارجه رسید که دولت انگلستان علیه ایران دادخواستی تسلیم کرده است و از دولت ایران به خاطر ملی کردن نفت و لغو یک جانبه قرارداد فی مابین شکایت می‌کند و خواستار غرامت از ایران است.

هفتم خرداد تظاهرات و راهپمایی‌های گسترده در ایران علیه شرکت نفت سابق و همه شرکت‌های استعماری صورت گرفت، در این روز سفیر آمریکا، شخص دکتر مصدق و سفیر انگلستان را برای یک ناهار به جلسه میانجیگری دعوت کرد، مصدق دعوت را رد کرد و اظهار داشت که موضوع نفت ایران مربوط به همه مردم ایران است، این نکته کلیدی بود که به صراحت  دعوت دولت آمریکا از طرف شخص دکتر محمد مصدق رد شد.

۲۰ خرداد هیئت مدیره موقت اعزامی در ساختمان مرکزی شرکت نفت در خرمشهر مستقر شد.

کارگران داخلی و خارجی سابق شرکت نفت کماکان به خدمت خود باقی ماندند و عملا” مستخدم  و یا کارمند شرکت ملی نفت ایران شناخته می‌شدند و پرچم ایران برفراز آنجا به اهتزاز درآمد. ۲۳ خرداد نخستین اعلامیه هیئت مدیره شرکت نفت منتشر گردید.

یکی از مهمترین اقدامات دولت مصدق این بود که شمس الدین امیراعلایی وزیر بازرگانی وقت را با حفظ سمت به استانداری خوزستان منصوب کرد و با این عمل نشان داد که مصمم به اجرائی شدن  قانون ملی شدن نفت بدون فوت وقت است.

یک نکته حائز اهمیت در تاریخ نفت ایران این است که شرکت نفت انگلستان به قرارداد ۱۹۳۳ بسیار پایبند بود و عملا با قدرت مثال زدنی این قرارداد از سوی ایران بصورت  یک طرفه لغو  ملی شدن صنعت نفت به مرحله اجرا رسید.

مهندس بازرگان در خاطراتش می‌نویسد که: صبح ۲۹ خرداد ۱۳۳۰ در فرمانداری خرمشهر جمع شدیم، دسته جمعی به طرف دفتر مرکزی شرکت نفت حرکت کردیم، یک تابلو برنزی هم با خود بردیم و آن را سر در ساختمان نصب و به طرف دفتر دریک حرکت کردیم.

هربرت موریسون وزیر خارجه وقت انگلستان در مجلس عوام درباره تصمیم پیشنهاد ملی شدن نفت می‌گوید: « این اتفاق(ملی شدن صنعت نفت) موجب امتیاز ایران نسبت به انگلستان شد و معتقد است که متأسفانه این اتفاق شرایط را کامل دگرگون کرد».

روزنامه «دیلی هرالد» نوشته بود: که واقعا جای تأسف است دولت ایران به چنین کار غیر دوستانه‌ای اقدام کرد، اگر این عمل از یک ملت عقب افتاده و غیر متمدن صورت می‌گرفت، متحیر نمی‌ماندیم ولی برای ملتی با پیشینه شش هزار ساله نگران کننده است!

به هرحال اینها توقع داشتند که ملت ایران به دنبال حقوق خود نباشد و همانند گذشته که نفت ملی نشده کشور را غرت و اداره نمایند و مردم ایران نیز اجازه چپاول  نفتشان را به ایشان واگذار نموده  و عایدی از آن همه بصورت تمام و کمال  نصیب دول غربی شود.

امسال بیش از صد سال است که نفت در ایران کشف شده و از زمان ملی شدن و خلع ید نیز بیش از شصت سال میگذرد و در این سالها هم به تجربه و هم بصورت علمی دانش مهندسی بومی خود را ارتقاء داده و به حمدالله نیاز خود را به دول غربی به حداقل رسانده ایم که میبایست شکر گذار خداوند م متشکر از غیورمردان و زنان این خاک باشیم.

