گزارش فارس از فقر،‌ بِی‌آبی و بدن‌های سوخته از گرما در جازموریان شاه‌نشینی دیو فقر بالای سر کودکان سرزمینم+فیلم

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، استانداری نام یک کاخ نیست نام یک کوخ است در جنوب کرمان، شهرستان رودبار جنوب، بخش جازموریان، روستای کریم‌آباد با ۶۰ خانوار و ده‌ها زن و بچه بحران‌زده که غیر از آب آلوده آن هم روزی یک‌بار چیز دیگری ندارند، تا چشم کار می‌کند کپر می‌بینی و کپر.

«درد و دل‌های یک جهادگر از جازموریان»

حتی دریغ از یک دستشویی و حمام، دریغ از یک لیوان آب خنک و بهداشتی در دمای ۶۰ درجه، دریغ از آبرسانی با تانکر آب به مردم عطشان، دریغ از یک شعله برق در ظلمات شب، دریغ از یک کولر آبی، دریغ از یک یخچال، دریغ از یک تلویزیون، دریغ از یک جعبه کمک‌های اولیه برای مار و عقرب گزیدگی آن هم عقرب بسیار خطرناک الماس، دریغ از یک کپسول آتش‌نشانی برای اطفای حریق کپرهای در معرض آتش، دریغ از یک کیسه آرد، دریغ از احوالپرسی خشک و خالی یک مسؤول.

ظهر یکی از آخرین روزهای تیر ماه ۹۷ زیر برق آفتاب سوزان داشتم به درد و دل‌ مردم کپرنشین استانداری گوش می‌دادم و عرق می‌ریختم یکی گفت: حاج‌آقا می‌سوزی بیا تو کپر، گفتم نه مهم نیست، یک خانمی گفت بگذار یکبار هم حاج‌آقا بسوزه بفهمد درد ما را، گفتم راست می‌گوید، ولی دوست داشتم زمین دهان باز کند و من را ببلعد البته نه به خاطر آن حرف بجا و به‌حق آن خواهرم.

 

دیدن بچه‌های بی‌رمغ و تشنه و گرسنه دل هر سنگی را آب می‌کرد حقیقتا زانوهایم شل شد، دلم غوغایی بود همه کپرنشین‌ها دورم جمع شده بودند، می‌خواستم بنشینم و سیر گریه کنم ولی چشمم به چشم بی‌رمغ بچه‌ها افتاد،  اگر خودم را ببازم روحیه بچه‌ها و مردم شکسته می‌شود.

ببلعد تا نبینم که دیو فقر دهان باز کرده و هم‌وطنانم را تار و مار می‌کند، تا نبینم که بعد از ۴۰ سال از نظام مقدس جمهوری اسلامی وضع اسفناک مردمم را، تا نبینم شکم‌های به پشت چسبیده کودکان را، تا نبینم لباس‌های مندرس و رنگ و رو رفته بچه‌های وطنم را، تا نبینم غم مادران سرزمینم را، تا نبینم حمام کپری ناموس شیعه را، تا نبینم مدرسه کپری دانش‌آموزان ابتدایی را، تا نبینم ناله‌های خاموش کپرنشینانی که صدایشان را هیچ کس نمی‌شنود حتی …، تا نبینم شرمندگی پدرانی که آثار شرم تمام وجودشان را احاطه کرده است، تا نبینم که در کل روستا حتی یک سرویس بهداشتی وجود ندارد، تا نبینم در زمانی که همه به فکر سلفی و سمت و میز و صندلی و درجه و جایگاه و موقعیت و پز و کلاس و مد و نیم‌مد و جام جهانی و انتخابات بعدی و … هستند چه می‌گذرد بر برادران و خواهرانم در منطقه استانداری!

