مرد پرتغالی می رود یا می ماند؟ توافق نهایی الجزائری‌ها با کی‌روش در مذاکره فوق سری/ ویلموتس پلن بی روباه‌های صحرا

به گزارش خبرگزاری فارس، درحالیکه اکثر رسانه‌های الجزایر از احتمال به دست گرفتن زمام هدایت تیم ملی الجزایر بوسیله کارلوس کی روش، سرمربی تیم ملی ایران خبر می دهند، روزنامه الشروق این کشور گزارشی را درباره این موضوع جنجالی ارائه داد و به فوق سری بودن این مذاکرات که به توافق نهایی منجر شده، پرداخته است.

این روزنامه الجزایری نوشت: فدراسیون الجزایر هنوز به صورت نهایی با سرمربی جدید خود به توافق نرسیده است و به جای این گزینه مطرح شده پلن بی نیز درنظر گرفته است. مارک ویلموتس، سرمربی سابق تیم ملی بلژیک گزینه دوم الجزایری ها خواهد بود.

البته زطشی، رئیس فدراسیون الجزایر از توافق نهایی با سرمربی جدید تیم ملی خبر داده و این موضوع را فوق سری عنوان کرده و به هیچ وجه حاضر نیست نام و حتی کشور سرمربی آینده الجزایر را فاش کند. البته زطشی این روزها تحت فشار بسیار بالا از سوی وزیر ورزش الجزایر نیز است چون باید سرمربی جدید خیلی زود مشخص شود.

زطشی، رئیس فدراسیون الجزایر تاکید کرد که تمام توافقات لازم با سرمربی جدید انجام شده است و تنها جزئیاتی از مبلغ قراردادش باقی مانده است و در چند روز آینده رسما این سرمربی معرفی خواهد شد. روزنامه الشروق به صورت اختصاصی هفته گذشته از مذاکره فدراسیون الجزایر با کارلوس کی روش، سرمربی تیم ملی ایران پرده برداشته بود. این بار نیز از مذاکرات فوق سری با مرد پرتغالی را افشا کرد و شانس اول هدایت تیم ملی را سرمربی سرشناس پرتغالی عنوان کرد.

به گزارش فارس، کارلوس کی روش پس از  این اخبار مطرح شده از سوی رسانه های الجزایر با گذاشتن پستی بحث برانگیر و مبهم به نوعی به این اخبار واکنش نشان داد.

انتهای پیام/ر

 

/اختصاصی فارس/ معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت بازداشت و با وثیقه آزاد شد

به گزارش خبرنگار قضایی خبرگزاری فارس، در ادامه رسیدگی به پرونده تخلف در ثبت سفارش ۶۴۰۰ خودروی لوکس و تحقیق از مدیران و مسئولان دخیل در این پرونده به تازگی یکی از معاونین وزیر صنعت، معدن و تجارت بازداشت شد.

براساس اطلاعات موجود این فرد که آقای «م» نام دارد یکی از معاونین کلیدی وزیر صنعت، معدن و تجارت است که با دستور بازپرس پرونده بازداشت شده و از وی تحقیق شده است.

این در حالی است که متهم پس از انجام تحقیقات ابتدایی با قرار وثیقه آزاد شده است.

پیش از این حجت الاسلام محسنی اژه‌ای در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر نتیجه سوال دستگاه قضایی از وزارت صنعت معدن و تجارت و پاسخ آن‌ها گفت: آن‌ها یکسری پاسخ‌ها داده‌اند و دادستان تهران در حال تکمیل آن هستند. یکی از سوالات این بوده است که خودشان در نامه‌هایی که داده‌اند، گفته‌اند که یکی از مسئولان در سازمان توسعه تجارت اعلام داشته که ما از تیرماه سال ۹۶، مطلع شدیم تخلفاتی صورت گرفته و مشخصا هم از ۲۵ بهمن برای ما محرز شد که تخلفاتی انجام شده؛ لذا نامه‌نگاری کرده و به وزارت اطلاعات و سازمان تعزیرات اطلاع دادیم و درخواست کردیم که این اقدامات تامینی انجام گیرد.

معاون اول قوه قضاییه تصریح کرد: سئوال این بود که شما که در آن موقع به این موضوع رسیدید، غیر از نامه‌نگاری، آیا متوجه شدید که افراد تشکیلات خودتان نیز تخلفی کرده‌اند یا خیر؟ اگر به این موضوع رسیدید با آن‌ها چه برخوردی شده؟ آیا آن‌ها را عزل یا معرفی کردید؟ پاسخ به این پرسش‌ها هنوز دقیق مشخص نیست و دارند پیگیری می‌کنند.

حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه‌ای خاطرنشان کرد: بدوا به ذهن می‌رسد که این میزان از تخلف نمی‌تواند بدون همکاری برخی از افراد حداقل در سازمان توسعه و تجارت باشد.

سخنگوی قوه قضاییه افزود: افرادی البته دستگیر شده‌اند و الان هم در بازداشت هستند و اینکه آیا دستگیری‌ها منحصر به همین افرادی که فعلا بازداشت هستند، می‌شود و یا اینکه بعدا افراد دیگری هم بازداشت می‌گردند، موضوعی است که بعدا در تحقیقات روشن می‌شود.

وی در پاسخ به سئوالی مبنی جدیدترین آمار دستگیری‌ها نیز گفت: این‌ها البته دو دسته هستند که یک دسته در تهران دستگیر شده‌اند که قبلا ۱۳ دستگیری داشتیم که ۵ نفر نیز اخیرا بازداشت شده‌اند و دیروز حکم جلب افرادی داده شده که اگر افراد دیگری در این فاصله زمانی دستگیر شده‌اند، بنده اطلاع ندارم؛ ولی ابتدا ۱۳ نفر در بازداشت بودند و ۵ نفر هم اخیرا دستگیر شدند که بازداشت هستند. البته تعداد کسانی که ممکن است دستگیر شده باشند و با قرار آزاد شده باشند و یا احضار شده، ولی منجر به بازداشت‌شان نشده، بیشتر است، ولی کسانی که در بازداشت هستند، همان تعدادی است که عرض کردم.

انتهای پیام/

رکورد تولید شکر در کشور شکسته شد/ شکر کیلویی ۳۱۰۰ تومان

بهمن دانایی در گفت‌وگو با خبرنگار کشاورزی خبرگزاری فارس، در مورد آخرین وضعیت تولید شکر در کشور، خاطرنشان کرد: سال گذشته رکورد بی‌نظیری در تولید شکر ثبت شد، به طوری که ۲ میلیون و ۱۵ هزار تن شکر تولید کردیم که یک میلیون و ۱۴۳ هزار تن آن در بخش چغندر قند و ۸۷۲ هزار تن آن در بخش نیشکر بوده است.

وی با اشاره به اینکه رکورد تولید شکر هیچ وقت در کشور سابقه نداشته و بالاترین میزان تولید مربوط به سال ۸۵ با یک میلیون و ۲۷۴ هزار تن بوده، تصریح کرد: البته این رقم تا سال ۹۲ روند کاهشی یافته بود و به یک میلیون و صد هزار تن رسیده بود.

دبیر انجمن قند و شکر ایران به این نکته اشاره کرد که در سال ۹۶ فقط ۲۰۰ هزار تن کمبود و نیاز به واردات داشتیم و ۹۰ درصد را از محل تولید داخل تأمین کرده‌ایم که یکی از دلایل آن محدود کردن واردات شکر توسط وزارت جهاد کشاورزی است که اجازه نداد تا واردات شکر تولیدکننده نتواند شکر تولیدی خود را در بازار بفروشد. 

وی این را هم گفت که در سال ۹۶ تنها ۸۷۰ هزار تن شکر وارد شده و امسال نیز در چهار ماهه سال به ۹۷ کلاً ۸۶ هزار تن شکر وارد شده که آن هم باقیمانده شکرهایی است که در بندر مانده و از سال قبل ترخیص نشده است و در نهایت امسال مجوزی برای واردات شکر نداریم.

دانایی اطمینان خاطر کرد که بیش از ۸۰۰ هزار تن شکر ذخیره شده که هر ماه در نهایت ۱۷۰ هزار تن شکر مصرف می‌شود، ضمن آنکه از ۲۰ روز آینده و از اوایل شهریور ماه بهره‌برداری از چغندر قند و نیشکر در سال جدید شروع می‌شود.

دبیر انجمن قند و شکر ایران کشت پاییزه چغندر قند را عاملی در کاهش مصرف آب و استفاده از بارش‌های پاییزه برشمرد و گفت: با آنکه حجم زیادی از نیشکر و چغندر قند در خوزستان تولید می‌شود، اما ظرفیت صنعتی در این  استان کم داریم و برای استحصال و فرآوری این دو محصول باید روانه کارخانه‌های استان‌های اصفهان، چهارمحال و کرمانشاه می‌شود که اگر بتوانیم کارخانه جدید در خوزستان راه‌اندازی کنیم، بسیار مؤثر خواهد بود.

وی از کلنگ‌زنی کارخانه فرآوری چغندر قند با ظرفیت ۱۰ هزار تن طی ۱۰ روز آینده در استان خوزستان خبر داد و گفت: در عین حال دو کارخانه نیشکری در این استان هم قرار است تا دومنظوره فعالیت کنند که قطعاً برای فرآوری چغندر قند و استحصال شکر مؤثر بوده و آب کمتری هم در راستای استحصال مصرف خواهد کرد. 

دانایی همچنین در مورد نرخ مصوب شکر هم گفت: بسته‌های ۵۰ کیلویی فله‌ای با نرخ مصوب ۲۷۲۲ تومان برای سال ۹۶ مصوب شده است که فعلاً با همین رقم فروش ادامه دارد و بسته‌های ۹۰۰ گرمی با نظارت سازمان حمایت با نرخ مصوب ۳۵۵۰ تومان در دسترس مردم قرار دارد.

وی همچنین در مورد نرخ هر کیلوگرم شکر فله‌ای در بازار گفت: این محصول نیز بین هر کیلوگرم ۳ هزار تا ۳۱۰۰ تومان بر اساس نرخ مصوب سازمان حمایت به فروش می‌رسد.

انتهای پیام/ب

بی بی سی در حال اجرای تفاهم نامه امنیتی علیه ایران است

به گزارش خبرگزاری فارس، فرید مدرسی، از فعالان رسانه های اصلاح طلب، طی یادداشتی با عنوان “پروژه بی‌بی‌سی فارسی چیست؟ چگونه غول‌هایِ امنیتی، فرشتگانِ خبری را می‌خورند؟” نوشته است:
جنگ رسانه‌ای علیه “جمهوری اسلامی ایران” قطعی است. نقش “بی‌بی‌سی فارسی” کاملا فرماندهی این جنگ است و جایگاهی استراتژیک در آن دارد.
بازتعریف و تغییر سیاست‌ رسانه‌ای “بی‌بی‌سی فارسی” نمایان شده است. خبرنگار دقیقا در جایگاه افسر جنگ روانی نشسته است و سخن مصاحبه شونده را آنگونه بازتکرار می‌کند تا استراتژی نوشته شده را علیه ایران پیاده کند.

او در ادامه می‌افزاید: اصول حرفه‌ای دیروز که ساعت‌ها در کارگاه‌های آموزشی تدریس شده است، دیگر برای بی‌بی‌سی معنایی ندارد و مهم ناسزاگویی به جمهوری اسلامی ایران است و تاثیر بر کوچه و بازار؛ نه نخبگان که تا دیروز برایش اهمیت اولیه داشت. البته همچنان جنبش دانشجویی، زنان، کارگران و اقلیت‌های جنسی و مذهبی جزو حوزه سنتی/امنیتی این رسانه است. ناسزاها که تا دیروز جهت رعایت آداب اخلاق ژورنالیستی سانسور و حذف می‌شد، اکنون در گیومه و دقیق نوشته و بولد و حتی چندباره تکرار می‌شود.

 

مدرسی نوشته است: فرماندهان میانی جنگ روانی “بی‌بی‌سی فارسی” یعنی مدیران و معاونان این شبکه، دقیق و شفاف اطلاعات و نااطلاعات را بر اساس استراتژی اصلی طراحی شده، به چند خبرنگار که در جایگاه افسران این جنگ نشسته‌اند، می‌دهند و آنان آن را در هم می‌آمیزند و با تکنیک‌های ژورنالیستی دکلمه می‌کنند. این مسیر گام به گام و اندک اندک رشد کرده و پیش رفته است و به یک باره رخ‌ نداده است. اینگونه است که مدتی است در این شبکه، تنها چند خبرنگار بیش از دیگران محور می‌شوند و برخی هم حاضر به همکاری نیستند و پس از سال‌ها، خداحافظی می‌کنند. پیش‌کسوتانی که تا دیروز اعتبار بی‌بی‌سی فارسی بودند و آنان را می‌نمایاندند تا برند خود را تقویت کنند، امروز دیگر بلااستفاده شده‌اند و البته اهمیت این جنگ، آنچنان است که حاضرند پیش‌کسوتان را قربانی و حذف کنند.

او می‌افزاید: بی‌بی‌سی فارسی قرارگاه جنگ روانی علیه‌ جمهوری اسلامی ایران و کانون استراتژیک این پروژه “سعودی-امریکایی-اسرائیلی” است که در تفاهم‌نامه‌های امنیتی میان سرویس‌های بینادولتی این نقش را برعهده‌اش گذاشته‌اند. در این پروژه مهم این نیست که دولت بریتانیا حضور ندارد، بلکه از آن جهت است که سرویس اطلاعاتی انگلیس در هر پروژه‌ای امنیتی وارد می‌شود تا از بده‌بستان‌ها جا نماند؛ برای دیگران بازی می‌کند تا دیگران هم در جایی دیگر برای او بازی کنند.

این فعال عرصه رسانه همچنین با بیان اینکه بی‌بی‌سیِ فارسی امروز شروع به توزیع نیروی رسانه‌ای به سایر رسانه‌های معارض جمهوری اسلامی ایران هم می‌کند، نوشته است: اینگونه است که رویترز از بی‌بی‌سی یار کمکی می‌گیرد و به صورت غیرحرفه‌ای حاضر می‌شود، اعتبار بین‌المللی خود را تنها بخاطر پیاده کردنِ تفاهم‌نامه‌های امنیتی زیرسوال ببرد و خبرسازی زرد کند تا ایران بیش از پیش در افکار عمومی داخلی و جهانی درماند.

در خاتمه یادداشت مدرسی نیز می‌خوانیم: از دیگر سو، “بی‌بی‌سی فارسی” برای خود رقیب می‌سازد و فعالان رسانه‌ای‌ خود را به رسانه‌های تازه تاسیس اجاره می‌دهد؛ به رقیبی که اگر بحث رسانه‌ای صرف باشد، این اقدام غیرمنطقی و غیرعقلانی و دور از درایت حرفه‌ای است اما آنچنان جنگ رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد که حاضر است حامی و پذیرای رقیب باشد؛ رقیبی که قرار است ۲۴‌ساعته برنامه پخش کند و مخاطبان‌اش را تصاحب نماید و از آن پیشی‌ بگیرد.

انتهای پیام/ح

آمادگی بسیج برای همکاری و کمک به دولت/ دولت باید آرایش جنگ اقتصادی به خود بگیرد

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین که در جمع مسئولین بسیج اقشار و بسیج وزارتخانه ها سخن می‌گفت با اشاره به تشدید نابسامانی در بازار ارز و طلا افزود: مسئولان دولتی باید باور کنند که دشمن جنگ اقتصادی را شروع کرده و انتظار ملت این است که دولت نیز آرایش جنگ اقتصادی به خود بگیرد.

رییس سازمان بسیج مستضعفین افزود: ما همانگونه که برادرانه از قوه قضائیه خواستیم که در مقابل مفسدان اقتصادی برخورد قاطعانه و انقلابی داشته باشند، از برادران خود در دولت هم می‌خواهیم که با رویکرد انقلابی وارد کارزار اقتصادی شوند و اجازه ندهند اقتصاد کشور و معیشت مردم بیش از این دچار تلاطم گردد.

وی با اشاره به فشارهای اقتصادی که دشمن از ابتدای پیروزی انقلاب به ملت ایران وارد می‌کرد گفت: مردم در دهه ۶۰ وقتی مسئولان را کنار خود می دیدند فشارها را تحمل می کردند و اکنون نیز مسئولان باید در مشکلات موجود کنار مردم قرار گیرند و به حل مشکلات آنان بپردازند.

غیب پرور ‌با انتقاد از کم تحرکی دستگاه‌های نظارتی گفت: در حالی که عده ای محدود با دلالی و اخلال در اقتصاد کشور بر مشکلات مردم می افزایند، انتظار از دستگاه‌های نظارتی آن است که با هماهنگی و هم افزایی در برخورد با مفسدان اقتصادی تعلل نکنند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در پایان بار دیگر بر آمادگی بسیج برای همکاری و کمک به دولت تاکید کرد و گفت: ما بارها به مسئولان دولتی اعلام کردیم که بسیج با ظرفیت عظیمی که در اختیار دارد می‌تواند به دولت در حوزه های مختلف کمک کند و معتقدیم اگر دولت از این ظرفیت عظیم مردمی استفاده کند قطعا مشکلات کشور بسیار سریع تر و کم هزینه تر برطرف خواهند شد.

انتهای پیام/

صبح امروز گزارش کمیسیون اصل ۹۰ درباره زلزله استان کرمانشاه در صحن مجلس قرائت شد

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، فرهاد تجری نایب رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی در نشست علنی امروز (چهارشنبه پارلمان) گزارش کمیسیون متبوعش در خصوص بررسی و ارزیابی عملکرد دستگاه‌های خدمات‌رسان و ستاد بازسازی به مردم زلزله‌زده استان کرمانشاه پس از وقوع زلزله ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۶ غرب استان کرمانشاه را در راستای ماده ۱۰۵ آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در پارلمان قرائت کرد. 

در بخشی از این گزارش، آمده است بلاتکلیفی لایحه قانونی تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور در مجلس شورای اسلامی و عدم تصویب آن علی‌رغم سپری شدن بیش از ۵ سال از مرحله آزمایشی آن، عدم اختیارات استاندار در تأمین و ابلاغ و تخصیص اعتبارات حوادث غیرمترقبه موسوم به مواد ۱۰ و ۱۲ که صرفاً از طریق هیأت دولت تصویب و ابلاغ می‌شود که در طول سالیان اخیر اعتباری در این زمینه تخصیص نیافته است و همچنین عدم تأمین اعتبار مورد نیاز برای ساخت انبارهای امدادی در سطح شهرستان‌های تابعه به علت عدم تخصیص اعتبارات حوادث غیرمترقبه از جمله نقاط ضعف در جریان زلزله کرمانشاه بوده است.

همچنین پیام وحدت‌آفرین و سفر مقام معظم رهبری به مناطق زلزله‌زده استان کرمانشاه، سفر ریاست جمهوری و رئیس مجلس و رئیس قوه قضاییه به مناطق زلزله‌زده و حضور میدانی و مؤثر استاندار از ساعات اولیه پس از وقوع زلزله تاکنون در منطقه علاوه بر اشرافیت و اطلاع از مشکلات و معضلات مردم آسیب‌دیده در خدمات‌دهی و امدادرسانی شبانه‌روزی مسئولین استانی و شهرستانی نقش بسزایی داشته است و استفاده از کمک‌ها و ظرفیت‌های مردمی در امدادرسانی و توزیع اقلام مورد نیاز در مناطق حادثه‌دیده از جمله نقاط قوت در جریان زلزله کرمانشاه بوده است.

متن کامل این گزارش متعاقباً در همین خبر به روزرسانی می‌شود.

ادامه دارد …

ترامپ:برجام نمایش وحشت است/ایرانی‌ها به زودی با ما گفت‌وگو می‌کنند

به گزارش گروه مانیتورینگ بین‌الملل خبرگزاری فارس، «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا بامداد چهارشنبه بار دیگر مدعی شد مقام‌های ایران به زودی با دولت او وارد گفت‌وگو خواهند شد. 

او که در جمع هوادارانش در شهر «تامپا» در ایالت «فلوریدا» سخنرانی می‌کرد گفت: «من ایالات متحده را از توافق هسته‌ای وحشتناک و یکجانبه ایران خارج کردم.» 

ترامپ بار دیگر این ادعا که به موجب این توافق «۱٫۸ میلیارد دلار پول نقد به ایران» بابت یک توافق تبادل زندانیان پرداخت شده بود را تکرار کرد. البته رقم این پرداخت ۱٫۷ میلیارد دلار است که ترامپ گاهاً آن را ۱٫۸ میلیارد دلار عنوان می‌کند. 

وی گفت: «۱٫۸ میلیارد دلار [به ایران] پرداخت شد. ۱٫۸ میلیارد دلار پولا نقد! توافق هسته‌ای ایران، نمایش وحشت است.»

اشاره رئیس‌جمهور آمریکا  به ماجرای تبادل زندانیان بین ایران و آمریکا در ۲۶ دی ماه سال ۱۳۹۴ در دولت باراک اوباما بود که طی آن در ازای آزادی چهار زندانی از ایران، چند تن از ایرانیان بازداشت شده در آمریکا آزاد شدند.

دولت آمریکا همزمان با این اقدام با پرداخت ۱٫۷ میلیارد دلار برای حل و فصل یک دعوای حقوقی قدیمی هم موافقت کرد.

ایران، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از دولت آمریکا بابت عدم تحویل ۴۰۰ میلیون دلار مندرج در قراردادی اجرایی‌نشده برای خرید تسلیحات میان دولت «جیمی کارتر»، رئیس‌جمهور اسبق  با شاه مخلوع ایران به «دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا» شکایت برده بود که در نهایت این دادگاه به نفع تهران رای داد.

«جان کری»، وزیر خارجه سابق آمریکا روز ۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۴ اعلام کرد واشنگتن توافق کرده علاوه بر تسویه این بدهی ۱٫۳ میلیارد دلار هم بابت محاسبه نرخ تورم به ایران بپردازد. 

اعلام این توافق، از آنجا که تقریباً همزمان با تبادل زندانیان میان دو کشور صورت گرفت حساسیت‌های زیادی در آمریکا برانگیخت و شمار زیادی از نمایندگان کنگره مدعی شدند دولت اوباما این پول را بابت آزادی زندانیان از ایران پرداخت کرده است.

ترامپ تا کنون چندین بار همین موضوع را بهانه حمله به دولت اوباما قرار داده و از آن انتقاد کرده است. 

رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه سخنرانی خود در بامداد چهارشنبه گفت: «امیدوارم کار با ایران خوب پیش برود. آنها الان گرفتاری‌های زیادی دارند. امیدوارم که کار خوب پیش برود و احساس من این است که آنها خیلی زود با ما صحبت می‌کنند. شاید هم این کار را نکنند که آن هم اشکالی ندارد.»

رئیس‌جمهور آمریکا پیش از این هم این ادعا که ایرانی‌ها روزی برای مذاکره با او تماس خواهند گرفت را مطرح کرده بود. در تازه‌ترین مورد، او در کنفرانس خبری مشترک با نخست‌وزیر ایتالیا در روز دوشنبه (۸ مردادماه) این ادعا را مطرح کرد.

ترامپ در سخنرانی روز دوشنبه گفت: «من به توافق ایران خاتمه دادم. توافق مضحکی بود. من تصور می‌کنم آنها (ایرانی‌ها) در نهایت تمایل به دیدار [با من] خواهند داشت و من هر موقع آنها بخواهند آماده دیدار هستم.»

این دیدگاه ترامپ در میان سیاستمداران حرفه‌ای در آمریکا با مخالفت‌های جدی رو به رو است.

به عنوان مثال، «وندی شرمن»، مقام اسبق وزارت خارجه آمریکا که سابقه مذاکرات طولانی با ایران دارد در مصاحبه‌ای روز گذشته تصریح کرد که درک ترامپ از ایرانی‌ها صحیح نیست و او نمی‌داند که ایرانی‌ها «فرهنگ مقاومت» دارند.

شرمن در مصاحبه با «یاهونیوز» گفته بود: «روش دیپلماتیک ترامپ این است که با تهدید به دشمنان حمله کرده و سپس می‌گوید بیایید گفت‌‌وگو کنیم تا به توافق برسیم.»

مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی در ادامه گفت: «او متوجه نیست که  ایران فرهنگ مقاومتی دارد که کوتاه آمدن در برابر آن تهدیدهای علنی را تسلیم تلقی می‌کند و تسلیم نمی‌شود.»

رئیس‌جمهور آمریکا اردیبهشت‌ماه سال جاری به مشارکت کشورش در توافق هسته‌ای حاصل‌شده میان ایران و گروه ۱+۵ که حاصل سال‌ها گفت‌وگو بر سر پرونده هسته‌ای ایران بود، پایان داد.  

این توافق تیرماه سال ۱۳۹۴ میان ایران از یک سو و پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (آمریکا، فرانسه، انگلیس، روسیه و چین) به علاوه آلمان (گروه ۱+۵) حاصل شد و قرار بود در ازای ایجاد محدودیت در بخش‌هایی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران، همه تحریم‌های بین‌المللی و یکجانبه مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را رفع کند.

سردار سرلشکر پاسدار «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم روز سه‌شنبه به سخنان ترامپ واکنش نشان داد و با انتشار نامه‌ای گفت: «آقای ترامپ ایران کره شمالی نیست که به درخواست ملاقات شما پاسخ مثبت بدهد. بدانید مردم ایران، دین و ایمانشان را با اسلام احیا شده توسط حضرت امام خمینی (ره) تقویت کرده‌اند و با ملت‌های سلطه‌پذیر تفاوت‌های فراوانی دارند و هرگز به مسئولین خود اجازه مذاکره و ملاقات با شیطان بزرگ را نمی‌دهند.»

انتهای پیام/ 

فارس گزارش می‌دهد چگونه نقدینگی ۱۵۳۰ هزار میلیارد تومان شد/ نقش بانک‌های خصوصی در خلق هیولای نقدینگی

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، هنوز آماری از تغییرات نقدینگی و پایه پولی و اجزای آن منتشر نشده است اما با توجه به تغییر رئیس کل بانک مرکزی و بحث تاثیر نقدینگی بر سایر بازارها از جمله بازار ارز، نگاهی دوباره به تحولات پولی در سال‌های گذشته خالی از لطف نیست.

ارقام رشد نقدینگی از سال ۵۷ تاکنون در جدول زیر آمده است. این ارقام نشان می‌دهد نسبت رشد نقدینگی در سال‌های ۹۰ تا ۹۶ به طور متوسط ۲۳٫۶ درصد بوده و این نسبت، در مقایسه با دهه ۸۰ و ۷۰ که به ترتیب ۲۸٫۱ درصد و ۲۷٫۱ درصد بوده، رشد کمتری داشته است. 

* ارقام به میلیارد تومان

دوره پایه پولی    درصد رشد    نقدینگی  درصد رشد     
۱۳۵۷ ۱۲۰٫۹   ۲۵۷٫۸  
۱۳۵۸ ۱۵۴٫۳ ۲۷٫۶  ۳۵۵ ۳۷٫۷
۱۳۵۹ ۱۹۸٫۸ ۲۸٫۸  ۴۵۰٫۸ ۲۶٫۹
۱۳۶۰ ۲۶۵٫۴ ۳۳٫۵  ۵۲۳٫۶ ۱۶٫۱
۱۳۶۱ ۳۴۰٫۵ ۲۸٫۲  ۶۴۳ ۲۲٫۸
۱۳۶۲ ۳۷۵٫۳ ۱۰٫۲  ۷۵۱٫۴ ۱۶٫۸
۱۳۶۳ ۴۲۳٫۹ ۱۲٫۹  ۷۹۶٫۶ ۶
۱۳۶۴ ۴۹۰٫۹ ۱۵٫۸  ۹۰۰٫۲ ۱۳
۱۳۶۵ ۶۰۶٫۲ ۲۳٫۴  ۱۰۷۲ ۱۹
۱۳۶۶ ۷۵۴٫۲ ۲۴٫۴  ۱۲۶۶ ۱۸
۱۳۶۷ ۹۵۲ ۲۶٫۲  ۱۵۶۸ ۲۳٫۸
۱۳۶۸ ۱،۰۳۱ ۸٫۲  ۱۸۷۵ ۱۹٫۵
۱۳۶۹ ۱،۰۷۱ ۳٫۸  ۲۲۹۶ ۲۲٫۴
۱۳۷۰ ۱،۲۳۰ ۱۴٫۸  ۲۸۶۲ ۲۴٫۶
۱۳۷۱ ۱،۴۴۶ ۱۷٫۵  ۳۵۸۶ ۲۵٫۲
۱۳۷۲ ۱،۸۰۰ ۲۴٫۴  ۴۸۱۳ ۳۴٫۲
۱۳۷۳ ۲،۳۹۳ ۳۲٫۹  ۶۱۸۴ ۲۸٫۴
۱۳۷۴ ۳،۴۴۰ ۴۳٫۷  ۸۵۰۷ ۳۷٫۵
۱۳۷۵ ۴،۷۳۴ ۳۷٫۶  ۱۱،۶۵۵ ۳۷
۱۳۷۶  ۵،۲۱۳ ۱۰٫۱  ۱۳،۴۲۸ ۱۵٫۲
۱۳۷۷ ۶،۱۹۶ ۱۸ ۱۶،۰۴۰ ۱۹٫۴
۱۳۷۸ ۷،۱۸۲ ۱۵٫۹  ۱۹،۲۶۸ ۲۰٫۱
۱۳۷۹ ۸،۴۳۹ ۱۷٫۵  ۲۴،۹۱۱ ۲۹٫۲
۱۳۸۰ ۹،۷۱۸ ۱۵٫۲  ۳۲،۰۹۵ ۲۸٫۸
۱۳۸۱ ۱۱،۹۶۱ ۲۳٫۱  ۴۱،۷۵۲ ۳۰٫۱
۱۳۸۲ ۱۲،۸۷۱ ۷٫۶  ۵۲،۶۵۹ ۲۶
۱۳۸۳ ۱۵،۱۲۰ ۱۷٫۵  ۶۸،۵۸۶ ۳۰٫۲
شهریور ۸۴ ۱۶،۶۵۲

۱۰٫۱

۷۸،۴۹۴ ۱۴٫۴ 
۱۳۸۴ ۲۲،۰۵۴ ۴۵٫۹  ۹۲،۱۰۱ ۳۴٫۲
۱۳۸۵ ۲۷،۹۹۷ ۲۶٫۹  ۱۲۸،۴۱۹ ۳۹٫۴
۱۳۸۶ ۳۶،۵۴۹ ۳۰٫۵  ۱۶۴،۰۲۹ ۲۷٫۷
۱۳۸۷ ۵۳،۹۴۰ ۴۷٫۶  ۱۹۰،۱۳۶ ۱۵٫۹
۱۳۸۸ ۶۰،۳۷۸ ۱۱٫۹  ۲۳۵،۵۸۸ ۲۳٫۹
۱۳۸۹ ۶۸،۶۳۹ ۱۳٫۷  ۲۹۴،۸۸۷ ۲۵٫۹
۱۳۹۰ ۷۶،۴۵۶ ۱۱٫۴  ۳۵۴،۲۵۵ ۱۹٫۴
۱۳۹۱ ۹۷،۵۷۹ ۲۷٫۶  ۴۶۰،۶۹۳ ۳۰٫۸
شهریور ۹۲ ۹۶،۱۲۳   ۵۰۶،۳۹۶  
۱۳۹۲** ۱۱۸،۴۹۰* ۲۱٫۴ ۶۹۳،۵۵۰* ۵۰٫۵*
۱۳۹۳ ۱۳۱،۱۴۷ ۱۰٫۷  ۷۸۲،۳۸۴ ۲۲٫۳
۱۳۹۴ ۱۵۳،۳۶۰ ۱۶٫۹  ۱،۰۱۷،۲۸۰ ۳۰
۱۳۹۵ ۱۷۹،۸۳۰ ۱۷٫۳  ۱،۲۵۳،۳۹۰ ۲۳٫۲
۱۳۹۶ ۲۱۳،۹۸۰ ۱۹  ۱،۵۲۹،۹۸۰ ۲۲٫۱

** در آمار سال ۹۲ حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان از نقدینگی و ۱۳ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان از پایه پولی  به دلیل افزایش سطح پوشش آماری، به آمارها افزوده شده و بنابراین این حجم از نقدینگی و پایه پولی قابل قیاس نیست.

به گزارش فارس، جدول بالا نشان می‌دهد رشد نقدینگی در تمام دوران‌ها وجود داشته و تقریبا نسبت آن بالا بوده است اما با وجود اینکه رشد متغیر نقدینگی در سال‌های ۹۰ تا ۹۶ کمتر از دو دهه قبل بوده است اما عوامل و سیاست‌هایی باعث شد نقدینگی فعلی به یکی از چالش‌های اقتصاد ایران تبدیل شود. رشد منفی اقتصادی در سال‌‌های ۹۱، ۹۲ و ۹۴ و در مجموع کاهش متوسط رشد اقتصادی در سال‌های ۹۰ تا ۹۶ و از طرف دیگر حبس بخش عمده نقدینگی ایجاد شده در شبکه بانکی با ابزار نرخ سود در سال‌های ۹۲ تا ۹۶ و تخلیه نشدن اثرات تورمی نقدینگی خلق شده، موجب شد نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی تغییر کرده و این نسبت از ۶۸ درصد در سال ۹۱ به ۱۰۳ درصد در سال ۹۶ برسد. به عبارت دیگر حجم نقدینگی از حجم تولید ناخالص داخی به قیمت جاری ۳ درصد بیشتر شده است. 

پرداخت نرخ بالای سود بانکی در سال‌های ۹۲ تا ۹۶ علاوه بر اثرگذاری بر متغیرهای کلان، بر وضعیت مالی بانک‌ها هم بسیار اثرگذار بود است.براساس آخرین آمارها بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در پایان سال گذشته به ۱۳۲ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان رسیده است. از این میزان ۸۰ هزار و ۳۱۰ میلیارد تومان آن بدهی بانک‌های غیردولتی، خصوصی و موسسات اعتباری به بانک مرکزی است. در حالی که این رقم در پایان سال ۹۱ حدود ۲۸۸۹ میلیارد تومان بوده است.  

در واقع در طول سال‌های ۹۲ تا ۹۶ که انعطاف در تعیین نرخ سود بسیار افزایش یافت، بدهی بانک‌های غیردولتی و خصوصی و موسسات اعتباری به بانک مرکزی ۲۶٫۷ برابر شده است. اما در مقابل بدهی بانک‌های تجاری دولتی از ۱۷۳۱ میلیارد تومان در سال ۹۱ به ۴۵۱۰ میلیارد تومان در سال ۹۶ رسیده است. یعنی در طول ۵ سال تنها ۲۷۷۹ میلیارد تومان به بدهی بانک‌های تجاری دولتی افزوده شده است. ضمن اینکه بدهی بانک‌های تجاری دولتی در دو سال گذشته نزولی بوده است.

البته به گفته بانک مرکزی این بانک برای بازپرداخت پول سپرده گذاران موسسات غیرمجاز ۲۰ هزار میلیارد تومان اعتبار به بانک‌های عامل پرداخت کرده و این رقم به عنوان بدهی بانک‌های عامل ثبت شده است در حالی که این بانک‌ها نفعی از این وجوه نبرده‌اند و فقط پول را به سپرده‌گذار داده‌اند. در صورتی که ۲۰ هزار میلیارد تومان از حجم بدهی‌های بانک‌های غیردولتی کسر کنیم، باز هم به رقم ۶۰ هزار میلیارد تومان می‌رسیم که نسبت به عدد ۲۸۸۹ میلیارد تومان در سال ۹۱، رشد ۱۹٫۸ برابری را نشان می‌دهد.

بخش عمده رشد بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در دوران دولت نهم و دهم به دلیل اعطای خط اعتباری مسکن مهر بود و همانطور که در جدول زیر قابل مشاهده است، ترکیب بدهی ۴۸ هزار و ۸۳۰ میلیارد تومانی کل بانک‌ها در سال ۹۱، رقمی بالغ بر ۴۴ هزار و ۲۱۰ میلیارد تومان آن فقط بدهی بانک‌های تخصصی دولتی است که ۴۲ هزار میلیارد تومان آن خط اعتباری مسکن مهر بوده است. 

اما همانطور که اشاره شد این ترکیب بدهی‌ها در دوران دولت یازدهم تغییر کرد و سهم بانک‌های غیردولتی و خصوصی از بدهی به بانک مرکزی به شدت رشد کرده است.

بنابراین آنچه که اقتصاد ایران را در سال‌های اخیر با چالش جدی مواجه کرده، استراتژی غلط دولت در حوزه نرخ سود و کنترل نرخ تورم بوده است. در واقع سیاست غلط نرخ سود بالا در کنار سیاست اشتباه سالم‌سازی نقدینگی هم‌اکنون به پاشنه آشیلی برای اقتصاد ایران تبدیل شده به طوری علاوه بر زیان‌ده شدن اغلب بانک‌ها با اجرای این سیاست، این نقدینگی انباشته اقتصاد ایران و بازار دارایی‌ها را به طور جدی تهدید می‌کند.

* ترکیب بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی/ ارقام به میلیارد تومان

دوره بدهی بانک‌های تجاری دولتی درصد تغییر بدهی بانک‌های تخصصی دولتی        درصد تغییر بدهی بانک‌های غیردولتی وموسسات اعتباری       درصد تغییر حجم کل بدهی‌ها
۸۲ ۱،۹۱۸ ۵٫۲ ۴۹۲ ۷٫۳ ۰ ۲،۴۱۰
۸۳ ۱۶۹۵ ۱۱٫۶- ۴۵۳ ۴٫۱ ۰ ۲،۱۴۸
شهریور ۸۴ ۱،۸۳۹   ۵۰۹   ۰ ۲،۳۴۸
۸۴ ۲،۷۹۶ ۶۴٫۹ ۷۹۵ ۷۵٫۲ ۰ ۳،۵۹۱
۸۵ ۳،۷۲۷ ۳۳٫۳ ۱۷۶۱ ۱۲۱٫۵ ۰ ۵،۴۸۸
۸۶ ۸،۳۴۷ ۱۲۴ ۵۲۳۹ ۱۹۷٫۴ ۱۸۲٫۳ ۱۳،۵۸۶
۸۷ ۱۵،۷۹۷ ۸۹٫۲ ۷۴۸۱ ۴۲٫۸ ۶۹۱ ۲۷۹٫۱ ۲۳،۹۶۹
۸۸ ۵،۲۴۵ ۶۶٫۸- ۸،۴۵۸ ۱۳٫۱ ۳،۱۸۹ ۳۶۱٫۲ ۱۶،۸۹۲
۸۹ ۸،۸۶۶ ۶۹٫۷- ۲۱،۶۲۲ ۱۵۵٫۶ ۲،۴۵۰ ۲۳٫۲- ۳۲،۹۳۸
۹۰ ۳،۳۴۶ ۶۲٫۴- ۳۶،۸۶۹ ۶۷٫۷ ۲،۲۱۱ ۹٫۸- ۴۲،۴۲۶
۹۱ ۱،۷۳۱ ۴۸٫۳- ۴۴،۲۱۰ ۲۱٫۹ ۲۸۸۹ ۲۷٫۹ ۴۸،۸۳۰
۹۲ ۲،۶۶۳ ۵۸٫۸ ۵۴،۷۶۷ ۲۳٫۹ ۲۸۳۰ ۲- ۵۹،۵۴۶
۹۳ ۵،۹۱۸ ۱۲۲٫۲ ۵۵،۸۹۷ ۲٫۱ ۲۳،۹۸۸ ۱۰۳۳ ۸۵،۸۰۳
۹۴ ۱۳،۸۸۰ ۱۳۴،۹ ۵۷،۲۸۰ ۲٫۵ ۱۲،۴۷۰ ۴۸- ۸۳،۶۳۰
۹۵ ۱۲،۰۲۰ ۱۳٫۴- ۴۹،۴۴۰ ۱۳٫۷- ۳۸،۲۳۰ ۲۰۶ ۹۹،۶۹۰
۹۶ ۴،۵۱۰ ۶۲٫۵- ۴۷،۲۱۰ ۴٫۵- ۸۰،۳۱۰ ۱۱۰٫۱ ۱۳۲،۰۲۰

 

* ترکیب بدهی‌های بانک‌ها به بانک مرکزی در سال ۸۴

 

* ترکیب بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در سال ۹۱

 

 

* ترکیب بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی در سال ۹۶

انتهای پیام/ 

 

قرار نیست همیشه از شرارت بنویسیم/ نوجوانان، مخاطبان هوشمند ادبیات هستند

خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات ـ حسام آبنوس: علی‌اصغر عزتی‌پاک با رمان نوجوان «باغ‌های همیشه بهار» که سال گذشته از سوی نشر سوره مهر منتشر شد، روایتی از زندگی امام محمد باقر (ع) از زبان اصحاب را برای خواننده نوجوان بازگو می‌کند. رمانی که وقتی آن را دست می‌گیرید، احساس می‌کنید تنها نوجوان‌ها نیستند که باید آن را بخوانند؛ بلکه اثری است که تجلی صفات پسندیده امام پنجم در آن مشهود است و خواننده بزرگسال هم به این صفات نیاز دارد و با خواندن آن می‌تواند بازتابی از آن را در روح خود احساس کند.

به بهانه این کتاب، پای صحبت‌های این نویسنده نشستیم. او بر این باور نیست که به پایان عصر ادبیات و رمان رسیده‌ایم و معتقد است که «هرگاه انسان از خلق زیبایی خسته شد، از ادبیات هم عبور خواهد کرد». او نوشتن برای نوجوانان را یک تکلیف می‌داند و معتقد است در قهرمان‌سازی برا‌ی نوجوانان کم‌کاری صورت گرفته است. نظرات او درباره ادبیات و داستان دینی نیز که همواره چالش برانگیز بوده هم جالب توجه است.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را که در یک عصر گرم تابستانی صورت گرفته را می‌خوانید.

*نمی‌توان ادبیاتی که دغدغه دین دارد را نادیده گرفت

فارس: با این سوال می‌خواهم شروع کنم که در داستان مفهوم «داستان دینی» معنا دارد یا اینکه چنین مفهومی از اساس وجود ندارد و داستان، داستان است و دینی و غیردینی ندارد؟

به نظرم ماجرای داستان دینی و داستان غیردینی تبدیل به ماجرای اول مرغ بود یا تخم‌مرغ شده است! یعنی تبدیل به معما شده و حالاحالاها انگار باید درباره‌اش بحث شود. اما مسئله این است که شما نمی‌توانید نوعی از ادبیات را که دغدغه‌ دین دارد را نادیده بگیرید. بالاخره یک شاخه از ادبیات در دنیا هست که مسئله‌اش امور مرتبط با دین و مسائل ماورایی است. زندگی یک روحانی دینی، احکام دین، ارزش‌های ملهم از باورهای الهی مانند ایثار و مفاهیمی از این دست که با تکیه بر باورها و عقاید دینی ظهور می‌یابند، می‌توانند یک اثر را دینی کنند. این شاخه از ادبیات که دل‌مشغولی آن دین است را هیچکس نمی‌تواند انکار کند. همچنین آثار ادبی بزرگی وجود دارد که شخصیت‌هایش با تکیه بر باورهای دینی به رشد می‌رسند و یا به باورهای دینی پشت می‌کنند و از نظر نویسنده به قهقرا می‌روند. این‌ها هر چه باشند به نظرم می‌توان به راحتی اسم ادبیات دینی هم روی‌شان گذاشت. اما این به آن معنی نیست که تا امری دینی و قدسی وارد داستان می‌شود، بشود به آن گفت داستان دینی. خیر. صرف ورود خدا و پیامبر خدا (ص) به یک اثر ادبی نمی‌تواند داستان دینی به آن اطلاق کرد. ای‌بسا کسانی با استفاده از همین ظهورات داستانی ضددینی نوشته‌اند. نمونه‌هایش بسیار است.

اما اگر الان من بخواهم موضع خودم را بگویم، به نشانه‌ها برمی‌گردم. نویسنده‌ مسلمان یا معتقد به امر متعالی، نشانه‌هایی در اثرش می‌گنجاند که منشأ امور را به خدا برمی‌گرداند در نهایت، البته با نگاه همراه با تسلیم به قدرت آن منشأ، و آدم غیرمتدین طوری نشانه‌ها را در اثرش می‌چیند که برداشت خواننده و خوانش منتقد هدایت شود به سمتی که لزوما منشأ خیر برای انسان و هستی قائل نباشد. این تفاوت یک اثر ملهم از آموزه‌های دینی با غیر آن است. اصلا گاه می‌بینیم که نویسنده‌هایی هم هستند که قصد نوشتن داستان با این گرایش‌ها را نداشته‌اند، اما چون نگاه‌شان به عالم موحدانه بوده، ناخودآگاه اثرشان چنین رویکردی پیدا کرده. به نظرم این خالص‌ترین نوع ادبیاتی است که به آن ادبیات دینی می‌گوییم. اما گذشته از هر چیز، ادبیات، ادبیات است. یعنی در کلیت خودش قابل خوانش و تاویل و تفسیر است. این است که گاه می‌بینیم خوانشی که از اثری که با رویکرد مسلمانی نوشته شده، کاملا برخلاف قصد و غرض نویسنده‌اش بوده و همینطور برعکس. یعنی کسی خواسته داستانی با گرایش‌های غیرموحدانه بنویسد، اما از کارش خوانشی عمیقا دینی شده است. دلیل این امر، همان‌طور که گفتم، ظرفیت ادبیات است و سازوکار خودارجاعش که گاه نویسنده‌ اثر را هم فریب می‌دهد. این همان چیزی است که این سال‌ها بهش «مرگ مولف» می‌گویند و اثر منفک از موثّر. اما به هر روی، این‌طور هم نیست که نشود به اثر ادبی مهمیز زد. بله، می‌شود. ولی خب آن‌وقت مخاطب هوشمند ادبیات را ناامید می‌کنیم با قطعیتی که به اثر داده‌ایم. حالا به این مشکلات اضافه کنید مواجهه‌ مخاطبین از کشورها و فرهنگ‌های مختلف و بیگانه از هم با یک اثر ادبی. حتما در این مواقع اتفاقاتی می‌افتد در خوانش که روح نویسنده هم از تصورش حتی ناتوان است. از این رو فکر می‌کنم در کنار تمام این بحث‌ها، خیلی چیزها هم دست مولف نیست واقعا. ادبیات کار خودش را می‌کند.

*در ساحت امام تخیل اتفاق نیفتاده است

فارس: خیلی خب. حالا با این نگاه و حواشی‌اش، داستان شما با عنوان «باغ‌های همیشه بهار» که راجع به یک شخصیت برجسته دینی است، داستان دینی محسوب می‌شود یا نه؟

اینجا البته ماجرا فرق دارد. چون من در «باغ‌های همیشه‌بهار» داستان به معنای داستان به عنوان کار خلاقه ننوشته‌ام. در این کار چارچوبی قبلی وجود داشته که من چیزهایی هم حول آن تنیده‌ام. یعنی این‌که اخباری از زندگی امام محمد باقر (ع) در تواریخ و روایات شیعی بوده و من آمده‌ام با این مصالح بخشی از زندگی آن بزرگ را در چهارچوبی داستانی روایت کرده‌ام. بله؛ تخیل هم دارد این اثر؛ اما درباره‌ی شخص امام‌ باقر صرفا به اخبار بسنده شده. تخیل در منطقه‌الفراغ، به قول علما، اتفاق افتاده است و نه در ساحت شخص امام.

*داستان را برای نوجوانان پرتب‌وتاب کرده‌ام!

فارس: ولی بخش کمی هم نیست که شما در مورد شخصیت‌های فرعی ماجرا تخیل کرده‌اید؟

بله تخیل کرده‌ام. منظورم این است که کار خلاقه به معنای مطلق نیست که همه چیز آن برآمده از خیال نویسنده باشد. به معنایی می‌توان گفت من هم شرح حال نوشته‌ام؛ ولی در قالبی متفاوت. یعنی به جای این‌که یک تاریخ صرف از زندگانی این شخصت ارائه کنم، آمده‌ام با سامان دادن روایتی داستانی حول برخی از یاران حضرت، داستان را برای نوجوانان پرتب‌وتاب کرده‌ام! به زعم خودم تعلیق و چالش به آن اضافه کرده‌ام. مثلا آدم‌هایی با وضعیت‌های بغرنج وارد داستان کرده‌ام – که البته این وضعیت ریشه در واقعیت زندگی این اشخاص دارد – تا به این وسیله داستان برای خواننده جذاب باشد. بنابراین «باغ‌های همیشه‌بهار» داستان به معنای خلاقه‌اش نیست.

*رفتار من در این کتاب آن‌قدر دموکراتیک نبوده!

من زندگی داستانی یک شخیت برجسته دینی را نوشته‌ام و سعی کرده‌ام نشانه‌های خودم را برای بزرگداشت این آدم در داستان بگنجانم؛ نشانه‌هایی از رفتارهای اصلاح‌گرانه‌ی او به انسان و زندگی و غایت وجود و… ولی این‌ها تلاش‌های من بوده، اما این‌که حاصل کار چه از آب درآمده، باید مخاطب قضاوت کند. یعنی می‌خواهم به حرف اول خودم بازگردم که گفتم همه چیز دست داستان‌نویس نیست، و خوانش مخاطب مهم است. من تلاش خودم را کرده‌ام تا شیب داستان به سمتی باشد که این شخصیتِ محوری کتابم قداست پیدا کند و پس از اینکه مخاطب داستان را تمام می‌کند، به قدسی بودن این آدم به نحوی معترف شود. حالا اگر حسام آبنوس نامی بیاید داستان را بخواند و بگوید اتفاقا من برداشتی خلاف مقصود شما کردم، این ماجرای دیگری است و مشخص می‌شود که متن، کار دیگر کرده و من مولّف را شکست داده. اما همین‌جا می‌گویم که رفتار من در این کتاب این‌قدر دموکراتیک نبوده. چون حتماً نمی‌خواستم به معنی خاص کلمه ادبیاتی که قابل خوانش‌های متعدد باشد خلق کنم. من درصدد خلق متنی هدفمند بودم و نشانه‌های لازم را هم برایش تعریف کرده‌ام تا کار از دستم در نرود.

*از یک شخصیت متعالی، باری به هر جهت نمی‌توان حرف زد

فارس: شما برای نوجوانان داستان نوشته‌اید، اما به نظر می‌رسد مخاطب خود را دست‌ بالا گرفته‌اید. چقدر این مخاطب برای شما اهمیت داشت و چقدر نوشتن برای او جدی بود که سعی کردید ساده با او روبه‌رو نشوید؟

ببینید یک اصل هست اینجا که منِ نویسنده در این اثر می‌خواهم از یک شخصیت متعالی سخن بگویم. شخصا سال‌ها است به نتیجه‌ای رسیده‌ام که وقتی می‌خواهیم از یک شخصیت متعالی حرف بزنیم، باری به هرجهت نمی‌شود از او حرف زد؛ با هر زبان و روایتی نمی‌توان از او نوشت و سراغش رفت. متن و روایت و زبان و دیگر اجزای اثر هم باید هم راستا با موضوع فاخر باشد و دمِ دستی نباشد. نویسنده باید بالاترین حد توانش را بکار گیرد. من هم سعی کردم چون آدم اصلی داستانم انسانی متعالی است، و باورمندان به این شخص که خودم جزو آنها هستم، برای ایشان جایگاه بالا و والایی قائلند، وقتی سراغش می‌روم با زبان و روایتی فاخر سراغش بروم. این شد که روایت داستان و زبانش، از حدی که معمولا داستان‌های نوجوان در آن قرار می‌گیرند،کمی جهش پیدا کرد.

فارس: پس احترام به شخصیت اصلی موجب شده که با داستانی کمی متفاوت روبه‌رو باشیم؟

بله؛ البته اندکی هم کهن بودن داستان در این رویکرد تاثیر داشت. نوشتن درباره امامان برای آدمی که امروز دارد در ایران زندگی می‌کند کار خیلی سختی است. ببینید در نظر گرفتن آن برهه تاریخی، بوم و برِ خاص، باورهای رایج آن زمان و مسائل امروز و … سبب می‌شود خواهی‌نخواهی کار ویژه از آب دربیاید و خودبخود اوج بگیرد.

*به مخاطب توجه داشتم

فارس: یعنی به این خاطر نبوده که بخواهید سطح مخاطب را ارتقا دهید!

قطعا به مخاطب توجه داشتم. من در ذهنم یک نوجوان نوعی دارم که مدام با او حرف می‌زنم و برایش قصه تعریف می‌کنم. اما خب تلاش می‌کنم اقتضائات مقام موضوع را هم حفظ کنم. این برایم مهم است. مثلا وقتی می‌بینم ترجمه قرآن برای نوجوان‌ها یا کودکان و… منتشر می‌شود، عصبانی می‌شوم. به نظرم نباید این اتفاق بیفتد. چون این کتاب با آن زبان و روایت و با آن شکل و شمایل نازل شده و لابد صلاح هم همان بوده. به نظرم باید ابهت و مرتبت بالای کار را در نظر بگیریم. این کارها به زعم من کاستن از مرتبت قرآن است. خدا این‌طور خواسته. باقی را دیگر نمی‌فهمم.

درباره‌ی روایت داستان امام باقر (ع) فکر کردم عیبی ندارد مخاطب نوجوان کتاب کمی به زحمت بیفتد؛ یک‌جورهایی حتی احساسم این بود که اصلا این زحمت برای فهم امام لازم است. بالاخره وقتی قرار است از امام محمد باقر (ع) حرف زده شود، با زبان کوچه و بازار و نثر و نگاه ژورنالیستی نمی‌توان درباره‌اش گفت‌وگو کرد. نکته‌ی دیگر هم این‌که به نظرم این زبان و این شکل روایت، به القای کهن بودن داستان کمک کرده، و اثر را برای مخاطبش باورپذیر کرده.

*نوجوانان مخاطبان فعال و هوشمند ادبیات هستند

فارس: «نفس بلند»، «موج فرشته» و با دو کتابی هم که کانون از شما منتشر کرده با نام‌های «می‌مانم پشت در»‌ و «باغ کیانوش»، به همراه این اثر شما پنج کتاب برای مخاطب کودک و نوجوان دارید! اگر قرار باشد این‌طور فکر کنیم که نوشتن برای نوجوان کار جدی‌ای نیست، بگویید چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ آیا برای نوجوان نوشتن آسان‌تر است یا شما نگاه خاصی به این گروه از مخاطبین دارید؟ حتما اگر به‌جای نوشتن برای نوجوانان در حوزه‌ی بزرگسالان نوشته بودید، امروز به اندازه‌ی نویسنده‌های هم‌سن و سال‌تان کار بزرگسال داشتید، نه فقط دو اثر بزرگسال.

ادبیات کودک و نوجوان چنانکه در دنیا، در ایران نیز بازار پرتب‌وتابی دارد. نوجوانان مخاطبین فعال و هوشمند ادبیات هستند و اثری را که به دلشان بنشیند، بر تمام کتاب‌خوان‌های جهان تحمیل می‌کنند. کتاب برای‌شان کارکرد کتاب دارد و می‌خوانند تا مواجهه‌های دیگران را با زندگی و هستی تجربه کنند. واقعا دوست‌داشتنی هستند. آنان کتاب‌خوارند. به همین خاطر می‌بینی کتابی را در عرض چند ماه به چاپ چهل و پنجاه می‌رسانند. و چه کسی است که بدش بیاید از این اتفاق؟

*کتاب نوشتن برای نوجوان مهم و جدی است

درباره‌ی جدی بودن و نبودنش هم همین‌قدر بگویم که اگر سن نوجوانی در رشد و شکل‌گیری شخصیت ما انسان‌ها تعیین‌کننده هست، پس کتاب نوشتن برای این سن هم مهم و جدی است. و اگر نیست، که خب نیست. اما هست! و عموم ما هم اگر کتابی را در سنین نوجوانی خوانده‌ایم و ازش تاثیر گرفته‌ایم، آن کتاب را تا آخر زندگی‌مان گرامی می‌داریم. آن را با خودمان می‌کشیم می‌بریم حتی به حوزه‌ی ادبیات بزرگسال. این‌ها نشانه‌های مهمی هستند از اهمیت کار برای نوجوانان. من آروزیم است آدم‌هایی که در سنین نوجوانی هستند، با من ارتباط بگیرند و کتابم را بخوانند. مثلا این اتفاق تا حدودی درباره‌ی «باغ کیانوش» افتاده و این کتاب در این سال‌ها بیش از سی و دو هزار نسخه فروخته؛ در بازار کتاب ایران. خب این اتفاق برای من مهم است. و خوشحالم که همچنان دارد خوانده می‌شود.

*ژانر نوجوان در دنیا نویسنده‌های گردن کلفتی دارد

فارس: دقیقا همین‌طور است. من خودم رمان «هوشمندان سیاره اوراک» خانم فریبا کلهر را سال‌های در ابتدای نوجوانی خواندم ولی هنوز با من است.

این ژانر در دنیا نویسنده‌های گردن کلفتی دارد. علاوه بر ادبیات، سینمای این گروه از مخاطبین هم دنیا را گرفته است و ما چقدر لذت برده‌ایم از این دست کارها در این سال‌ها. ماها که بزرگسالیم و مواجهه‌مان از جنس دیگری است. حالا شاید عده‌ای هم باشند که نپسندند این ادبیات را. خب نپسندند. اما به نظر من دلیلش این است که بخشی از این مخالفت‌ها به دلیل ناتوانی در خلق کار قابل احترام و ارزشمند برای این گروه سنی است.

ما داریم تلاش می‌کنیم که آن اتفاق روی دهد. من تاثیر «باغ کیانوش» را کم نمی‌بینم؛ الان هم تاثیر کتاب «باغ‌های همیشه بهار» را کم نمی‌دانم. مطمئنم خیلی‌ها با این کتاب برای اولین‌بار به شکل مفصل با امام محمد باقر (ع) خواهند شد. این بسیار ارزشمند است. خب من هم تلاش کرده‌ام این مواجهه، مواجهه‌ای محکم و جدی و ارزشمند باشد تا به اعتقادات این آدم‌ها آسیبی نرسد. حداقل امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.

*وظیفه ما است برای نوجوانان قهرمان بسازیم

فارس: منظور من هم این بود که شما برای مخاطب نوجوان اهمیت قائل هستید در صورتی که بخشی از نویسندگان ما چنین نگاهی ندارند.

الان بسیار به این گروه از مخاطبین (نوجوانان) کتاب و ادبیات فکر می‌کنم. چون معتقدم پی‌ریزی شخصیت فرهنگی در این سن رقم می‌خورد. مواجهه‌ی آدم‌ها در این سن با کتاب، مواجهه‌ای همراه با احترام و بزرگداشت است. و کسانی هم که در این سنین به کتاب مراجعه می‌کنند به عنوان ابزار انتقال فرهنگ، آدم‌هایی فرهیخته هستند و فرهیخته خواهند ماند به نظرم. پس چطور می‌شود جدی‌شان نگرفت.

*افسارگسیختگی در بازار کتاب نوجوان را نمی‌فهمم

نکته‌ی دیگری که شاید بی‌جا نباشد این‌جا طرح کنم لزوم ساختن قهرمان برای نوجوانان است. آنان واقعا به دنبال قهرمان هستند. قهرمانان برای‌شان محترم و قابل اتکا هستند. پس وظیفه‌ی ما است که برای‌شان قهرمان بسازیم. اما این اتفاق تا به امروز کم‌تر در کشور ما رخ داده و این خیلی مهلک است. یعنی قهرمان‌های نوجوانان ما، قهرمان‌های داستانی منظورم است فعلا، قریب به اتفاق‌شان در خاکی نبالیده‌اند که آن‌ها بالیده‌اند. یعنی چی؟ یعنی که انگار خاکی که نوجوان ما ازش سر برآورده، توانایی قهرمان‌پروری ندارد. این اندوه‌بار و ناامیدکننده است. این قهرمانان امروزه از خاک کشورهایی نظیر آمریکا برای نوجوان ما صادر می‌شوند و این مسئله را القا می‌کنند که قهرمانی انگار فقط در آن‌جا شکل می‌گیرد. این بد است. میزان کارهای ترجمه و استقبالی که از این آثار می‌شود، گویای این مسائل هست. من البته بارها گفته‌ام که با ترجمه مشکلی ندارم اما این افسارگسیختگی در بازار کتاب نوجوان را هم نمی‌فهمم. با این نگاه، این را ازمسئولیت‌ناشناسی نویسنده‌ی ایرانی می‌دانم که فکری برای بچه‌ها نکند و برای‌شان قهرمان خلق نکند. اساسا من فکر می‌کنم بخشی از روحیات غرغرویی که ما ایرانیان این سال‌ها دچارش شده‌ایم، و به جای کار و تلاش، منتظریم دیگران برای‌مان کار کنند، حاصل همین نداشتن قهرمان بومی در آثار ادبی و سینمایی است.

اگر این تصور برای‌مان در آثار ادبی و تصویری شکل می‌گرفت که تو هم به عنوان یک ایرانی می‌توانی قهرمان زندگی خودت و دیگران باشی، و این توانایی را داری که مشکلی را حل کنی، شاید وضعیت متفاوت بود امروز. برای درک این مشکل فقط بروید آثار نوجوانانی که دستی به قلم دارند و در خلوت خودشان می‌نویسند را ببینید؛ اسم اغلب شخصیت‌هاشان خارجی است. تو بگو مثلا «علی‌رضا» یا «کامران» نامی نمی‌تواند در ذهن او قهرمان باشد. «جیم»ها فقط برای او از این ظرفیت برخوردارند. البته که در این مشکل من شخص خودم را هم بی‌تقصیر نمی‌دانم. همه کم‌کاری کرده‌ایم.

*الان نوشتن برای نوجوانان تبدیل به تکلیف شده

فارس: در آمار و اطلاعاتی که در حوزه شعر و داستان کودک و نوجوان پس از انقلاب اسلامی ارائه می‌شود، گفته می‌شود که با رشد روبه‌رو بوده‌ایم. این را چطور ارزیابی می‌کنید؟

البته که اوضاع‌مان خیلی بهتر از سال‌های مثلا دهه‌ی هفتاد و هشتاد است. خیلی. ولی هنوز بازار دست نویسنده‌های خودمان نیست. امیدوارم متولیان امور به نویسنده‌ها و کتاب‌های ایرانی بهای بیشتری بدهند تا شاید کمی از آلام ما کاهش یابد. آموزش و پروش و نهادهایی مانند کانون پرورش فکری و تلویزیون در این میان مسئولند. ترویج آثار نویسنده‌های کشور باید وظیفه فرض شود. من احساس می‌کنم الان نوشتن برای نوجوانان تبدیل به تکلیف شده. حرکتی که سال‌های پیش کانون شروع کرده بود و متاسفانه آن را رها کرد، و با این کار رفتاری غیرمسئولانه از خورد بروز داد، بخشی از این ادای تلکیف بود. امیدواریم آقای شاه‌آبادی در انتشارات مدرسه دوباره این حرکت را کلید بزند؛ زیرا او شخصیت مسئولی است و توان این کار را دارد.

*تلاش کردم نویسنده به چشم نیاید

فارس: در نوشتن «باغ‌های همیشه بهار» به نظر می‌رسد که مخاطب را پای درس کلاس داستان‌نویسی قرار داده‌اید. هدف آموزش داستان‌نویسی بوده یا فکر می‌کنید مخاطب به این فکر نمی‌کند؟

نه. تمام تلاشم را کردم که فنون قصه‌گویی در کار دیده نشود، و قصه راحت خوانده شود. این داستان سه شخصیت دارد که هرکدام بخشی از ماجراهای زندگی امام را روایت می‌کنند تا از میان انبوه وقایع مذکور، شخصیت و چهره‌ی کامل‌تری از امام محمد باقر (ع) بیرون بیاید. واقعا تمام تلاشم را کردم تا نویسنده و نویسندگی به چشم نیاید.

*قرار نیست همیشه از شرارت بگوییم

فارس: معمولا وقتی صحبت از معصومین می‌شود بحث خطوط قرمز مطرح است. چقدر این خطوط قرمز مانع بود، و یا شاید هم اصلا به کمک‌تان آمد؟

من با این مسئله کنار آمده بودم. به هر حال این اشخاص قداست دارند، و باید مقتضیات موضوع مراعات می‌شد. سعی کردم با وضعیت موجود کنار بیایم و جذابیت‌های همین وضعیت را نشان دهم و از این کار لذت بردم. یعنی آنقدر درگیر این ماجرا نبودم که خطوط قرمز را درنوردم یا برعکس!

من مدت‌هاست به این موضوع فکر می‌کنم که آیا می‌شود راجع به یک انسان پاک و پاکیزه قصه نوشت و طرح و توطئه چید؟ نتیجه‌ای که گرفتم این بود؛ بله! دیدم اصلا این خودش یک موقعیت است یک انسان، بسیار پاک و بسیار سفید است. یک‌جورهایی عدم تعادل است خودش! نزدیک شدن به چنین شخصیتی و بعد پرداختن به مشکلات او در برخورد با سیاهی‌ها و بدی‌ها و تماشای نوع و نحوه‌ی غلبه بر ای موانع خود داستانی است جذّاب. قرار نیست همیشه از شرور و شرارت بگوییم. این سوی میدان هم معرکه‌ای است.

فارس: این در داستان در می‌آید؟

بله در می‌آید. همان شخصیت در می‌آید.

*مدینه فاضله باید یک‌جایی خودش را نشان دهد

فارس: گفته می‌شود که داستان باید شخصیت خاکستری داشته باشد و شخصیت سفید باید رگه‌های سیاه داشته باشد.

اطرافیان امام به خاطر آموزه‌های او پاک هستند و این همان عدم تعادل در داستان است. سوال ما این‌طور ایجاد شده چطور چنین چیزی ممکن است؟ و آیا امکان وقوع دارد؟ ما داستانی می‌نویسیم که به این سوال‌ها پاسخ مثبت می‌دهد. و این چرایی و چگونگی، خود همان تعلیق و خلق انتظار برای درک و دریافت چرایی‌ها و چگونگی‌هاست. بله می‌شود. حالا بگذریم از اصل این قضیه که چه کسی گفته که باید فلان‌طور باشد؟ اگر قرار باشد همه گوش به فرمان این دستورها باشیم، پس آن‌وقت باید دامن خلاقیت را جمع کنیم و برویم پی کارمان.

در نگاه ما، انسان‌ها یک جا باید از رذائل پاک شوند. آیا مدینه‌ی فاضله‌ای که همیشه آرمان انسان بوده یک حرف فضایی است یا می‌تواند بالاخره یک جایی خودش را نشان دهد و بوقوع بپیوندد؟ در نظر ما این آرمان امکان وقوعی که دارد هیچ، بلکه واقع هم خواهد شد. بالاتر از این؛ حتا اگر چنین اعتقادی هم نداشتیم، باز در قصه می‌شد خلقش کرد به عنوان یک جهان ممکن. من فکر می‌کنم این یک موقعیت فوق‌العاده برای یک قصه‌ی جذاب است. نویسنده‌ی حرفه‌ای هیچ‌گاه از چنین موقعیتی نمی‌گذرد؛ اگر گیرش بیاید. خلاصه این‌که امام خاکستری نداریم ما. اصلا آدم خاکستری نمی‌تواند امام باشد. امام نور است و سفید و پاک. من هم سعیم را می‌کنم فرصت‌های این نگاه را پیدا کنم و ظرفیت‌هایش را و طبق آن بنویسم. خیلی هم راحتم با این نگاه. و اصلا دوستش دارم. البته که این برای زمانی است که درباره‌ی امام می‌نویسم. داستان دیگران البته چیز دیگری است که خواهد آمد.

*من ادای دین کردم و معامله نکردم

فارس: آنهایی که داستان حول شخصیت ائمه می‌نویسند معمولا یک معامله‌ای می‌کنند. شما معامله‌ای کردید؟

من ادای دین کردم و معامله نکردم.

فارس: منتظر عطای آنها نیستید؟

احساس می‌کنم که به اندازه کافی برخودار شده‌ام. همیشه منتظر بودم که کاری برای یکی از ائمه انجام دهم. «موج فرشته» را نوشته بودم ولی دوست داشتم کاری که بیشتر خودم را ذیل این نگاه ببرم تا اینکه آقای نویسنده‌ی ارجمند آقای مصطفی خُرامان پیشنهاد این کار را به من کرد و من هم بدون معطلی پذیرفتم! اینجا جایی نبود که ناز کنیم.

*سعی کردم در چندلایه قصه بگویم

فارس: ویژگی روایت این کتاب کجاست؟

در این داستان راوی‌ها یا نوجوان هستند یا دارند با نوجوان‌ها گفت‌وگو می‌کنند. نکته‌ی دیگر هم این که سعی کردم روایتم سروشکلی داستانی داشته باشد و در چند لایه قصه بگویم. با این ترفند به دنبال نگه داشتن خواننده و کشاندنش به دنبال شخصت‌های قصه بودم.

فارس: غیر از شخصیت جابر انصاری و جابر جعفی، باقی تخیلی هستند؟

شخصیت عطا اول تخیلی بود ولی من در پژوهش‌هایم با چنین شخصیتی در تاریخ آشنا شدم و سعی کردم از ظرفیت‌هایش استفاده کنم.

*ادبیات آلام بشر را بی‌شک تسکین خواهد داد

فارس: فکر می‌کنید داستان قرار است بشر را نجات دهد؟

ادبیات آلام بشر را اگر درمان نکند، بی‌شک تسکین خواهد داد و این کارکرد اندکی نیست. انسان در طول تاریخ دردهای خود را به زبانی بیان کرده‌اند که کم‌کم عنوان ادبیات به خود گرفته. ادبیات کارکردش این بوده که هم خود نویسنده و شاعر را به نحوی آرام کرده و هم دیگرانی را که هم‌درد او بوده‌اند. نمی‌دانم؛ شاید این خود نجات است.

*تا انسان هست، ادبیات هست

فارس: برخی می‌گویند امروز از ادبیات عبور کردیم و روبه‌رو چیزی نیست. نظر شما در این مورد چیست؟

هر وقت انسان توانست از نغمه‌سازی دست بکشد، و واگویه‌های خلوتش را در قالبی زیبا و ساختارمند برای بیان قصد و منظوری نامصرّح توانست کنار بگذارد، دیگر نیازی به این دست امور ندارد. هر گاه انسان از خلق زیبایی خسته شد، از ادبیات هم عبور خواهد کرد. این اتفاق‌ها نخواهد افتاد. تا انسان هست، ادبیات هست. این دو همزاد هم هستند.

انتهای پیام/

یادداشت/ محمدکاظم انبارلویی فروپاشی آمریکا!

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس «محمدکاظم انبارلویی» در سرمقاله روزنامه «رسالت» نوشت:

نقل است هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا اخیراً گفته؛ اوضاع جهان و نوع مناقشات آن شبیه آرایش قدرت‌های جهان قبل از آغاز جنگ دوم جهانی است. او همچنین گفته است؛ اوضاع داخلی آمریکا هم شبیه دوران گورباچف آخرین رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوروی است. جرج سوروس هم همین نظر را دارد. جوزف نای استراتژیست دموکرات آمریکایی نیز پیش بینی کرده است؛ امپریالیسم آمریکا به زودی فرومی پاشد.
اگر این تحلیل درست باشد جهان لیبرالیسم و سرمایه‌داری غرب به روایت اینان، در حال فروپاشی است. هم از درون و هم از بیرون!
آثار و علائم این فروپاشی از فروریزی قراردادها و پیمان‌های آمریکا با شرکای خود شروع شده است. آمریکایی‌ها آشکارا می‌گویند حاضر نیستند هزینه سرپا نگه ‌داشتن ناتو را که همچون دژی برای صیانت از جهان سرمایه داری ایجاد کرده اند، بپردازند.
لگدی که ترامپ به قراردادها و پیمان‌های تجاری با شرکای خود زده است، زلزله‌ای در حقوق بین‌الملل و مناسبات دولت‌ها و ملت‌ها پدید آورده است.
نخبگان آمریکایی می‌ گویند زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در آمریکا نیاز به نوسازی دارد، اگر این کار صورت نگیرد، قبل از فروریزی، با خطر فروپاشی و گسست روبه‌رو هستیم.
آمریکا امروز با بودجه نظامی عظیم ۷۱۶ میلیارد دلاری قادر به تأمین امنیت خود در جهان نیست. لشکرکشی‌های جهانگیرانه به افغانستان، سوریه و عراق و هزینه‌کرد برای تأمین امنیت رژیم اشغالگر قدس کمکی به تأمین امنیت آنها در جهان نکرده است. حکام کاخ سفید پول مالیات دهندگان آمریکایی را صرف جهان‌گشایی و جاه‌طلبی‌های خود کرده‌اند. امروز به اعتراف «سی ان ان»، ۴۱ میلیون نفر در آمریکا به قدری فقیرند که باید بین خرید غذا و پرداخت هزینه سایر موارد ضروری زندگی خود، یکی را انتخاب کنند! حکام کاخ سفید میلیاردها دلار صرف سرپا نگه ‌داشتن حکومت‌های استبدادی در غرب آسیا و دیگر نقاط جهان می‌کنند. آنها هزینه‌های سرسام‌آوری برای پایین‌آوردن رهبران کشورهایی که حاضر نیستند سلطه آمریکا را بپذیرند صرف می‌کنند. آمریکایی ها اخیراً به دولت‌هایی که از آنها حمایت می‌کردند گفته اند باید هزینه تعمیر و نگهداری پیچ‌ و مهره‌های حکومت خود را خودتان پرداخت کنید.
آمریکایی‌ها ۴۰ سال است برای مبارزه با ملت ایران هزینه‌ می‌کنند، اما نه تنها فایده‌ای نبرده اند بلکه خود در حال فروپاشی هستند.
هیچ کس باور نمی‌کرد امپراتوری شوروی با آن همه اقتدار نظامی و نظم آهنین مارکسیستی فرو بپاشد. آنها بدون شلیک یک گلوله از بیرون، تمام بساط خود را جمع کردند و به موزه تاریخ سپردند.
سران اتحاد جماهیر شوروی هم به جای پرداختن به مردم خود، به فکر سلطه‌طلبی بودند. سربازان خود را به افغانستان بردند و در آفریقا و آسیا به مصاف آمریکا برای رقابت‌های کور سلطه‌طلبی فرستادند. اما از درون متلاشی شدند. امروز وضع ترامپ به تعبیر کیسینجر شبیه وضع گورباچف در آخرین روزهای حکومت امپراتوری شوروی است. هالیوود خیلی کارها در آمریکا برای سرپا نگه‌داشتن امپراتوری زر و زور و فریب می‌تواند بکند اما نمی‌خواهد حتی یک نفر از ۴۱ میلیون فقیر ‌آمریکایی را غذا بدهد!
امروز هیچ نشانه‌ای از حکمرانی خوب در آمریکا و غرب وجود ندارد. آنها آمار و ارقام فروپاشی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را سانسور می‌کنند. آنها فرسایش سرمایه اجتماعی را پنهان می‌کنند. اما سروکله این فرسایش در مشارکت سیاسی در ایام انتخابات، خود را نشان می‌دهد.
آرنولد توین‌بی می‌گوید: «فروپاشی وقتی رخ می‌دهد که مسائلی که پدید می‌آید، نمی‌توانند حل کنند.» آمریکایی‌ها از حل مسائل خود با جهان درون و بیرون خود عاجز هستند. برای همین است که این روزها فقط عربده کشی می کنند.
به همین دلیل هم به زدن زیر میز همه تعهدات بین‌المللی خود روی آورد‌ه‌اند. دو سال آمریکایی‌ها و پنج قدرت جهانی در آن سوی میز مذاکرات با ایران نشستند و یک قرارداد امضا کردند و امضای خود را پای ‌آن گذاشتند. هنوز مرکب آن خشک نشده بود، همه چیز را انکار و قرارداد را زیر پای خود له کردند.
ترامپ از واشنگتن به سنگاپور برای دیدار رئیس جمهور کره شمالی می‌رود، غیر از یک عکس یادگاری هیچ دستاوردی برای رفع تهدیدهای هسته‌ای کره شمالی به دست نمی‌آورد. او با روس‌ها سر میز مذاکره می‌نشیند اما دریغ از یک توافق! مفهوم این بن‌بست در حل مشکلات چیست؟ ریخت‌شناسی رفتار سیاسی ترامپ نشان می‌دهد هیچ فکر معقولی که مبتنی بر یک نظریه جدید برای تنظیم روابط آمریکا با رقبا و شرکای و حتی دشمنان واشنگتن باشد، وجود ندارد.
آنها در مرز دیوانگی و جنون قرار دارند و می‌خواهند وقتی در درون به سیاه چاله فروپاشی وارد شدند، همه چیز جهان را به هم بریزند و با خود به درون آن ببرند.
آمریکایی‌ها از ۴۰ سال پیش تا کنون هر نقشه‌ای در غرب آسیا کشیده اند، نقش بر آب شده است. آنها مسبب اصلی خنثی شدن نقشه ‌های خود را ملت ایران می‌دانند. به همین دلیل هیچ وقت نظام جمهوری اسلامی و اقتدار ملت ایران را به رسمیت نشناختند و بر آن تیغ توطئه و تجاوز کشیدند. 
ایران اسلامی با اقتدار کامل تا چند ماه دیگر ۴۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد. مردم ایران با همه وجود در این ۴ دهه دست نیرومند الهی را در صیانت از انقلاب، از حادثه طبس تا کنون، بالای سر خود احساس می‌کنند. تردید ندارند پرچم جمهوری اسلامی را سالم به صاحب آن حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه می دهند.
مدتی است برخی عناصر غرب‌زده با جیره و مواجب مختصر، همین بحث فروپاشی در آمریکا را به داخل آورده‌اند، آن را با دنده معکوس، وارد محافل روشنفکری کرده‌اند. اگر این جماعت صلاحیتی برای نسخه‌پیچی مقوله فروپاشی دارند، بروند واشنگتن به اربابان خود باهند تا آنها را سرپا نگه دارد که بتوانند جیره و مواجب خود را در اسرع وقت تحویل بگیرند.
جالب است نسخه آنها برای برون رفت از بحران فروپاشی یک خط بیشتر نیست؛ «از میان گزینه مقاومت و انقلابی گری یا تسلیم، دومی را انتخاب کنید. راه نجات همین دومی است»!
این جماعت ۴۰ سال است در شیپور شکست انقلاب و فروپاشی می‌دمند. هر چه صدای این شیپور بلندتر می‌شود، درجه استحکام و اتقان انقلاب هم بیشتر می‌شود. امروز انقلاب اسلامی پس از ۴۰ سال، دیگر یک نهال نیست، یک درخت تنومند است که در تندبادها و توفان‌های جهان می ‌تواند محکم بایستد. آن هنگام که یک نهال هم بود، محکم ایستاد و دوام آورد.
از کسی که اوایل انقلاب از دیوار سفارت‌ آمریکا برای تسخیر لانه‌ جاسوسی بالا رفت اما وقتی به زمین سفارت رسید ترجیح داد درِ بسته سفارت را از پشت باز کند، طرح مباحث فروپاشی، طبیعی می نماید. اما بعید است این در، در دوران اقتدار جمهوری اسلامی با چنین نظریه‌پردازی‌های خائنانه و خائفانه باز ‌شود، چون ‌آن سوی در، یک ملت با تمام قامت خود در  برابر توطئه‌های آمریکا ایستاده است و حاضر است هزینه بدهد. نباید عده‌ای شعور ملت را نادیده بگیرند و فروپاشی غرب به ویژه آمریکا را به نام فروپاشی جمهوری اسلامی سند بزنند. حد اقل اگر حرف ملت را قبول ندارند، یک مقدار به یافته‌های هنری کیسینجر، جورج سوروس و جوزف نای در مورد سرنوشت آمریکا که در مطلع سخن آمد، فکر کنند.
اوضاع داخلی آمریکا طوری نیست که حتی هارت و پورت ترامپ علیه ملت ایران، یک هفته دوام بیاورد. ترامپ به «هل من مبارز» سردار سرافراز اسلام، حاج قاسم سلیمانی واکنش نشان داد. او در کنفرانس خبری با نخست وزیر ایتالیا در کاخ سفید گفت؛ «حاضر است در هر کجا و در هر زمان بدون پیش شرط، با رئیس جمهور ایران گفت و گو کند.» این موضع نشان می دهد که او می داند در غرب آسیا بوی کباب را با مشام خود حس 
نمی کند، اما سوزش خر داغ کردن را خوب حس می کند.

انتهای پیام/ز


http://fna.ir/bnrgue