در هر صورت نفت ایران یکی از مهمترین منابع ارتزاق مردم بوده و هم اکنون نیز هست.و آن چنانکه واژه خلع ید از دستان استعماری دول غربی خود یک از زیباترین و با شکوهترین کلمات می‌باشد که با خون دلی در بهترین وضعیت خود به اجرا رسید.

 حسین مکی  در کتاب دو جلدی «خلع ید» خود از ساعت به ساعت اجرای این قانون نکته برداری ریز و آموزنده دارد که می‌توان گفت یکی از بهترین منابع تاریخ دوره نفت می‌باشد که بنظر من خوانده تاریخ آن روزگار برای نسل جوان امروزی لازم و شایسته است تا بدانند در گذشته چه روزگاری بر این مردم  و این مرز و بوم رفته است. اگر نفت با تلاش مردم  و دلیرمردان آن روزگار ملی نمی‌شد، حال  وضعیت معیشت و حال ما گونه ای دگر بود.

و اما یکی از موفقیتهای آن روز که ارتباط مستقیم با ملی شدن و در نهایت خلع ید از شرکت نفت انگلیس داشت ارتباط خوب دو رهبر اصلی حرکت نهضت یعنی آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق بود که سعی داشتند انسجامشان به گونه ای خاص حفظ شود.

و اما یکی از موفقیتهای آن روز که ارتباط مستقیم با ملی شدن و در نهایت خلع ید از شرکت نفت انگلیس داشت ارتباط خوب دو رهبر اصلی حرکت نهضت یعنی آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق بود که سعی داشتند انسجامشان به گونه ای خاص حفظ شود.

 

 

 

 

 

 

عملا”  وطن خواهی ملت در کنار مذهب قرار گرفت و مردم امیدوارتربه آینده قدم‌های محکمی که دور از انتظار بود برداشتند و آن طور که همگان اذعان کردند حرکتی تاریخی و ماندگار از خود در تاریخ ایران زمین نقش بست. می‌توان یکی از  شاهدان عینی آن را را اسناد خانه سدان معرفی کرد.

آنچنان که در یکی از این اسناد مربوط به ۳۱ خرداد سال ۱۳۳۰ ، دریک به سر ویلیام فریزر عنوان می‌کند که هیئت خلع ید مصصم به انجام کار خود هستند و شخص مکی هنوز وحشیانه درباره بستن شیرهای نفت حرف می‌زند.

در خاطرات آنتونی ایدن که بعدها وزیر امور خارجه انگلستان شد، آمده  است که: روزی که عهده دار وزارت خارجه شدم ، درباره این چشم انداز تیره و تار به تفکر پرداختم (منظور ملی شدن صنعت نفت)، آبادان را از دست دادیم و قدرتمان در سراسر شرق میانه سخت متزلزل شده و انفجارهای مصر خبر از انقلابات بزرگ آینده می‌داد و می‌بایست در این باره بیاندیشیم.

*خلع ید چند ماه طول کشید؟

ـ دقیقا سه ماه و ده روز

*پس از آن چه اتفاقی افتاد؟ همه شرکت‌های نفتی انگلیسی از ایران رفتند؟

ـ شرکت های تابعه  آنچنانی که نبودند تقریبا یک شرکت مادر بود و  شرکت‌ها زیر مجموعه هم قطعات را می ساختند و همگی از ایران خارج شدند.

همه کارکنان داخلی هم متفق القول بر آن شدند که کار را دست خودمام بگیریم کما اینکه بعد از این اتفاق، تصور انگلیسی‌ها این بود که ایرانیان به تنهایی قادر نیستند نفت تولید کنند. اما با همت کارشناسان آن زمان و همت ملی مردم این کار صورت گرفت، انگلیسی‌ها دیدند که کلیه  کارها به روال افتاده و بنابراین در اسرع  وقت بحث تحریم صنعت نفت را مطرح کردند و این تحریم حداقل تا آنجایی نسل ما دیده و خوانده است برای امروز و دیروز نیست و امروز صحبت از تحریم ۶۵ ساله است که در این مدت این کشور در تحریم بوده.