دیدن بچه‌های بی‌رمغ و تشنه و گرسنه دل هر سنگی را آب می‌کرد حقیقتا زانوهایم شل شد، دلم غوغایی بود همه کپرنشین‌ها دورم جمع شده بودند، می‌خواستم بنشینم و سیر گریه کنم ولی چشمم به چشم بی‌رمغ بچه‌ها افتاد، چشمم به چشم پدران و مادران ناامید افتاد گفتم اگر خودم را ببازم روحیه بچه‌ها و مردم شکسته می‌شود.

اما حالا که اینها را می‌نویسم اشک امانم را بریده طاقت یادآوری آن صحنه‌ها را ندارم، نمی‌دانم به کی باید بگوییم که نگفته باشیم؟ به کدام مسؤول باید زنگ بزنیم که نزده باشیم؟ کجا باید برویم که نرفته باشیم؟ حقیقتش اگر امیدی به مسئولان مربوطه بود در طی این هفت سال پیگیری باید خبری می‌شد از نهاد ریاست جمهوری بگیر تا هر جای بی‌ربط و با ربط ….

خواهش نمی‌کنم، التماس می‌کنم هر کس این گزارش به دستش رسید به یک پله بالاتر از خودش برساند بلکه کاری برای این مردم محروم و مستضعف و کپرنشین جنوب کرمان بشود.

 

 

کوچ تلخ ساکنان پیرخوشاب به استانداری/چاره‌ای نداشتند

حجت‌الاسلام محمدرضا فراهانی مسؤول گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در کرمان با تشریح مشکلات مردم در منطقه استانداری رودبار جنوب اظهار داشت: ساکنان روستای پیرخوشاب دهستان طبق‌نمداد بخش جازموریان شهرستان رودبار جنوب هفت تا هشت سال پیش که به‌دنبال خشکسالی، آب و چشمه‌های آنها خشک شد کوچ کردند و چاره‌ای هم نداشتند به جز اینکه کوچ کنند چون در یک منطقه بسیار صعب‌العبور ساکن بودند.

وی عنوان کرد: در صعب‌العبوری همین بس که یک سال پیش که خواستیم آرد ببریم ماشین تا یک منطقه‌ای آمد و آردها را خالی کرد و برگشت و حاضر نشد جلوتر بیاید، مسیری که باید نیم ساعته طی کنی، پنج تا شش ساعت طول می‌کشد تا طی شود.

فراهانی ادامه داد: مردم ناچار شدند کوچ کنند، آنها به یک منطقه به نام منطقه استانداری کوچ کردند و از سال ۸۹ به نهادهای مختلف مراجعه کردند اما اعلام شد که زمین منطقه استانداری مربوط به اتباع بیگانه هست که صلیب سرخ این زمین‌ها را برای اتباع بیگانه خریداری کرده، اما کسی در این منطقه ساکن نشده و اهالی روستای پیرخوشاب به اینجا آمدند و با کمک گروه‌های جهادی و .. چاه آبی را احیا کردند، اما برق ندارند و با گازوئیل کار می‌کنند.

 

بحث ما این است که دولت باید تکلیف مردم را مشخص کند و فکری برای مردم فقیر داشته باشد، زمین‌های فراوان و چاه و امکانات هست، دولت علمدار شود و به آنها زمین بدهد.

مسؤول گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت ادامه داد: بر اساس آنچه که اعلام شده مردم در این منطقه تصرف عدوانی کردند و باید بیرون بروند که بعد از پیگیری و کشمکش از اینها شکایت شده و قاضی حکم داده که دو سال دیگر باید از این زمین‌ها بیرون بروند و جریمه نقدی هم بدهند.

فراهانی با اشاره به اینکه اکنون شش ماه گذشته و یک سال و نیم دیگر وقت دارند برای ترک منطقه گفت: بحث ما این است که دولت باید تکلیف مردم را مشخص کند و فکری برای مردم فقیر داشته باشد، زمین‌های فراوان و چاه و امکانات هست، دولت علمدار شود و به آنها زمین بدهد.

وی افزود: در این منطقه تا چشم کار می‌کند بیایان و کپر است و یک چاه آب گازوئیلی که توان خرید گازوئیل را هم ندارند و هر چند وقتی روشن می‌شود و زنان دبه دبه آب می‌آورند.

مسؤول گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت گفت: معضل جهادگران هم این است که آمادگی برای ساخت دستشویی و حمام داریم اما چون باید از این منطقه بروند امکانش نیست، پیگیری کردیم از طریق مسوولان مردم که تکلیف مردم را مشخص کنند و حاضریم خیران را پای کار بیاوریم برای خرید زمینی که دولت در اختیار اینها قرار دهد، البته دولت می‌تواند زمین را رایگان یا با قیمت نازل در اختیار مردم قرار دهد چراکه اینها ولی نعمتان ما هستند.

 

بی‌مهری مسؤولان برای رساندن آب به ساکنان منطقه

وی با اشاره به اینکه به اینها تأکید می‌شود به منطقه خودشان برگردند، افزود: باید در منطقه‌ای که صعب‌العبور هست و آب ندارد کاری انجام شود تا مردم برگردند.

فراهانی با اشاره به اینکه در یک زمین در همین منطقه استانداری که مردم ساکن هستند زمین مربوط به دولت است، عنوان کرد: دولت به راحتی می‌تواند چاه واگذار کند و دنبال مجوز چاه هم رفتیم اما موافقت نمی‌شود، نامه از معاون توسعه روستایی و مناطق محروم کشور به مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران نوشته شده که باید موافقت کند و مجوز آب بدهد اما هنوز این امر محقق نشده است حداقل فرمانداری می‌تواند هر چند روز با تانکر به اینها آبرسانی داشته باشد اما علی رغم نامه داده شده  با تانکر هم آبرسانی نمی‌شود.

مسؤول گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت با تأکید بر اینکه باید تکلیف مردم مشخص شود و از این وضعیت بیرون بیایند، اظهار کرد: جهادگران در این منطقه اقدامات فرهنگی و … را به جز کار ساخت و ساز انجام می‌دهند و حصیربافی، کلاه‌بافی و … را از مردم خریداری و به جای آن آرد، گوشت و ارزاق می‌دهند.

مردم منطقه: ما از مسؤولان هیچ چیز نمی‌خواهیم فقط می‌خواهیم که یک شب بیایند و در کپر ما بخوابند.

 

 

حمام‌هایی از جنس پلاستیک و چوب

حسینی عضو گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس با بیان اینکه این گروه ۱۰ سال است که در جنوب استان کرمان فعالیت دارد، عنوان کرد: منطقه استانداری از روستاهای رودبار جنوب است که همه ساکنان آن کپرنشین هستند، این منطقه فاقد آب آشامیدنی و برق است و ساکنان آن لوازم اولیه زندگی خیلی اندکی دارند.

وی عنوان کرد: خبری از یخچال و کولر در خانه‌های آنها نیست، سرویس بهداشتی و حمام اصلا وجود ندارد و مردم برای استحمام کنار آب می‌روند و حمام‌هایی با چوب و پلاستیک درست می‌کنند که بتوانند استفاده کنند.

حسینی ادامه داد: منطقه استانداری رودبار جنوب دو قسمت است و بخشی از آن بیش از ۵۰ خانوار جمعیت دارد، وضعیت بهداشتی در این منطقه خیلی پایین و در حد صفر است، درمانگاه و خانه بهداشتی نزدیکی آنها وجود ندارد که بتوانند لوازم مورد نیاز خود را تهیه کنند.

‌وی گفت: نزدیک‌ترین شهر به آنها رودبار جنوب است که حدود دو ساعت فاصله دارد، مسیر آنها ماشین‌رو هست، اما ندیدم ماشینی داشته باشند که بخواهند مرتب رفت و آمد کنند.

 

 

عضو گروه جهادی تبلیغی فدائیان عدالت گفت: ما تازه به این منطقه وارد شدیم و سعی کردیم از خانم‌ها و دخترها و پسرها کمک بگیریم، چون معمولا خانم‌های جنوب استان کرمان صنایع دستی دارند و هنری دارند و از آنها خواستیم این هنر را نشان دهند و ما جمع‌آوری کنیم و به دیگران نشان دهیم که چه استعدادهایی در این مناطق وجود دارد.

حسینی تصریح کرد: مسؤولان را هنوز نتوانستیم به منطقه ببریم، اما برای حضور خیران پیگیر هستیم که ارتباط برقرار کنیم، بچه‌های گروه جهادی کار کردند و خانم‌هایی با ما همکاری می‌کنند که از جان و دل مایه می‌گذارند.

وی با اشاره به اینکه بیشتر فرهنگی کار می‌کنیم، خاطرنشان کرد: خانم‌های مربی ما فعلا روخوانی و روانخوانی قرآن، نقاشی و کاردستی را به بچه‌ها آموزش می‌دهند و شعر و داستان برای بچه‌های می‌خوانند.

 

روستایی که ما می‌گوییم آخر کار است و در مرز سیستان قرار دارد

محمد دوست‌قرین مسؤول گروه جهادی فجر صادق که در منطقه جازموریان فعالیت دارد به خبرنگار فارس گفت: دو سال در منطقه جنوب کرمان رفت و آمد داشتیم و یکسری فعالیت‌ها انجام دادیم، روستایی که الان کار داریم بالای کوهستان بوده و هنوز هم هست از بخش زهلکوت رودبار جنوب است، تا این روستای کوهستانی پنج ساعت فاصله است و راه سنگلاخ است و مسیری وجود ندارد.

وی بیان کرد: تا مسیری به نام چاه‌ابراهیم یکسری امکانات رفته و برق‌کشی شده، اما از مسیری به بعد هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ امکانی برای اشتغال وجود ندارد، آب هم در زمان قدیم بوده اما الان نیست و حتی برای خوردن هم به زور آب به دست می آورند، درآمد آنها هم در حد سه تا چهار بز است.

دوست‌قرین ادامه داد: در شناسایی که دو سال قبل داشتیم چنین جایی را دیدم و برای کمک به آنها تنها راه جابه‌جا کردنشان بود و کار دیگری نمی‌شد برای آنها کرد.

وی ادامه داد: الان در مسیر پنج ساعته روستای پیرخوشاب بیش از ۶۰ روستا زندگی می‌کنند و خیلی از آنها هم امکانات دارند، مدرسه و مسجد برایشان ساخته شده، آب و برق دارند اما روستایی که ما می‌گوییم آخر کار است و در مرز سیستان قرار دارد که هیچ چیز آنجا نیست و همه بیسواد هستند و از نظر فرهنگی در حد صفر و زیر صفر قرار دارند.

مسؤول گروه جهادی فجر صادق با بیان اینکه خانه‌هایی با چیدن سنگ روی هم ساختند و هنوز هم ۱۰ تا ۱۵ خانوار آنجا ماندند، افزود: حدود ۲۰ خانوار قبل از اینکه ما آنجا برویم، کوچ کردند به نزدیک بخش زهکلوت و به زور خودشان را سر یک موتور آب و یکسری زمین ساکن کردند که مالکیت آن با اتباع بیگانه است، ۲۰ سال قبل اتباع آنجا زندگی می‌کردند و رها کردند و رفتند و هیچ کس از اتباع آنجا وجود ندارد.

 

 

دوست‌قرین اظهار کرد: در حقیقت این روستاییان آنجا را تصرف می‌کنند و با یک موتور گازوئیلی آب می‌کشند و مقداری کشاورزی و آنجا کپر می‌سازند، الان در دو سه سال گذشته فقط کپر دارند و از چاه آب می‌خورند، گازوئیل هم در منطقه به شدت افزایش قیمت داشته و حتی کشاورزی هم نمی‌توانند بکنند.

وی تصریح کرد: ۲۰ خانوار اسفند ۹۶ یک موتور آب دولتی با هماهنگی فرماندار و جهاد کشاورزی و دولت و استانداری و روسای ادارات که خودشان به آنجا آمدند به این افراد تحویل دادیم و هزینه زیادی کردیم و چاه را احیا کردیم، این گروه هم نزدیک قبلی‌ها در زمین‌های دولتی ساکن شدند و یک کپر دارند.

مسؤول گروه جهادی فجر صادق گفت: اگر وضعیت ظاهری این دو گروه را ببینید، نمی‌توانید بپذیرید که اینها آدم هستند و این شکل زندگی می‌کنند در گرمای ۵۰ درجه با این وضعیت گازوئیل، فقط می‌توانند آب را با دبه برای خوردن از چاه بیرون بکشند و در کپرهای گرم زندگی کنند.

پوست تمام بدن اینها به دلیل شدت گرما سوخته است

دوست‌قرین با بیان اینکه با این وضعیت زندگی، خودشان می‌گویند بهتر از شرایطی است که در بالای کوه و منطقه قبلی داشتند، بیان کرد: تنها مسؤلی که تا آن بالا رفت و هنوز هم پیگیر قصه است، صادقی مدیرکل کمیته امداد کرمان است که پیگیری به دستور فتاح انجام گرفت.

وی خاطرنشان کرد: این ۶۵ خانوار باید تعیین تکلیف شوند، نه برق و نه امکانات به آنها نمی‌دهند، چند ماه درگیر هستیم که به اینها برق موقت بدهند که هیچ هزینه‌ای هم دولت برای این کار نباید بکند، غیر از اینکه ترانس بگذارد، تیر برق در جایی که این افراد زندگی می‌کنند وجود دارد، اما برق نمی‌دهد، چون زمینی که زندگی می‌کنند تصرفی بوده و مربوط به اتباع است و زمینی هم که ما از دولت برای آنها گرفتیم واگذاری برق نمی‌شود، چون آن چاه که احیا کردیم مجوز سال ۶۵ است.

تنها اتفاقی که برای مردم افتاده، یک عده زن و بچه در گرما از بین می‌روند و تنها امیدشان این است که حداقل برق داشته باشند که موتور را راه بیندازند و آبی از چاه بکشند و مقداری برای خانه‌ها بشود کاری کرد.

مسؤول گروه جهادی فجر صادق ادامه داد: تنها اتفاقی که برای مردم افتاده، یک عده زن و بچه در گرما از بین می‌روند و تنها امیدشان این است که حداقل برق داشته باشند که موتور را راه بیندازند و آبی از چاه بکشند و مقداری برای خانه‌ها بشود کاری کرد.

دوست‌قرین می‌گوید: کریم شهریاری که رئیس این ده است، در برنامه زنده طالب‌زاده در مورد این روستا توضیح داد و مستندی هم ساختیم، روزنامه ایران چاپ داشت و … وضعیت دردناکی در این منطقه وجود دارد، اما چرا هیچ کس کاری نمی‌کند.

وی افزود: الان هم با این همه هزینه کردن و حمایت از آنها، فقط سنگ‌اندازی می‌شود، نه تنها کاری برای انها انجام نمی‌دهند بلکه سنگ اندازی هم پیش کار ما می‌کنند، ما نهایتا می‌گوییم، اگر اینجا نباید باشند، این افراد را به جایی ببرید که خودتان می‌خواهید و امکانات به انها بدهید، گفتیم برای برق دادن به اینها خودمان پول ترانس و کابل را می دهیم، اما به این هم راضی نیستند.

مسؤول گروه جهادی فجر صادق عنوان میکند: ما این افراد را در زمین غیراتباع هم برده‌ایم، زمینی که مال دولت است و می‌تواند برق بدهد، اما واگذار نکرده، فرماندار رودبار می‌گوید مجوز چاه این زمین مربوط به ۶۵ است و من نمی‌توانم مجوز ان را تمدید کنم و تهران باید این کار را بکند.

انتهای پیام/خ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *