افزایش تعداد شهدای «راهپیمایی بازگشت» به ۱۴۰ نفر

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، جوان فلسطینی «ساری داوود الشوبکی» که حدود دو ماه پیش در راهپیمای‌های بازگشت در مرز نوار غزه زخمی شده بود، بر اثر شدت جراحات جان باخت.

بر اساس گزارش خبرگزاری فلسطینی «معا»،  این جوان فلسطینی در تظاهرات ۱۴ ماه می سال جاری (روز انتقال سفارت آمریکا) زخمی شده بود.

بنا به اعلام خانواده الشوبکی، در ۲۴ اردیبهشت (۱۴ می) یک گلوله به گردن «ساری» اصابت کرد و وی برای درمان به یکی از بیمارستان‌های قدس منتقل شد.

با شهادت وی، تعداد شهدای راهپیمایی‌های بازگشت به ۱۴۰ نفر رسید؛ بیش از ۱۶ هزار نفر نیز در این راهپیمایی‌ها زخمی شده‌اند.

راهپیمایی‌ بازگشت از ۳۰ مارس ۲۰۱۸ (۱۰ فروردین ۱۳۹۷) در راستای تأکید بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی، اعتراض به محاصره غزه و نیز انتقال سفارت آمریکا به قدس، در مرز غزه با فلسطین اشغالی آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

گرچه تظاهرات‌کنندگان فلسطینی از ابتدای آغاز این تظاهرات بر ماهیت مسالمت‌آمیز آن تأکید کردند اما رژیم صهیونیستی برای متفرق کردن تظاهرات‌کنندگان از گلوله جنگی هم استفاده می‌کند.

بیش از ۶۰ تن از شهدا مربوط به ۱۴ ماه می (۲۴ اردیبهشت) برابر با روز انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی است؛ رژیم صهیونیستی در این روز به روی فلسطینی‌های معترض آتش گشود و کشتاری گسترده به راه انداخت. در ۱۴ می، علاوه بر شهادت ۶۱ تن، بیش از ۲۵۰۰ نفر دیگر نیز زخمی شدند.

حماس اعلام کرده، راهپیمایی‌های بازگشت تا تحقق اهداف موردنظر ادامه پیدا خواهد کرد و دامنه زمانی ندارد. تاکنون واسطه‌های مختلفی مثل مصر تلاش کرده‌اند این تظاهرات هفتگی، متوقف شود.

انتهای پیام/ص

قاضی پرونده دخالتی در ساخت کلیپ دختر اینستاگرامی نداشت

به گزارش خبرنگار قضایی فارس، چهارمین نشست دادستانی تهران با مدیران مسوول تعدادی از رسانه‌ها، روز یک‌شنبه ۲۴ تیرماه با حضور تعدادی از مدیران مسؤول رسانه‌ها و به ریاست دکتر جعفری دولت‌آبادی برگزار شد.

دادستان تهران در در رابطه با نقش مطبوعات به تبیین چند موضوع پرداخت و با اشاره به سه وظیفه مهم رسانه در حوزه اطلاع‌رسانی، آگاهی‌بخشی و سرگرمی، عنصر چهارمی را در این زمینه مورد توجه قرار داد و گفت: با توجه به وضعیت کشور باید نقش رسانه‌ها در تبدیل تهدیدها به فرصت نیز در زمره وظایف رسانه‌ها مورد توجه قرار گیرد و اگر چه که این امر منحصر به مطبوعات نباشد، اما رسانه‌ها می‌توانند در این حوزه نقش مهمی ایفا کنند.

جعفری دولت‌آبادی با یادآوری چند خبر که ظرف روزهای اخیر افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده و از جمله اجرای حکم قصاص محمد ثلاث عامل شهادت سه مامور نیروی انتظامی، اظهار داشت: در این خصوص به نحوی وانمود شد که گویی او یک فرد بی‌گناه بوده؛ در حالی که عامل شهادت سه نفر از مأمورین بود؛ کشف دو تن سکه طلا از یک متهم و پرونده اتهامی مائده هژبری، از دیگر اخبار مورد اشاره دادستان بود.

وجوه مشترک هجمه‌های ‌رسانه‌ای

دادستان تهران با بیان این که این سه خبر وجوه مشترک دارد، در احصاء این وجوه، اظهار داشت: هر سه پرونده مربوط به ارتکاب جرائم است؛ جرم‌هایی رخ داده و گزارش‌هایی به دادستانی ارسال شده است؛ وجه مشترک دوم نیز این که پس از اعلام این نوع اخبار، موج خبری سنگین علیه جمهوری اسلامی شکل می‌گیرد؛ در حالی که زمانی که جرم رخ می‌دهد، انتظار می‌رود که رسانه‌های داخلی و یا معاند در پردازش خبر متفاوت عمل کنند که نه تنها تفاوت نمی‌بینیم، بلکه اشتراک بیانی را شاهد هستیم.

لزوم سرعت در جمع‌آوری دلایل

دادستان تهران تخریب همه‌جانبه را به عنوان وجه مشترک سوم قضایایی از این دست دانست با اظهار این که در هر سه موضوع، تخریب به معنای واقعی صورت گرفته است، در علت یابی این موضوع و چگونگی تاثیرگذاری افکار عمومی از سوی رسانه‌ها، به پرونده محمد ثلاث اشاره کرد و بیان داشت: روز اول اسفندماه ۹۶ بازپرس با حضور در صحنه جنایت، بیمارستان و بر اساس گزارشات مامورین تحقیقات را آغاز کرد و با شناسایی محمد ثلاث تحقیقات خود را انجام داد.

با حضور عوامل مأمورین پرونده قضایی تشکیل و اتوبوس توقیف شد و به پارکینگ انتقال یافت و تحقیقات با سرعت ادامه یافت.

دادستان تهران با اشاره به یک قاعده مهم در پرونده‌های جنایی که بر اساس آن هر ثانیه‌ای که می‌گذرد دلیلی از بین می‌رود و مرتکب و مرتبطان با وی به شدت در پی از بین بردن ادله قتل می‌باشند، تصریح کرد: حتی در عملیات‌های تروریستی، عاملان سعی می‌کنند کوچک‌ترین اثری حتی در قالب یک موی سر از خود باقی نگذارند.

وی با تاکید بر نقش مهم دلایل در جرایم جنایی افزود: وقتی پلیس وارد صحنه می‌شود، به همه عناصر صحنه جرم توجه دارد. در پرونده محمد ثلاث نیز به همین نحو، پرونده قضایی به سرعت شکل گرفت و محاکمات با حضور متهم و وکیل وی و به نحو علنی انجام شد.

جعفری دولت‌آبادی خاطر نشان کرد: انتظارات عموم برای اجرای این حکم زیاد بود و حتی دادستانی و قوه قضاییه را به محافظه کاری متهم کردند که چرا حکم فردی که این جنایات را انجام داده و فیلم آن را میلیون‌ها نفر دیده‌اند، زود اجرا نمی‌شود. اما یک مرتبه صحنه عوض شد؛ فردی ادعا کرد محمد ثلاث بی‌گناه است، در حالی که محکوم‌علیه در شعبه بازپرسی و در دادگاه به ارتکاب قتل اقرار نموده بود؛ به یک باره هجمه رسانه‌ای شکل گرفت و چند روز قبل از اجرای حکم، با طرح برخی ادعاها از سوی یک خانم وکیل و بازنشر آن در رسانه‌های ضد انقلاب، جنگ روانی آغاز گردید.

جعفری دولت‌آبادی با اعلام این که خانم وکیل در مرحله‌ی درخواست اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور وکالت مرتکب را بر عهده گرفت، به یکی از ادعاهای این وکیل مبنی بر این که صحنه جرم در محل بازسازی نشده بود، اشاره کرد و افزود: این که باید بازسازی صحنه جرم در محل اتفاق بیفتد، مورد تأکید قانون‌گذار نیست؛ بلکه شیوه‌ای است که متهم را با ادله مواجه می‌کنند تا بازپرس در تعقیب قضایی متهم اقناع وجدانی پیدا کند.

دادستان تهران با تاکید بر این که متهم در جلسه بازپرسی، حضور در صحنه و رانندگی اتوبوس را پذیرفته و نسبت به خارج کردن صندلی‌های اتوبوس و استقرار چندین شب در محل اقرار کرده بود، بیان داشت: فیلم جنایات او موجود است و دادگاه نیز به صورت علنی انجام شد؛ اما چند روز پیش از اجرای حکم، فضایی را به وجود آوردند که برای بسیاری از مردم و دوستداران انقلاب، نسبت به اجرای حکم قصاص شبهه ایجاد کرد.

وی با اشاره به اجرای این حکم تأکید کرد: دادستانی نه تنها تسلیم این فضاسازی‌ها نشد، بلکه حکم را قاطعانه اجرا کرد؛ چرا که حکم صادره صحیح بوده؛ و عده‌ای هم تصمیم داشتند با کارشکنی مانع از اجرای حکم شوند؛ اما دستگاه قضایی اجازه نداد آنان در رسیدن به اهدافشان موفق شوند.

جعفری دولت‌آبادی افزود: در حادثه‌ای به این مهمی که افکار عمومی را تهییج و جریحه‌دار کرده و وزارت خارجه آمریکا در مورد فردی که جنایت کرده است، بیانیه داد و معاندین در خارج از کشور و وکیل و برخی رسانه‌های داخلی نیز در درون کشور هماهنگ شدند و جبهه واحدی را تشکیل دادند تا دادستانی حکم را اجرا نکند که البته ناکام ماندند.

لزوم هوشمندی در نحوه انتشار اخبار

دادستان تهران با اشاره به خبر دستگیری سلطان سکه و نحوه اعلام آن توسط پلیس اظهار کرد: واقعیت این است که گردش پولی متهم مظلومان سنگین است. وی با افتتاح حساب‌های متعدد و استفاده از عوامل خود، وجوه زیادی را در گردش دارد.

جعفری دولت‌آبادی با طرح این سؤال که چرا اعلام آن به یک بمب خبری تبدیل شد، افزود: بزرگ‌نمایی موضوع موجب این امر شد؛ زیرا انتشار این‌گونه اخبار بدون ارایه عملکرد محسوس برای مردم نتیجه عکس خواهد داد و آثار منفی بر جای خواهد گذاشت.

وی تاکید کرد این پرونده در حال رسیدگی است‌ پس از تکمیل تحقیقات اطلاع‌رسانی خواهد شد.

هنر رسانه‌ها تبدیل تهدیدها به فرصت است

دادستان تهران در مورد ماجرای مائده هژبری و پخش مستند «بیراهه»، گفت: در اواخر اردیبهشت‌ماه تعدادی از فعالان فضای مجازی اینستاگرام از جمله نامبرده که تصاویر و عکس‌های نامناسب از خود را منتشر می‌کردند، توسط پلیس شناسایی شدند و این پرونده مانند سایر پرونده‌ها برای رسیدگی به دادستانی تهران ارسال شد.

وی افزود: از آن‌جایی که متهمه ۱۷ ساله بود، پرونده همان روز به دادسرای نوجوانان ارجاع شد و در همان روز هم آزاد شد و بازداشت نشده بود.

جعفری دولت‌آبادی خاطرنشان کرد: قاضی پرونده با توجه به این که افرادی در اینستاگرام از خود عکس و فیلم منتشر می‌کنند، به پلیس اطلاعات و امنیت ناجا پیشنهاد کرد در این زمینه اقدام پیشگیرانه انجام گیرد و در مورد نحوه این اقدامات نیز تاکید کرد که انتشار هرگونه مستند یا اجرای طرحی در این زمینه باید با تایید قاضی پرونده باشد. بنابر این قاضی پرونده نه در ساخت و نه در انتشار مستند نقشی نداشته است.

دادستان تهران افزود: پلیس این دستور را به بخش معاونت اجتماعی ناجا ارسال کرد و با همکاری صدا و سیما مستند مذکور تهیه و پخش شد. بنابر این قوه قضاییه در تهیه و پخش مستند مذکور نقشی نداشته است و قاضی پرونده صرفاً به پلیس دستور داده بود که برای جلوگیری از فعالیت‌های مشابه، اقدام پیشگیرانه انجام گیرد.

وی تصریح کرد: دستور قضایی قاضی شامل دو بخش است اول تهیه طرح پیشگیرانه که تاکید شده بود قاضی پیش از اجرا، آن را ببیند؛ اما طرح مذکور به رؤیت قاضی نرسید.

جعفری دولت‌آبادی با انتقاد از اقدام افرادی که در قضیه مائده هژبری از موضوع دفاع کردند، اظهار داشت: کار به جایی می‌رسد که معاندین و دشمنان خارجی به نظام حمله می‌کنند و افرادی نیز در داخل اقدام به رقص فرد را به قلم قاضی نسبت می‌دهند و از عباراتی همچون «رقص کمر به قلم قاضی کهنسال چه ارتباطی دارد» استفاده کردند و موجب تأسف است که عده‌ای برای کسانی که بی‌حیایی را در فضای مجازی ترویج می‌کنند دل می‌سوزانند.

جعفری دولت‌آبادی افزود: در این سه پرونده، افرادی مرتکب جرم شدند؛ یکی جنایت کرده یک نفر پول‌شویی کرده و یکی هم بی‌حیایی را در فضای مجازی ترویج کرده است و بعد از آن از این افراد قهرمان ساخته می‌شود، نشان‌دهنده این است که این‌گونه امور در جایی طراحی می‌شود.

دادستان تهران بزرگ‌ترین هنر رسانه را تبدیل تهدیدها به فرصت دانست و تأکید کرد: به جای این که قصاص محمد ثلاث عبرت تاریخ شود بی‌گناه جلوه دادن وی پیگیری می‌شود؛ به جای این که متهم ارزی که اخیرا دستگیر شده شرمسار مردم تنگدست باشد، اقدامش توسط برخی افراد توجیه می‌شود؛ و کسی هم که  با انتشار فیلم رقص خود در فضای مجازی فعل حرام انجام می‌دهد، مورد حمایت قرار می‌گیرد.

دادستان تهران گفت: هجمه‌های رسانه‌ای درمورد برخی جرایم و رویدادها را عادی نمی‌بینیم و معاندین بر بخشی از اخبار منتشره موج‌سواری می‌کنند و در داخل هم افرادی بدون توجه به عقبه‌‌ها و با موجی که ایجاد می‌شود، دل مردم را خالی می‌کنند و باعث بی‌اعتمادی، القای ناکارآمدی ارکان نظام و ناامیدی مردم می‌شوند؛ در حالی که واقعیت این‌گونه  نیست.

جعفری دولت‌آبادی اظهار داشت: در ماجرای مائده هژبری ادعا شد که این فرد بی‌گناه زندانی شده است؛ در حالی ‌که این فرد بازداشت نشده بود و هنوز پرونده‌اش به دادگاه ارسال نگردیده است.

وی خاطرنشان کرد: امروزه رسانه‌ها اعم از رسانه‌های خبری، تصویری، اجتماعی و هم‌چنین سیاسی، علاوه بر آگاهی‌بخشی، اطلاع‌رسانی و سرگرمی باید تهدیدها را به فرصت تبدیل نمایند؛ امری که در شزایط فعلی رسانه‌ها توفیقی در آن نداشته‌اند هنر رسانه‌ها تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها است.

لزوم انتشار اخبار قضایی با اخذ مجوز

جعفری دولت‌آبادی گفت: قوه قضاییه از رسانه ملی خواست در مورد چرا اخباری که دارای ابعاد و وجوه مختلف است، اخذ تاییدیه از طرف نهاد اصلی و مرتبط با موضوع را مورد توجه قرار دهد؛ زیرا اخبار قضایی باید با استحکام منتشر شود.

دادستان تهران با تاکید بر این که اخبار قضایی نباید بدون تایید مراجع قضایی پخش شود، گفت: رسانه‌ها می‌بایست صحت این قبیل اخبار را بررسی کنند تا جامعه دچار التهاب نشود هم‌چنان که در این خبر فرمانده پلیس تهران بزرگ مجدداً مصاحبه کرد؛ اما افکار عمومی قانع نشد‌.

ورود قوه قضاییه به حقوق عامه

جعفری دولت‌آبادی با اعلام این که طی دو سال اخیر قوه قضاییه در بحث حقوق عمومی ورود کرده است، مبنای این ورود را مفاد اصل ۱۵۶ قانون اساسی و ماده ۲۲ قانون آیین دادرسی کیفری دانست که دادستان را مکلف به حفظ حقوق عمومی کرده است؛ و اظهار داشت: حقوق عامه به موجب قانون یا شرع برای مردم پیش‌بینی شده و نقض آن خسارت بار است؛ مانند تاخیر پرواز هواپیماها، سلامت و بهداشت عمومی، هتک آبروی مردم و گرانی که امیدواریم کارهای مناسبی که شروع شده با حمایت رسانه‌ها پیگیری شود.

دادستان تهران افزود: تاکنون هفتاد مصداق برای حقوق عامه احصا شده و در آخرین مورد، معاونان دادستان تهران به همراه تعدادی از کارشناسان دستگاه‌ها از رستوران‌ها و قنادی‌ها بازدید کردند و حتی در بحث فروش انبوه سکه به افراد، این سؤال مطرح است که آیا در شرایط کنونی فروش ۳۸ هزار سکه به یک فرد از مصادیق حقوق عامه است یا خیر، که در همین رابطه اخیراً پرونده‌ای در دادستانی تهران تشکیل شده و موضوع در شعب ویژه تحت رسیدگی است.

جعفری دولت‌آبادی از رسانه‌ها خواست با کالبد شکافی حقوق عامه، قوه قضاییه را در پیشبرد اهدافش کمک کنند.

لزوم توجه به شرایط کشور

وی خاطر نشان کرد: آمریکا با توجه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی تلاش دارد با تشدید تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی مردم را خسته کنند؛ مشکلات معیشتی و تنش‌هایی چون کمبود آب موجب شده که دشمنان تصور کنند جمهوری اسلامی تسلیم می‌شود؛ اما علاوه بر هوشیاری مقام معظم رهبری، مردم خوبی داریم که همواره حامی نظام هستند و این بزرگ‌ترین مولفه جمهوری اسلامی در مقابله با استکبار جهانی است.

دادستان تهران با اشاره به صبوری مردم در مقابل سختی‌ها طی چهل سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، افزود: باید قدردان این مردم شریف، نجیب، صبور و موقع شناس باشیم؛ مردمی که در مقابل گزافه‌گویی‌های ترامپ، در راه‌پیمایی روز قدس و ۲۲ بهمن شرکت کردند، مسؤولان هم باید وظایفشان را جدی بگیرند و نباید با اظهارات و عملکرد نامناسب دل مردم را خالی کرد و آن‌ها را ناامید نمایند.‌

جعفری دولت‌آبادی خاطرنشان کرد: این طراحی دشمن است تا به جامعه‌ای که با دشمن درگیر است، ناامیدی و بی‌اعتمادی القا شود.

محکومیت ناظم مدرسه معین

وی از محکومیت ناظم مدرسه معین به ده سال حبس، دو سال انفصال از خدمت و شلاق خبر داد و تأکید کرد که این حکم هنوز قطعی نشده است.

انتهای پیام/

اختصاص دو رواق برای استراحت شبانه زائران امام رضا (ع) در ایام دهه کرامت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس همزمان با ایام دهه کرامت دو رواق در حرم نورانی امام رضا(ع) برای استراحت شبانه زائران حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) اختصاص یافت.

این کار با دستور حجت‌الاسلام رئیس تولیت آستان قدس رضوی و به دلیل حضور انبوه زائران در مشهد مقدس انجام شده و طی آن زائران می‌توانند در دو رواق شیخ حر عاملی و شیخ طوسی حرم اسکان یابند.

رواق شیخ حر عاملی با فضایی به مساحت ۳ هزار ۵۰۰ متر ویژه خواهران و رواق شیخ طوسی با فضایی به مساحت ۳ هزار ۵۰۰ ویژه برادران درنظر گرفته شده است که از ساعت ۲۲ هرشب تا ۷ صبح پذیرای زائران امام هشتم هستند.

با دستور تولیت آستان قدس قرار است این دو رواق در مناسبت‌های مختلف که زائران زیادی به مشهد سفر می‌کنند به این امر اختصاص پیدا کند.

زائران امام رئوف می‌توانند جهت استقرار در رواق شیخ حر عاملی از ورودی بسط شیخ حر عاملی و جهت استقرار در رواق شیخ طوسی از ورودی رواق دارالحجه استفاده کنند.

طی این برنامه هر شب تعداد ۲ هزار ۵۰۰ پتو بین زائران توزیع می‌شود.

انتهای پیام/

آغاز توزیع کارت شناسایی زائران حج ۹۷ در کاروان‌ها

به گزارش خبرنگار حج و زیارت خبرگزاری فارس، با نزدیک شدن به آغاز اعزام زائران خانه خدا، سازمان حج و زیارت روند توزیع کارت‌ها  شناسایی زائران خانه خدا را آغاز کرد.

کارت شناسایی حجاج ایرانی بر اساس تاریخ پرواز کاروان‌ها در حال توزیع است که در وهله نخست مدارک کاروان‌هایی که این هفته اعزام می‌شوند، تحویل داده شده است.

 

 

همچنین با توجه به مبدأ و مقصد ایستگاه‌های حمل و نقل درون شهری و شماره خط نقل هر کاروان، یک رنگ خاص برای آن تعیین شده است و زائران خانه خدا می‌توانند با توجه به رنگ کارت شناسایی مسیر درست را برگزینند.

بر همین اساس، تمامی ۲۰ خط حمل و نقل مکه مکرمه به ۵ رنگ تقسیم‌بندی و هر رنگ برای یک ایستگاه پیش‌بینی شده است تا زائران در تعیین محل به مشکل مواجه نشوند.

همچنین با توجه به اینکه تمامی هتل‌های محل اسکان زائران خانه خدا در بخش مرکزی مدینه منوره قرار دارد، نیازی به حمل و نقل درون شهری در مدینه نیست و تنها در مکه مکرمه حمل و نقل به ویژه از هتل تا ایستگاه‌های نزدیک مسجدالحرام صورت می‌گیرد.

به گزارش فارس، امسال ۸۵ هزار و ۲۰۰ نفر از کشورمان به حج تمتع مشرف می‌شوند که زائران مدینه اول از ۲۷ تیرماه تا ۱۹ مرداد و زائران مدینه دوم از هشتم مرداد تا ۲۴ مردادماه به حج مشرف خواهند شد.

انتهای پیام/

محمد مهدی اسلامی آخرین راز کشمیری عامل انفجار ۸ شهریور

خبری در که در زمستان ۱۳۹۵ در فضای مجازی دست به دست می شد، در  اولین ماه تابستان ۱۳۹۷، توسط دادگاه هلند تأیید شد. مرد ایرانی که سال ۱۳۹۴ در هلند کشته شد، همان «محمدرضا صمدی کلاهی»، مظنون اصلی انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ است.

اگرچه در همان ایام هم حضور اعضای سابق سازمان منافقین در مراسم خاکسپاری فرد کشته شده در هلند و خال کف پای وی باعث تقویت این گمانه شده بود، اما سؤال جدی تر این بود که این مرد ۵۶ ساله ایرانی که در روزهای ابتدایی قتل به «مرد ناشناخته» معروف شد و بعدتر او را «علی معتمد» معرفی کردند، توسط چه کسی و با چه انگیزه ای کشته شده بود؟

بنا بر آنچه سعید شاهسوندی نقل می کند، محمد کلاهی، عامل یک اقدام تروریستی سهمگین برای نظام نوپای جمهوری اسلامی که موجب مرگ بیش از ۷۲ نفر از اعضای ارشد آن شده بود، خیلی زود در ترکیه از سازمان مجاهدین خلق بریده بود و نه راهی به وطن داشت و نه در جمع رفقایش و حدود سه دهه با هویت جعلی در کشورهای اروپایی زندگی می کرد. با چنین رویه ای، چرا باید او به قتل برسد؟

تا آنجا که مطلعینی که برای کتاب «پرونده مسکوت» به سراغشان رفته بودم، خبر داشتند؛ قتل کلاهی نه تنها کار دستگاه اطلاعاتی ایران نیست، بلکه ردپای دستگاه اطلاعاتی دیگری دیده شده که در همسایگی ایران است و سوابق زیادی در مزدوری اطلاعاتی و عملیاتی دارد. بر اساس این اخبار همان دستگاه کشمیری را هم در آلمان زده است. 

کلاهی و کشمیری در حالی ترور شدند که بر اساس پیگیری های دستگاه های مربوطه، آنها در آستانه بازداشت بودند. درست شبیه آنچه برای برخی عناصر رده پایین تر از آنها چندی پیش تر در اروپا رخ داده بود و از طریق اینترپول درخواست استرداد آنها به رسانه ها کشید. اما با بازداشت کلاهی و کشمیری، پرونده آنها در داخل و نیز در دادگاه فرانسه به جریان می افتاد و … شاید نگاهی به پرونده بهتر نشان دهد که چرا و با درخواست چه کسانی این دو حذف شدند.

ترورهای رازآلود تابستان داغ تهران

هفتم تیرماه ۱۳۶۰، تهران در تب التهابات سیاسی می سوخت؛ التهاباتی که با اعلام جنگ مسلحانه ۳۰ خردادماه سازمان مجاهدین خلق، تکمیل پروسه قانونی عزل بنی صدر در ۳۱ خردادماه، ترور امام جمعه تهران در ۶ تیرماه و حوادثی دیگر از این جنس، بوی باروت و خون گرفته بود. صدای انفجار مهیبی، تب را تا آستانه یک تشنج سیاسی پیش برد. صدا از دفتر حزب جمهوری اسلامی به گوش می رسید، چهار راه سرچشمه به سرعت قفل شد و شایعه ها به مرور رنگ واقعیت گرفت. آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی که بجز سکانداری دستگاه قضا، به عنوان دست راست امام خمینی شناخته شده بود؛ به همراه مسئولین مختلف از دولت، مجلس و دیگر دستگاه ها و نهادها در اتاقی که در حال تدبیر برای روزهای پس از بنی صدر بودند، با بمب قوی به شهادت رسیده بودند.

چنین انفجاری حاکی از حضور عناصری نفوذی در میان اعضای حزب داشت که اطلاعات کامل زمان و مکان جلسه را رسانده بودند. عزت شاهی از مبارزان انقلاب در کتاب خاطرات خود اشاره ای به این موضوع دارد و می گوید :« جواد قدیری گفته بود که کار نظام در همین پنج شش روز تمام است و اینها ( مسئولین نظام ) هم بار شان را بسته اند . من همان موقع به آقای خسرو تهرانی که در اطلاعات نخست وزیری بود پیغام دادم که جواد قدیری شوهرخواهر آقای عطریانفر چنین حرفی زده است . ما جای او را هم پیدا کرده ایم ، بیایید پیگیری کنید که آنها این کار را نکردند . بعد خودمان [کمیته انقلاب اسلامی] حکم گرفتیم و رفتیم تا منزل او را بازرسی کنیم که دیدیم تخلیه شده است … از کشور گریخت.»

اما جواد قدیری در آن شب در حزب حضور نداشت. برخی نشانه ها خبر از عاملیت محمد کلاهی داشت. موضوعی که بعدها در بازجویی همدستان آنها آشکار شد که بمب توسط قدیری به کلاهی رسانده شده و او آن را در زمان و مکان مقرر قرار داده بود و به بهانه خرید بستنی برای جلسه، از دفتر حزب خارج شده بود.

محمدرضا کلاهی صمدی فرزند حسن، متولد ۱۳۳۸  دارنده شماره شناسنامه ۱۲۵۱، از کسانی بود که در دفتر حزب جمهوری اسلامی مشغول به کار بود. بنا به گفته سعید شاهسوندی که در دوره متواری بودن، مدتی با وی در یک خانه بوده است، او توانست قبل از آنکه شناسایی شود، به ترکیه فرار کند.

حادثه سهمگین بعدی، دو ماه بعد، هشتم شهریورماه ۱۳۶۰ در دفتر نخست وزیری به وقوع پیوست و محمد علی رجایی، رییس جمهور تازه انتخاب شده و حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر تازه بر مسند نشسته را به شهادت رساند. مسعود کشمیری فرزند سعید ، متولد ۱۳۲۹ به شماره شناسنامه ۴۰۱ که جانشین دبیر شورای امنیت کشور بود، متهم اصلی این پرونده بود. اما این اتهام و رسیدگی به آن دچار فراز و فرودهای بسیاری شد.

تفاوت های مهم دو متهم پرونده های بی فرجام

مسئول گزینش کلاهی  شهید جواد مالکی بوده است که خود در حادثه انفجار حزب جمهوری اسلامی شهید شد، اما نام مسئولان گزینش و ارتقای مسعود کشمیری در میان متهمان جسدسازی و صدور اعلامیه معرفی مسعود کشمیری به عنوان شهید دیده می شود. بعد از انفجار گروهی از همین جمع به منزل او رفتند و با ادعای کمیته رسیدگی، اسناد و مدارک را بدون حکم قضایی جمع کردند. رده مسئولیت کشمیری نیز بسیار بالاتر بود، او چنان نفوذی در دستگاه های امنیتی داشت که بعد از انفجار بمب، اثر امضای او تداوم یافت و تا مدتها پرونده هایی که او برای افراد تشکیل داده بود، همچنان مسیر خود را طی می کرد؛ پیش از آن نیز ردپای او در پرونده های متعدد امنیتی همچون تبرئه عوامل آمریکا در ۱۷ شهریور، جلوگیری از انهدام  رادیو منافقین ، انحراف در رسیدگی به کودتای نوژه و زمینه سازی برای حمله صدام به کشور و … قابل مشاهده است. آنچه در ۴۸ ساعت پس از انفجار رخ داد و اقدامات مکرری مسیر را برای فرار راحت او فراهم ساخت، در حالی که در خیابان های تهران برای او شعارهای سوگوارانه شهادت سر داده می شد؛ برای کارشناسان امنیتی و قضایی تردیدی باقی نگذاشت که کشمیری تنها یک حلقه از عملیات نفوذ است و این سوال بزرگ را پدید آورد که آیا قربانی کردن او، برای حفظ مهره مهمتری بوده است؟

سوالاتی بی پاسخ

همچنان سؤالهای زیادی درباره «مسعود کشمیری» مطرح است؛ اینکه وی در کجا آموزش دیده بود؟ ایران، آمریکا یا …؟ چرا سابقه‌ای از وی در خاطرات قبل از انقلاب اعضای سازمان منافقین نیست؟ توسط چه کسانی به مهم ترین جایگاه های امنیتی کشور نفوذ داده شد؟ چه اقدامات ضدامنیتی دیگری در طول مسئولیت چند ساله خود در نهادهای امنیتی انجام داد؟ آیا این ادعا که انفجار به صورت گل دسته ای طراحی شده بود صحت دارد؟ آیا همدستانی از وی در اتاق جلسه حاضر بودند و قرار بود از آنها شخصیت سازی شود؟ چرا سازمان منافقین مسئولیت این عملیات را نپذیرفت و حتی در فیلم به دست آمده از دیدار محرمانه با مقامات بعثی و توضیح از اطلاع کاخ سفید از عملیات، رجوی با اشاره از آن یاد می کند نه تصریح؟ چرا کشمیری پس از عملیات در جمع منافقین دیده نشد و تنها نامه ای از وی با اشاره به اقداماتش و بدون ذکر نام ، در تأیید رجوی منتشر گردید؟ او با این حجم اطلاعات درباره ایران، پس از خروج از کشور در کجا بود و چه می کرد؟

آخرین راز کشمیری

برخی کارشناسان حقوقی معتقدند بازگشایی پرونده ۸ شهریور که به دستور امام خمینی مسکوت مانده بود؛ تنها منوط به بازداشت یکی از متهمان نشان دار این پرونده در سازمان مجاهدین خلق است که از کشور متواری بوده باشد و بتواند گره از حقیقی یا ناصحیح بودن اتهامات مطروحه در پرونده بگشاید.

با چنین انگاره ای و در حالی که این پرونده در دهه نود با درج گزارشهای مکرر از ابعاد ناشنیده پرونده در رسانه ها، انتشار کتاب «پرونده مسکوت»، ساخته شدن چند مستند همچون «پرونده ناتمام» و «آقای دادستان» و نیز فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» افکار عمومی سوالات جدی تری درباره پرونده دارد، بازداشت «مسعود کشمیری» توسط اینترپل و حتی بازجویی او توسط دستگاه قضایی کشورهای غربی می توانست پرده از رازهایی بردارد که مهمترین سوالات آن این بود که چرا سازمان منافقین خلق حاضر به سوزاندن مهره ای شد که در جایگاهی بسیار استراتژیک امکان خنثی کردن اقدامات نظام علیه آنها را داشت و می توانست از داخل به خرابکاری بپردازد؟ آیا او قربانی ارتقاء یا اتهام زدایی از مهره ای کلیدی تر از خود شد؟ مهره با ارزش تر از کشمیری که قرار بود با قربانی کردن او حفظ شود، کیست؟

این سوالات آن قدر کلیدی بود که ارزش حذف کلاهی و کشمیری، این دو مهره سوخته و بریده از سازمان مجاهدین خلق، پس از ۳۵ سال زندگی با نام مستعار در کشورهای غربی را که ریسک شناسایی و بازداشت آنها به شدت بالا رفته بود را با همه پیامدهایش داشته باشد. شاید آخرین راز این مهره پیچیده، آمر قتل او باشد؛ پاسخ این سؤال، صرفا پاسخی به یک ماجراجویی روزنامه نگارانه نخواهد بود؛ اقدامی است که می تواند از لایه های مخفی اقدامات امروز افرادی همچون جولیانی پرده بردارد.

آیا این دستور از سوی سازمان های اطلاعاتی آمریکا صادر شده بود و بخشی از آماده سازی شرایط برای تغییر مأموریت آن سازمان بدون پیامدهای حقوقی است؟ رهبران سازمان منافقین خلق برای حفظ منافع خود دست به یک پاکسازی زده اند؟ یا می توان احتمال داد نفوذی هایی از همراهان سالهای اول انقلاب کشمیری هنوز در دستگاه های اطلاعاتی کشور برجای مانده و مافیایی داشته باشند و طی معامله ای، دستگاه اطلاعاتی کشوری دیگر را در ازای دریافت خدماتی مأمور این حذف کرده باشند؟ شاید گزینه همه موارد را هم بتوان در میان دیگر گزینه ها قرار داد.

برنامه جدید منافقین

اگر برنامه اخیر این سازمان تروریستی را بررسی کنیم؛ شاید بهتر بتوان گزینه صحیح را انتخاب کرد.

سازمان منافقین تا حدود ۹ سال قبل، اعتقاد داشت که پیش قراول است و باید ارتش آزادی بخش و چریک ها وارد عمل شوند و بعد از آن به زعم آنها قیام و جنبش میان مردم به وجود خواهد آمد؛ اما این سیاست بعد از آنکه سند منتشره از سوی موسسه مطالعاتی بروکینگز درباره «گزینه هایی برای یک استراتژی جدید آمریکایی درباره ایران» مورد توجه دولت اوباما قرار گرفت، تغییر کرد.

در این سند که در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۹ ، ۲ روز قبل از انتخابات ۲۲ خردادماه ۱۳۸۸ رونمایی شد، ۹ راهکار برای مواجهه با ایران دیده شده بود که عنوان فصل هفتم آن، « الهام بخشیدن به شورش با حمایت از اقلیت‌ها و گروه‌ها اپوزیسیون متمرکز » بود. در این بخش آمده است «امریکا می‌تواند به گروه‌ها اپوزیسیون خارج از ایران کمک مالی و نظامی کند تا به شورش گران حرفه‌ای تبدیل شوند. برای نمونه می‌تواند به گروه مجاهدین خلق کمک کند و آن‌ها را از تحریم خارج ساخته و بر علیه ایران تجهیز نماید.» اما در ضمن یادآور می شود «تنها گروه غیرقومی که سازمان‌یافته است، سازمان مجاهدین خلق است که حمایت مردمی ندارد.»

بعد از این رهنمود اتاق فکر آمریکایی، شاهد آن بودیم که سازمان منافقین نظریه اش را عوض کرد و تقدم جنبش بر ارتش را مطرح و تصویب کرد. بر اساس دیدگاه این سازمان، تنش سیاسی داخلی همچون ادعای تقلب در سال ۸۸ و نیز اعتراضات اقتصادی این ظرفیت را دارد. از این رو، از حدود ۸ سال قبل، تخلیه تلفنی های سازمان به سمت فعالان اجتماعی و سیاسی کف میدان رفته و با بهره گیری از ۴۰۰ نفر مستقر در آلمان و سوار شدن بر روی شبکه های اجتماعی با نام های مستعار، معترضان انگیخته در اقصی نقاط کشور را تور کرده و به منبع سازمان تبدیل می کنند و بدون این که آنها بدانند در خدمت منافقین هستند، تلاش می شود مطالبات مردمی را شدت داده و به سوی درگیری هدایت کنند. کافی است شعارها و شیوه عمل چند مورد اعتراضی که از دی ماه سال گذشته تا کنون رخ داده تحلیل محتوا شود تا ردپای سازمان در تحریک و تشدید به وضوح دیده شود. این پروژه که با سرمایه گذاری آشکار عربستان و پشتیبانی فکری آمریکا انجام می شود؛ هم نیاز به سفیدسازی سازمان منافقین از یک سازمان تروریستی به سازمانی مطالبه گر خواست مردم دارد و هم نیاز به تضمین امنیت نفوذی های داخلی، با این حساب؛ گزینه «همه موارد» در میان گزینه های مطرح شده برای ترور تروریستهای شاخص دقیقتر به نظر می رسد.

انتهای متن/

نبرد سِدر و ستاره/۱۱ فیلم/خیانتی که اسراییل را نقره داغ کرد

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، روزی که جهان و به خصوص مسئولان رژیم صهیونیستی با خبر شدند که دو سرباز این رژیم توسط رزمندگان مقاومت به اسارت گرفته شده اند، نگاه ها به یک مرد دوخته شد تا معلوم شود چه در سر دارد و سرگذشت این دو نفر چگونه توسط حزب الله رغم خواهد خورد.

صهیونیست‌هایی که در تبادل قبلی اسرا به حزب الله خیانت کرده بودند و از فرستادن سه اسیر مهمی که مقاومت خواهان برگشتشان بود خودداری کرده بودند دیر یا زود باید منتظر این عملیات می‌بودند.

علاوه بر مسئولان، ساکنان سرزمین های اشغالی نیز به خوبی می‌دانستند کاری که نصرالله بخواهد انجام شود، انجام خواهد شد و حالا او تصمیم گرفته بود سه اسیر باقی مانده یعنی سمیر قنطار (در جنگ سوریه با تکفیری ها توسط جنگنده های رژیم صهیونیستی شهید شد)، نسیم نسر و یحیی اسکاف پس از سالها به کشورشان بازگردند. سوال اینجا بود که چه قدرتی می‌تواند مانع از این خواست دبیرکل حزب الله شود؟

فیلمی که مشاهده خواهید کرد عکس العمل سید حسن نصرالله را نشان می‌دهد از خیانت صهیونیست‌ها و پاسخی که می‌خواهد به این خیانت بدهد.

 

 

انتهای پیام/ب

توقف اکران گران‌ترین فیلم چین

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از هالیوود ریپورتر، «آسورا» گران‌ترین فیلم چین با بودجه ساخت ۱۰۰ میلیون دلاری (۷۵۰ میلیون یوان) بلافاصله پس از اکران و فروش ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار دلاری متوقف شد.

فیلم «آسورا» با بودجه ۱۱۰ میلیون دلاری به عنوان گران‌ترین فیلم ساخته شده در تاریخ سینمای چین شناخته می‌شود.

«جک ما» از کمپانی «علی‌بابا» یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم است که گویا بخاطر فروش ۷ میلیون دلاری در اولین آخرهفته اکران خود، ناموفق قلمداد شده و اکرانش متوقف شده است. 

تهیه‌کنندگان این فیلم در رسانه‌های اجتماعی متنی را به اشتراک گذاشتند که در آن نوشته بود که این فیلم از ساعت ۱۰ شب از سینماها برداشته می‌شود.

«ژنجیان فیلم استودیو» و «گروه نینگژیا فیلم» و گروه «علی‌بابا پیکچرز» تهیه‌کنندگان فیلم «آسورا» هستند. در بیانیه‌ای که برای توقف اکران فیلم آمده هیچ‌گونه اشاره‌ای برای دلیل این توقف اکران ذکر نشده است اما یکی از نمایندگان ژنجیان فیلم به سایت خبری چینی «سینا» گفت: این تصمیم نه تنها بخاطر عملکرد ضعیف فیلم در فروش باکس‌آفیس اتخاذ شده است بلکه قصد داریم یک سری تغییرات را در فیلم اعمال کنیم و مجددا فیلم را به اکران درآوریم.

فیلم «آسورا» نمایشنامه‌ای اساطیری از تبت باستان است که در آن مجموعه گسترده‌ای از کارکترها، قلمروهای آسمانی مختلفی را اشغال می‌کنند. قهرمان نوجوان فیلم با بازی «لی وو» باید برای نجات «آسورا» به سفری حماسی برود.

این فیلم از عوامل متعدد هالیوودی نظیر «نجیلا دیکسون» طراح لباس برنده اسکار فیلم «ارباب حلقه‌ها»، «مارتین هرناندز» به عنوان کارگردان صدا و «چارلی ایتوریاگا» به عنوان ناظر کارهای VFX که فیلم‌های «ددپول و خشمگین۷» را در کارنامه خود دارد بهره برده است.

«پنگ ژانگ» کارگردان فیلم‌های هالیوودی «ساعت شلوغی»(Rush Hour 3) و «گرگ و میش یک و دو»(Twilight 1 & 2) کارگردانی «آسورا» گران‌ترین فیلم تاریخ کشور چین را برعهده داشته است.

انتهای پیام/ 

صفحه نخست روزنامه‌های امروز

بیانات رهبری در دیدار کارگزاران حج، شعار دیر هنگام شفافیت و تکلیف بر زمین مانده قاطعیت، چرا نیروگاه بوشهر به داد صنعت برق نمی رسد، مطالبه پرداخت دیه مقتولان فاجعه منا، اصلاح اصلاحات،وثیقه ۴ هزار میلیاردی برای مدیر عامل ثامن الحجج، ارز خواران و رانت خواران الفرار، مسکن در گردنه قیمت ها، صدا وسیما شاکیان را ببیند و برخورد قاطع باهرکس در هر مقامی پیرامون تخلفات ازعناوین اصلی روزنامه‌های امروز کشورمان بود.

وعده‌های اقتصادی اروپا برای حفظ برجام در گرو تصویب قوانین FATF

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا در گزارشی به نقل از چندین مقام اروپایی درباره توافق هسته‌ای نوشت؛ دولتهای انگلیس، آلمان و فرانسه به دنبال فعال کردن حسابهایی برای بانک مرکزی ایران و ارتباط آنها با بانکهای مرکزی کشورهای اروپایی در راستای تلاشها برای باز گذاشتن کانالهای مالی و زنده نگه داشتن برجام هستند. 

این روزنامه آمریکایی می‌گوید که این اقدام، اولین نشانه مستحکم از  عمل به وعده‌های کشورهای اروپایی در راستای حفظ برجام است که مستقیما دولتهای اروپایی را در مقابل سیاست تحریم و انزوای آمریکا علیه ایران قرار خواهد داد.

مقامات درگیر در این موضوع همچنین گفته‌اند که گزینه فعال کردن حسابهای بانک مرکزی ایران در بانکهای مرکزی(اروپایی) و یا بازفعال کردن آنها بعد از سالها سکون، یکی از چندین راهکاری است که دولتهای اروپایی فعالانه درحال پیگیری آن هستند. 

فرانسه، انگلیس و آلمان این طرحها را در جریان مذاکرات خود با طرف ایرانی در مذاکرات اوایل ماه جاری در وین مطرح کردند با این حال آنها گفته بودند که روی جزئیات آن باید هنوز کار کنند. 

براساس گزارش وال استریت ژورنال، این مقامات اروپایی می‌گویند که دیکر کشورهای اروپایی نظیر سوئد و اتریش نیز چنین ملاحظاتی(باز کردن کانالهای مالی) را در نظر خواهند گرفت.

این مقامات همچنین تاکید کردند، درحالیکه مذاکره با بانکهای مرکزی اروپا را آغاز کرده‌اند اما هنوز تاییدیه ای دریافت نکرده‌اند. این مقامات همچنین می‌گویند که به خاطر بازگشت تحریمهای آمریکا علیه ایران این بانکها نسبت به ارتباط مالی با ایران بی میل هستند. 

وال استریت ژورنال در ادامه به نقل از همین مقامات اروپایی نوشت؛ ایران هم نیاز دارد قوانین مربوط به پولشویی که از سوی FATF ارائه شده است را تصویب کند و استانداردهای آن را پاس کند. 

این روزنامه در پایان نوشت که بانک انگلیس در این زمینه اظهارنظر نکرد و بانکهای آلمان و فرانسه نیز به درخواست ما برای اظهارنظر پاسخ مثبت نداده اند.

 «فدریکا موگرینی»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز دوشنبه بعد از نشست شورای وزیران خارجه این اتحادیه گفت: «امروز، شورا در خصوص توافق هسته‌ای ایران با به روز‌ رسانی‌ قوانین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مسدودساز موافقت کرد. این گام بسیار مبارکی از سوی شورا است و از لحاظ تدابیری که اتحادیه اروپا برای اطمینان از پابرجایی مزایای اقتصادی برجام اتخاذ کرده، گامی استوار رو به جلو محسوب می‌شود.»

اشاره این مقام اتحادیه اروپا به اقدام وزیران خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا است که در نشست خود در بروکسل رسما عدم مخالفت خود را با به روزرسانی قوانین مسدودساز با هدف محافظت از شرکت‌های اروپایی در برابر تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران، اعلام کردند.

بنا بر اعلام شورای اروپا، این تصمیم بدون بحث در جلسه امروز شورای امور خارجی اتحادیه اروپا که در شهر «بروکسل» برگزار شد، اتخاذ شده است. با تصویب این تصمیم در شورای خارجی اتحادیه اروپا، این اتحادیه یک گام دیگر به تجدید قوانین مسدودساز نزدیک شده است.

محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران نیز روز دوشنبه در یک سخنرانی در تهران، با بیان اینکه اقدامات عملیاتی گروه ۱+۴ شروع شده، گفت: در سفر به وین ریز اقدامات در حوزه بانکی و نفت و اقداماتی که قرار است برای تضمین روابط بانکی و تضمین ادامه فروش نفت ایران انجام دهند را با ما در میان گذاشتند.

انتهای پیام/م

یادداشت/ سعدالله زارعی یک سفر با چند گام بلند

به گزارش گروه دیگر رسانه خبرگزاری فارس، سعدالله زارعی در یادداشتی در روزنامه کیهان با عنوان ” یک سفر با چند گام بلند” درباره سفر اخیر علی اکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بین‌الملل به مسکو  نوشت:

راهبردی کردن رابطه ایران با قدرت‌های مهم آسیایی به عنوان «راه‌حل جامع» مسایل ایران و مهم‌ترین گام در ارتقای سطح قدرت کنونی ایران به حساب می‌آید.

امروز قدرت منطقه‌ای ایران در اندازه‌ای هست که بشود از آن به‌ عنوان «بنیان» (Base) برقراری رابطه فعال با قدرت‌هایی نظیر چین، هند و روسیه استفاده کرد.

در این میان برخلاف آنچه بعضی در داخل ایران تصور و تبلیغ می‌نمایند این سه قدرت، از یک سو «استحکام ساخت داخلی» جمهوری اسلامی را باور دارند و از سوی دیگر در این موضوع متفق‌القول‌اند که ایران نقش مهمی در مثلث «امنیت منطقه»، «توان همگرا ساختن تعداد زیادی از کشورهای منطقه» و «برخوردار بودن از زیرساخت‌های مستحکم انرژی» دارد و این ابعاد می‌تواند شکل‌دهنده به توافقی سرشار از سود برای همه باشد.

این نگاه سه کشور هند، چین و روسیه به ایران است و مهم‌ترین پیش‌نیاز ما برای رسیدن به رابطه‌ای راهبردی با قدرت‌های آسیا می‌باشد.

دقیقاً به همین دلیل، تحلیلگران برجسته بین‌المللی، سفر دکتر علی‌اکبر ولایتی به مسکو را «راهبردی» و دارای اهمیت تاریخی ارزیابی کردند. در این خصوص گفتنی‌هایی وجود دارد:

۱- غرب با نگاه به ساخت فکری ایران که طی ده‌ها سال و بلکه طی دو قرن شکل گرفته است، مطمئن بود که ایران به غیر از حل مسایل خود با غرب گزینه دیگری ندارد این نوع قضاوت نسبت به ایران البته گاهی وجهی افراطی به‌خود می‌گرفت تا جایی که بعضی ادعا می‌کردند که اساساً وقوع انقلاب اسلامی در ایران یک پروژه است و در کانتکس غرب قرار دارد.

تردیدی در این نیست که غرب در این نگاه دچار خطاست ولی واقعاً پر بیراه هم نیست که غرب وقتی به روند فکری و سابقه بعضی از دستگاه‌های جمهوری اسلامی نگاه می‌کند به این جمع‌بندی برسد که ایران به راه‌حل دیگری به جز غرب نمی‌اندیشد بر این اساس اتحادیه اروپا بدون آنکه هیچ نگرانی از واکنش ایران داشته باشد بعد از دو ماه وقت‌گذرانی، بسته‌ای پیشنهاد کرد که در واقع دهن‌کجی به ایران بود.

وقتی غرب بعضی تحلیل‌های داخلی‌ها و به‌خصوص وضع بعضی از رسانه‌های ما را نگاه می‌کند، خیالش از بابت مقاومت ایران تا حد زیادی راحت می‌شود. به منصب رسیدن بعضی از افراد «بسیار ضعیف» برای غربی‌ها شوق‌برانگیز است و این را به‌عنوان دلیلی مهم بر استمرار سیطره فرهنگی بر ایران تلقی می‌نماید.

بر این اساس باید گفت اقداماتی از نوع در پیش گرفتن استراتژی «نگاه به شرق»، یک تهدید استراتژیک برای غرب تلقی می‌گردد و اگر از آن بوی استمرار استشمام کند یک بحران واقعی به حساب خواهد آورد.

۲- سفر «فرستاده ویژه» رهبر معظم انقلاب اسلامی به مسکو بعد از شکست مذاکرات دوماهه ایران و اروپا بیانگر آن است که برخلاف تصور پیشین اروپایی‌ها، ایران نه تنها در بن‌بست قرار ندارد بلکه گزینه‌ای مهم‌تر از اروپا نیز در دسترس دارد.

این موضوع نه فقط می‌تواند مسایل ایران را حل کند بلکه به‌عنوان یک الگو در حل مسایل با غرب مورد استفاده سایر ملت‌ها و دولت‌ها قرار گیرد. اگر الگوی انتقال از اروپا به آسیا برآمده از یک «تجربه موفق» باشد، آنگاه غرب دیگر حرفی برای گفتن نخواهد داشت و اثر واقعی مهم‌ترین برگ برنده آمریکا که «عملیات روانی» است تا حد بسیار زیادی از بین می‌رود.

این در حالی است که اگر با دقت به صحنه تحولات بنگریم، از مناظر دیگر نیز اروپا و آمریکا قدرت پیشین خود را از دست داده‌اند. هم‌اینک به دلیل اختلافات کانادا با آمریکا از یک سو و مکزیک با آمریکا از سوی دیگر پیمان «نفتا» فرو پاشیده و از هر آنچه به عنوان ائتلاف آمریکا و اروپا یاد می‌شد نیز چیزی باقی نمانده است متأسفانه در سال‌های اخیر به دلیل ضعف‌هایی که از سوی بعضی دولتمردان ایرانی بروز کرد، «ایران» تنها کار مشترک آمریکا و اروپا بود.

سفر دکتر ولایتی در بحبوحه شکست مذاکرات ایران و اروپا نشان داد که در این بازی، اروپا برگ‌های کمتری دارد.

۳- برخلاف آنچه در بعضی از رسانه‌های خارجی به‌طور حساب‌شده و در بسیاری از رسانه‌های داخلی به‌طور عمدی یا سهوی منعکس شد، سفر دکتر ولایتی به مسکو به عنوان «نماینده عالی» رهبر معظم انقلاب و حامل پیام رئیس‌جمهور روی موضوع اقتصاد و توافقات بزرگ اقتصادی تمرکز داشت و به نقطه‌های درخشانی هم رسید.

اما از آنجا که در طول سال‌های اخیر شاه‌کلید تحریم‌های آمریکا و اروپا علیه ایران «اعمال فشار شدید اقتصادی» به توده مردم و ناامید کردن آنان از بهبود اوضاع کشور بود، تلاش شد تا وانمود شود هدف سفر دکتر ولایتی حل و فصل اختلافات روسیه با ایران در خصوص ادامه حضور نظامی ایران در سوریه بوده است در حالی که از یک سو روسیه مانعی بر سر راه ادامه حضور ایران- در صورتی که ایران آن را ضروری بداند – نیست و نمی‌تواند هم باشد چه اینکه خود روسیه به دعوت ایران به سوریه آمده است و هم‌اینک تداوم حضور آن در چارچوب یک پروتکل خاص که مورد توافق دولت‌های ایران و سوریه است، انجام می‌شود.

با این وصف اگر این سؤال معکوس شود، معقول‌تر خواهد بود. البته ایران و روسیه هر دو بر تداوم حضور نظامی یکدیگر در سوریه تا زمانی که ریشه‌های بحران امنیتی سوریه کاملا خشک نشده است، تاکید دارند و این حضور مورد تایید دولت سوریه نیز می‌باشد و از نظر بشار اسد این نیاز لااقل ۱۰ سال به درازا می‌کشد.

ایران و روسیه به طور متناوب و حداقل هفته‌ای یک بار در مورد سوریه و در قالب دو هیئت جداگانه سیاسی و امنیتی با یکدیگر گفت‌وگو کرده و جزئیات را برای رسیدن به «وحدت رویه» به بحث می‌گذارند بنابراین برای بحث پیرامون مسایل امنیتی سوریه نیازی به این سفر نبوده است.

مخالفان بهبود شرایط اقتصادی در ایران که متاسفانه فقط دشمنان شناخته شده خارجی ایران نیستند و بعضی جریانات سیاسی که اساسا نمی‌خواهند برکات «خط انقلاب» به جامعه سایه‌افکن شود و بطلان نظریات بدیل آشکار گردد، تلاش کردند تا مانع جلوه این سفر راهبردی به مثابه یک «راه‌حل» مسایل مبتلا‌به مردم شوند از این رو به حاشیه‌سازی پرداخته و موضوع اصلی را به سمت چیزی که از نظر آنان کمتر مورد عنایت مردم است هل دادند.

در اینجاهاست که می‌توانیم رابطه نهفته در شعارهای آشوب‌گران با مقاله‌نویسان بعضی از رسانه‌های داخلی را نشان دهیم.

۴- ابعاد اقتصادی سفر به خصوص در حوزه انرژی و ساخت نیروگاه‌ها و راه‌های برقی و خطوط‌ ترانزیت خیلی برجسته بود.

روسیه در این دیدار متعهد شد که تا سقف ۵۰ میلیارد دلار در حوزه نفت و گاز ایران به میدان آورده و به سرمایه‌گذاری عظیم در این حوزه و به خصوص در تاسیس نیروگاه‌های بزرگ و کوچک جدید در طول سواحل شمالی خلیج‌فارس و دریای عمان بپردازد.

اگر این توافقات اجرایی شوند در واقع می‌توان گفت اقتصاد ایران  یک جهش بزرگ و افزایش درآمد در یک دوره کوتاه پیدا می‌کند این جهش می‌تواند درآمد ارزی ما را تا دو برابر در یک دوره کوتاه افزایش دهد.

سرمایه‌گذاری روسیه در حوزه ساخت نیروگاه‌های جدید به‌خصوص ساخت ده‌ها نیروگاه کوچک ۳۵ مگاواتی در حاشیه سواحل جنوبی ایران می‌تواند اشتغال عظیمی در پی بیاورد چرا که احداث هر نیروگاه می‌تواند حجم عظیمی از «آب شیرین» را وارد چرخه کشاورزی مناطق کمتر برخوردار جنوب کند و به اشتغال صدها هزار جوان بیکار در این مناطق محروم بینجامد.

علاوه بر آن تقویت خطوط انتقال برق از ایران به کشورهای آسیای میانه و ایجاد خط‌ ترانزیت ایران با حوزه اوراسیا- شامل روسیه، روسیه سفید، قزاقستان، آذربایجان، گرجستان و ارمنستان – می‌تواند یک موقعیت بی‌بدیل را در اختیار ایران قرار داده و قفل‌های روابط خارجی و ترانزیت ایران را که فعلا به دو- سه کشور محدود است، بشکند.

۵- یکی از جنبه‌های مهم سفر ولایتی، کاهش سیطره دلار و یورو در مراودات اقتصادی ایران بود اگر مصوبات این سفر اجرایی شود که به نظر می‌آید دو کشور در اجرای آنها تردید ندارند، ایران می‌تواند روی بازاری به وسعت ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار در سال حساب کند و کالاهای خود را با «روبل» و کالا‌های مورد نیاز خود را با «ریال» و … وارد کند.

امتداد این خط- یعنی نگاه به شرق- انعقاد قراردادهای مشابه با چین و هند و وارد شدن ریال ایرانی در حوزه یوان و روپیه است. 

انتهای پیام/ب