*اواسط بحث مقداری به فضای رسانه‌ها و روزنامه‌های آن زمان اشاره کردید وضعیت موافقان و مخالفان به چه صورت بود؟

مجله تهران مصور درباره شروع مذاکره انگلیسی‌ها با ایران گزارش‌هایی داده است. یک نکته در صحبت‌های خارجی‌ها این بود که می‌گفتند: ما اهل مذاکره‌ایم اما به شرطی مذاکره می‌کنیم. که مکی و دیگر اعضای هیئت را از خوزستان بدون کم و کاست به تهران احضار کنند. دوم، انگلیسی‌ها در آبادان کل کارها را بدست بگیرند بهرحال این زیاده خواهی در ایشان تاریخی و قدیمی بوده!

مصدق این دو شرط سفارت انگلستان را اصلا قبول نکرد، و پس اعلام نظر لندن یکی از شرایط ایجاد محیط مناسب را تنها احضار مکی اعلام کردند.

” لیورپول پست” به مکی لقب “دشمن شماره یک انگلیسی‌ها” را داده است.خود چرچیل به عنوان یکی از بزرگترین سیاست مداران جهان و نوابغ صحنه سیاست:عنوان می‌کند که ملی شدن صنعت نفت بزرگترین فتح ایران، بزرگترین شکست انگلستان است،

” لیورپول پست” به مکی لقب “دشمن شماره یک انگلیسی‌ها” را داده است.خود چرچیل به عنوان یکی از بزرگترین سیاست مداران جهان و نوابغ صحنه سیاست:عنوان می‌کند که فتح ایران بزرگترین شکست انگلستان است.

 

 

 

 

 

 

پس از بیرون راندن انگلیسی‌ها از آبادان آنچنان غوغایی در جراید انگلستان برپا می‌شود که آن زمان چرچیل که رهبر حزب محافظ کار بوده درباره کوتاه شدن دست انگلیسی‌ها از آبادان بسیار تأسف می‌خورد.همچنین موریسن می‌گوید که تخلیه آبادان برای ما به مانند یک جنگ جهانی می‌باشد.

یک نکته که در مجله تهران مصور آن زمان نوشته شده دقیقا دوازده سال بعد از ملی شدن صنعت نفت و اجرای خلع ید اسرارش فاش شد که: (چاپ شده در سال ۱۳۴۲)

 ” دوازده هزار سرباز با تانک و هواپیما و نیروی دریایی ایران آماده حمله به انگلیسی‌ها بودند، تا با ۲۵ تن ماده منفجره تی‌ان‌تی پالایشگاه را با خاک یکسان کنند.

مکی در خاطراتش آورده که ۲۵ تن مواد منفجره در سرتاسر پالایشگاه از طرف ایران جاگذاری شده بود، و در صورتی که مجبور شویم  دست به یک خودکشی میزنیم. ” یا برای ما یا برای هیچ کس!”

مکی می‌گوید که شبی احتمال وقوع جنگ بود و دو ناو انگلیسی به ایران نزدیک شد به آنچنان که به جرات می‌گویم صبح همگی ما حتی پلک نزدیم و قسم می‌خورم که  مقدار زیادی از موهایم هم آن شب ریخت.

بنابراین اگر این اتفاق  می‌افتاد شاید شروع جنگ جهانی سوم شروع می‌شد، و ایران هم در دفاع از تجربه ملی شدن صنعت نفت مصمم بود و هم معتقد و مومن به تمامی اهداف خود و جالب اینکه در اکثر مکاتبات جاسوسان انگیسی این موضوع به وضوح  به لندن مخابره شده بود.

و در نهایت: در ۱۱ مهر سال ۱۳۳۰ آخرین دسته انگلیسی‌ها هم با اتومبیل به بصره حرکت کرد و دیگر هیچ خارجی در بخش نفت ما وجود نداشت با این حال متأسفانه عمال انگلیسی و خبربیارها کماکان در کشور به دور از چشم میهن پرستان مشغول  فعالیت و جاسوسی بودند.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *