بازخوانی حوادث کوی دانشگاه در تیرماه ۷۸ ؛ از آشوب در ۱۸تیر تا قیام ۲۳تیر از نقش اصلاح‌طلبان در آتش‌بیاری معرکه تا پیشنهاد ناطق‌نوری برای دستگیری سران نهضت آزادی و اعدام آشوبگران

مجله فارس‌پلاس؛ حوادث تیرماه ۱۳۷۸ به دلیل تشابهات فراوان به فتنه ۸۸ همواره به عنوان نقطه عطف برنامه‌ریزی ده‌ساله دشمن برای تلاش مستقیم جهت براندازی جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود. این رخداد مهم در تاریخ انقلاب هرچند به لطف خداوند متعال و مواجهه مدبرانه رهبر معظم انقلاب و هوشیاری مردم انقلابی ناکام ماند، اما در زمان فعلی که دستگاه تبلیغاتی دشمن با تحریف وقایع آن دوره، به دنبال ارائه تصویری غیرواقعی به نسل جوانی است که در سال‌های بروز این واقعه بیش از ۴-۵ سال نداشته و این فتنه را از نزدیک لمس نکرده‌اند، بازخوانی جزئیات واقعه کوی دانشگاه می‌تواند مفید باشد.

 

شروع ماجرا

در تیرماه ۱۳۷۸، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، طرحی را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات» در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:
الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و…
ب ) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه
ج ) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای زیر فشار قرار داده یا آن‌ها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیز خواهند شد)
د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس، مجمع روحانیون مبارز (که در فتنه ۸۸ نیز با صدور یک بیانیه، زمینه تجمع غیرقانونی ۳۰ خرداد و کشته‌شدن تعدادی از هم‌وطنان را فراهم کرد) با صدور اطلاعیه‌ای که ۱۲ تیر ۷۸ در روزنامه‌ ایران به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تحدیدکننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان‌طور که در گذشته نتیجه‌ای مطلوب در پی نداشته، اینک نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت.»

پس از آن، مطبوعات زنجیره‌ای با به راه انداختن هیاهو و جنجال، سعی در وادار کردن مجلس به عقب‌نشینی از تصمیم خود مبنی بر اصلاح قانون مطبوعات داشتند. در همین راستا روزنامه «سلام» یک روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحیه قانون مطبوعات» در مجلس، یعنی در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۷۸ در اقدامی غیر‌قانونی، یک نامه کاملاً سرّی و طبقه‌بندی شده را منتشر کرد که در آن از ارتباط طرح اصلاح قانون مطبوعات با سعید امامی (اسلامی)، سخن به میان رفته بود. سعید امامی کسی بود که در آن زمان، نامش به‌عنوان عامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای در رسانه‌های اصلاح‌طلب مدام تکرار می‌شد.  

سلام در تیتر نخست خود نوشت: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.» این امر بر شدت التهابات و هیجانات سیاسی در کشور افزود. در پی این اقدام، وزارت اطلاعات دولت اصلاحاتف شکایتی را علیه روزنامه سلام تنظیم و آن را تسلیم قوه قضاییه کرد.  دادگاه ویژه «روحانیت» نیز در پی این شکایت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه‌بندی شده توقیف کرد.

 

هماهنگی رسانه‌های آشوب در نیمه‌شب!

با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام، اصلاح‌طلبان دچار غافلگیری شدند و به هشدار و تهدید روی آوردند. روزنامه‌های موسوم به زنجیره‌ای در اقدامی هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهم‌ترین سوژه خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسی» یاد کردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیرمسئول روزنامه سلام نوشت: «آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی‌ها را محاسبه کرده‌اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام، تهدید کرد: «باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی، اگرچه بازی نامیده می‌شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازی نیست. رأی مردم به جمهوری اسلامی، رأی به دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود، آنگاه سیاست ورزی به پایان می‌رسد.»
هماهنگی روزنامه‌های پنجشنبه ۱۷تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله‌های خود به عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چراکه خبر توقیف روزنامه سلام ساعت ۱۰ شب اعلام شده بود که معمولا در آن زمان، اکثر روزنامه‌ها می‌بایست با انجام مراحل نهایی، صفحات روزنامه‌ها را به چاپخانه می‌فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند.

روز پنجشنبه ۱۷تیر، ۱۰ روزنامه زنجیره‌ای  با تیترهای تهدیدآمیزی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله‌ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت‌بار است»، «نظام باید هزینه‌های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ‌گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه‌کاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی» و «پایان سیاست‌ورزی»، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند تا در همان شب علیرضا نوری زاده، مفسر رادیو بی‌بی‌سی در تقدیر از عملکرد مطبوعات اصلاح‌طلب بگوید: «ما باید سرافراز باشیم که پرچمداران جامعه مدنی در ایران یعنی نشریات نشاط، صبح امروز، خرداد، همشهری و ایران، مراکز قدرت را نشانه رفته‌اند و با زیر سؤال بردن مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی، چالشی جدی فراروی حاکمان اسلامی گشوده‌اند.»

آغاز تجمعات در دانشگاه تهران 

پنجشنبه هفدهم تیر ۷۸ «دفتر تحکیم وحدت» یک میتینگ اعتراض‌آمیز را در دانشگاه تهران برگزار می‌کند که بعضا به درگیری‌های خشونت بار تبدیل می‌شود. در شامگاه همان روز، در ساعت ۲۲ و چهل و پنج دقیقه حدود ۳۰۰ نفر از دانشجویان در مجموعه خوابگاهی کوی دانشگاه تهران اقدام به راهپیمایی غیرقانونی کرده و سپس با تحریک عده‌ای از عناصر افراطی، از کوی دانشگاه خارج می‌شوند و اقدام به شعار دادن می‌کنند. از جمله شعارهای دانشجویان این بود: «طرح سعید امامی ملغی باید گردد»، «مجلس فرمایشی، خجالت خجالت»، «آزادی اندیشه، همیشه‌همیشه.»

به‌تدریج و با حضور نیروی انتظامی، اغلب دانشجویان به داخل کوی برمی‌گردند اما تعدادی از دانشجویان اصرار بر ادامه تظاهرات در بیرون دانشگاه دارند و اقدام به پرتاب اشیائی به سمت نیروهای انتظامی می‌کنند. این اقدامات تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که یکی از پرسنل نیروی انتظامی توسط دانشجویان به گروگان گرفته می‌شود که نیروی انتظامی نیز جهت آزاد کردن وی وارد عمل می‌شود. به‌تدریج، درگیری‌ها شدیدتر شده و نیروی انتظامی وارد مجتمع کوی دانشگاه می‌شود.

درگیری‌های پراکنده که از نیمه‌شب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه می‌یابد و افراد نقابدار مستقر در کوی و پشت‌بام‌های مشرف به خیابان کارگر با پرتاب سنگ و سردادن شعارهایی علیه ارکان نظام، درصدد تهییج دانشجویان از یک سو و تحریک نیروهای انتظامی و امنیتی به شدت عمل در برخورد با دانشجویان در سوی دیگر برمی‌آیند.
حدود ساعت ۱۱ صبح، بالاخره جلسه شورای تأمین استان در استانداری تشکیل می‌شود و حادثه شب گذشته را بررسی می‌نماید. حوالی ظهر روز جمعه به نیروهای انتظامی دستور داده می‌شود که از صحنه خارج شوند.

در این میان برخی چهره‌های سیاسی به بهانه ابراز همدردی با دانشجویان وارد کوی دانشگاه می‌شوند. مجید انصاری، موسوی لاری، دکتر معین، فائزه هاشمی، خانم کروبی، مصطفی تاج‌زاده، عبدالله نوری، درودیان، اکبر گنجی، ابراهیم اصغرزاده و… از جمله این افراد هستند. فضای دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخی از این چهره‌های سیاسی که به بهانه آرام کردن دانشجویان به داخل کوی رفته بودند، شعله‌های خشم آنان را شعله‌ورتر می‌سازد به گونه‌ای که بار دیگر گروه‌هایی سازمان‌یافته از محوطه کوی خارج شده و در خیابان کارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومی، درگیری‌های پراکنده‌ای را با نیروهای انتظامی مستقر در اطراف کوی دانشگاه شکل می‌دهند.

 

دروغ‌های بزرگ برای به جان هم انداختن مردم و دانشجویان!

روزنامه‌های زنجیره‌ای در روز شنبه ۱۹ تیر کار هدایت آشوب‌ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تیتر درشت صفحه اول خود نوشت: «کوی دانشگاه به خون کشیده شد» و روزنامه نشاط هم بر آتش ماجرا دمید: «دفتر تحکیم وحدت یک هفته عزای عمومی اعلام کرد.» پلاکاردهایی با مضمون پنج شهید به نام‌های ذاکری، سهرابی، امامی، رهبری و نادری، در میان دانشجویان توزیع شد در حالیکه به سرعت مشخص گردید تمامی اسامی مذکور جعلی بوده است!

در دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت، صنعتی شریف و شهید بهشتی نیز تجمع‌هایی صورت گرفت و عوامل برپا کننده این تجمعات خواستار حرکت دانشجویان به سمت کوی دانشگاه شدند. افراد حاضر در این تجمعات، در مسیر حرکت خود به سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهایی چون «می‌کشم می‌کشم آن که برادرم کشت»، «توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد»، «عزاعزاست امروز، دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمی ـ خاتمی واکنش واکنش» و «دانشجوی مبارز حمایتت می‌کنیم» کردند که در این میان بانک‌های تجارت و سپه، چند اتوبوس شرکت واحد، پمپ‌بنزین، محل برگزاری نمازجمعه، یک بیمارستان و چند دستگاه خودرو سواری و موتورسیکلت تخریب و یا دچار آتش‌سوزی شدند.
در این میان پیاده‌نظام‌هایی از عناصر نهضت آزادی، حزب ملت، نیروهای ملی ـ مذهبی، سلطنت‌طلبان و افراد وابسته به کانون نویسندگی خود را به تظاهرکنندگان رساندند و با توزیع اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی سعی در تهییج و گسترش دامنه آشوب‌ها در سطح شهر داشتند. در این روز تعدادی از مردم عادی و زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجه‌بکس مورد هجوم قرار گرفتند. در میدان انقلاب، چهارراه مخبرالدوله و بلوار کشاورز، چادر تعدادی از خانم‌ها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از این بانوان که مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تیغ موکت‌بری به‌شدت مجروح شدند.

 

کشته‌سازی با پیراهن دروغین، توسط احمد باطبی که حتی دانشجو هم نبود!

در دیگر سو، رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون خارج کشور که در رؤیای «ختم انقلاب» دست‌افشانی و پایکوبی می‌کردند، با ارسال اخبار و گزارش‌های کذب، سعی در کشانیدن دامنه آشوب‌ها به شهرهای دیگر داشتند. خبرنگاران و عکاسان روزنامه‌های دیلی‌تلگراف، آل‌موندو، کیودو، آل‌پائیس، لیبراسیون، فیگارو، پروفیل، ایشن‌ایج، نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست، کوریره‌دلاسرا به همراه شبکه‌های تلویزیونی سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی، فاکس‌نیوز، سی‌بی‌اس، بی‌بی‌سی، الجزیره و خبرگزاری‌های رویترز، فرانسه، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، فرانس‌پرس، در روزهای ۲۰،۲۱ و ۲۲ تیر بالاترین حجم اخبار، گزارش‌ها و تصاویر خود را به سراسر دنیا ارسال کردند.

 

پیشنهاد حجت‌الاسلام ناطق نوری برای دستگیری سران نهضت آزادی و اعدام آشوبگران

حجت‌الاسلام ناطق نوری درمورد نقش نهضت آزادی‌ها در حوادث کوی دانشگاه می‌گوید: «من به‌لحاظ اینکه شم امنیتی داشته و کار امنیتی کرده بودم، احساس می‌کردم پشت صحنه دست‌هایی است که این‌ها را می‌گرداند و به طور جدی به این موضوع یقین داشتم. در همان روزها، قبل از آن که حتی کسی دستگیر و بازجویی بشود، یا مثل الان یک‌خرده شفاف شود، گفتم که ماجرا زیر سر نیروهای به‌اصطلاح ملی-مذهبی است. این‌ها رهبری می‌کنند و به نظر من قوه قضاییه اگر بخواهد این غائله را ختم کند باید سران این‌ها را دستگیر نماید.  

در جلسه‌ای در حضور مقام معظم رهبری نیز گفتم که آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادی و این نیروها در پشت پرده این جریان هستند و اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم به نظر من باید سران این‌ها را دستگیر کرده، عده‌ای که در صحنه آشوب کردند را هم به سرعت محاکمه کنیم. حتی اگر لازم باشد -دیدیم که اینها به هرحال بحران ایجاد کردند و قصد براندازی دارند- آن‌ها را به سینه دیوار بگذاریم. اگر قصد براندازی نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آن‌ها برخورد بشود. بعضی از مسئولان خیلی جاخوردند و گفتند: این نوع حرف زدن جلوی آقا؟! اما من ریشه اغتشاش را در نهضت آزادی می‌دانم، این‌ها دنبال براندازی هستند و در کشور بحران ایجاد می‌کنند و بالاخره باید با آن‌ها برخورد کرد، حکومت تعارف ندارد. من در ماجرای ۱۸ تیر ۷۸، قائل بودم که باید سران نهضت آزادی دستگیر، محاکمه و با آن‌ها برخورد قاطع شود؛ اما رئیس دولت اصلاحات این اعتقاد را نداشت.»

 

چه کسی دستور ورود نیروهای نظامی برای برخورد با آشوبگران را صادر کرد؟

سردار رحیم‌صفوی، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران در گفتگویی ماجرای صدور مجوز ورود نیروهای نظامی برای برخورد با آشوبگران را اینگونه روایت می‌کند: «در روزهای نخست فتنه ۷۸ وزیر کشور اجازه نمی‌داد که سپاه و بسیج وارد عمل شده و آشوبی را که تهران را به آتش کشیده بود، آرام کنند. می‌گفت فقط نیروی انتظامی. این در حالی بود که نیروی انتظامی می‌گفت که ما دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم. من برای اولین‌بار همین‌جا عرض بکنم که من در آن قضیه برخورد جدی با وزیر کشور وقت داشتم. در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رأی داد و گفت: «سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران» با ورود بسیج و سپاه، در چند ساعت این فتنه تمام شد. می‌توانم بگویم عناصری که ما آن زمان دستگیر کردیم گفتند که از سوی مسئولان برخی وزارتخانه‌ها حمایت می‌شدند.»

 سردار فیروزآبادی، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح هم این تصمیم حسن روحانی را با پشتوانه تأیید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت عنوان کرده و می‌گوید: «این تصمیم شورایعالی امنیت ملی و تأیید رئیس‌جمهور بود. آن زمان جلوی خود بنده آقای روحانی با آقای خاتمی تماس گرفتند و گفتند وضع این‌گونه و جمع‌بندی این است و ایشان گفتند دیگر هر تصمیمی که گرفتید انجام دهید، از این به بعد هم همین‌طور خواهد بود».

 

پیام آرامش‌بخش رهبر معظم انقلاب اسلامی

اتفاقات تلخ به سرعت در حال رخ دادن بود که بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردمی در تاریخ ۱۳۷۸/۰۴/۲۱، مانند آبی بر آتش فتنه آشوبگران داخلی و خارجی ریخته شد. حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز تأسف و تأثر شدید از برخی حوادث رخ داده در کوی دانشگاه، فرمودند: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی – بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت – به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور – چه دانشجویان و چه غیردانشجویان – فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعه‌ها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمی‌کند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی تخلّف می‌کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.»

ایشان در ادامه با دعوت جوانان به «هوشیاری در برابر دشمن و توجه به دست‌های پنهان آنان برای سوءاستفاده از دانشجویان» و اعلام برنامه دشمن مبنی بر «هدف گرفتن امنیت ملی برای ایجاد هرج و مرج و ناامنی در کشور»، اعلام کردند: «دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلی حقیر، این عناصر سیاسی مطرود و منفور، که ملت این‌ها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. این‌ها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند»

 

و اینک حماسه ۲۳ تیر…

با انتشار بیانات رهبر معظم انقلاب بویژه فراز پایانی آن که ایشان امام و مقتدای خودمان حضرت ولی‌عصر (ارواحنافداه) را خطاب قرار داده و بر «ایستادگی تا آخرین نفس در راه خدا و آرزوی شهادت در این راهِ پرافتخار و پرفیض و پربهجت» تاکید کردند، موجب شد تا گروه‌های مختلف مردمی در شهرهای بزرگ و کوچک کشور تصمیم به برگزاری راهپیمایی بزرگی در میثاق دوباره با امام امت بگیرند و اینگونه شد که در روز ۲۳ تیرماه، اقیانوسی از یک ملت بیداردل، روانه کوچه و خیابان‌های کشور شد تا پاسخ آشوبگران خرابکار را با بیعت مجدد خود با رهبر معظم انقلاب و آرمان‌های بلند امام خمینی و انقلاب اسلامی بدهند.

 

روزی که فقط حسن روحانی حاضر به سخنرانی در تجمع مردم تهران شد!

دکتر علیرضا زاکانی درباره سکوت چهره‌ها در این حادثه اینگونه روایت می‌کند: «آقای خاتمی که رییس‌جمهوری است به‌عنوان یک عنصر تجدیدنظرطلب که بسیاری از کارهای افراطی را قطعاً قبول نداشت، در ۲۳ تیر حاضر نمی‌شود که بیاید و سخنرانی کند، آقای هاشمی نیز حاضر نمی‌شود که سخنرانی کند، آقای ناطق هم حاضر نمی‌شود تا اینکه آقای روحانی که تازه از خارج از کشور برگشته بود، پیشنهاد سخنرانی در تجمع مردم تهران را پذیرفت و آمد و صحبت‌های خوب و انقلابی هم کرد.»

دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی در این تجمع، ابتدا از دانشجویان تشکر کرد که صف خود را از معاندان و مفسدان جدا کرده بودند و با اعلام بیزاری و برائت، خودشان را کنار کشیدند. روحانی این اقدام را نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان نامید و با اشاره به حضور «افراد شرور، جنایتکار و سابقه‌دار، وابسته به گروهک‌های معاند و ورشکسته» در میان دستگیرشدگان، از ساختارشکنی‌ها سخن گفت: «افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آن‌ها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند… بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هرگونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر – اگر جرأت ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد… آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و اسلامیت نظام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است…  مسأله ولایت، مظهر اقتدار ملی ما است.‌.. در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه اینچنین تحمل می‌شود؟ این‌ها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آن‌ها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم»

 

انتهای پیام /

به‌دنبال بی‌ارزش کردن پول کشور هستند/ هر ساختار مقاومت بسیج شهری باید یک گروه جهادی داشته باشد

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی سردار غلامحسین غیب پرور در دوره خط امام(ره) گفت: در حال حاضر شرایط انقلاب یک شرایط حساسی هست و سختی عبور از انقلاب در چهلمین سال به اوج خود رسیده است.

وی ادامه داد: در قضیه مشکل آب آبادان و خرمشهر، در حالی که برخی از کارشناسان نظر داشتند که این پروژه ۱۰ سال به طول می انجامد، انقلابیون گفتند که ۱۰ ماهه می توان این پروژه را به پایان رساند.

رئیس سازمان بسیج مستضفعین افزود: اگر استقامت پیشه کنیم و به توانایی های خودمان شک نکنیم، قطعاً نصرت الهی با ماست و فتح نزدیک است و می‌توانیم تهدیدات دشمن را به فرصت تبدیل کنیم و پیروزی نمی آید مگر اینکه از دل تهدیدات و این تهدیدات امروزه در دو حوزه عملیات روانی و اقتصادی شدت گرفته است.

وی با خطاب دادن دانشجویان تأکید کرد: اگر بخواهم برای شما نام و واژه ای در نظر بگیرم، باید بگویم که شما ستارگان آسمان آتش به اختیار هستید که در اوج دشمنی ها باید استقامت کنید.

وی ادامه داد: شما قرار است که راه ها را باز کنید و مدیران آینده این کشور باشید و مدیران امروز باید بدانند که ما در واسط میدان جنگ هستیم ولی بر خلاف عملیات روانی دشمن که می گوید مردم با انقلاب فاصله گرفته اند، این گونه نیست و مردم هر روز بیشتر به این انقلاب پای‌بندتر می شوند و شما دانشجویان باید در شبکه های اجتماعی فعال تر شوید.

سردار غیب پرور در ادامه خاطر نشان کرد: تهدید دوم امروز ما، تهدید اقتصادی است که در سه حوزه تهدید نفتی، تهدید ارزی و تهدید خدمات کالایی وجود دارد.

وی در تشریح تهدید نفتی گفت: الحمدالله گام های خوبی در این حوزه برداشته شده است و وابستگی به نفت کاهش یافته است ولی متأسفانه هنوز بخشی از منابع کشور وابسته به نفت است ولی ما در حوزه نیروهای مسلح به پای مردم ایستاده‌ایم.

وی در ادامه در تشریح تهدید کالایی افزود: قاچاق، ضربه مهلکی بر اقتصاد ایران است که کلام رهبری نسخه شفا بخش آن محسوب می شود و دشمنان انقلاب اسلامی در حوزه ارزی به دنبال بی ارزش کردن پول کشور هستند و اگر قوه قضائیه با متخلفان این حوزه بیشتر برخورد کند، قطعا عمل بازدارندگی دارد.

سردار غیب پرور گفت: امروز چند جبهه مقاومت داریم و انقلاب اسلامی در یک جغرافیای محدود، توانسته رشد کند و دشمن به این نتیجه رسیده است که از نظر نظامی نمی تواند با ایران مقابله کند پس تصمیم گرفته است که ایران را از داخل تهی کند. و ما باید با زبان محکم با دشمن صحبت کنیم که این زبان خداوند است و نباید از دشمن ترسید.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در پایان تصریح کرد: باید به مسئله خدمت رسانی توجه شود به گونه‌ای که هر ساختار مقاومت بسیج شهری یک گروه جهادی داشته باشد و باید مردم ارتباط بگیرد و به مردم خدمت کند.

انتهای پیام/

کلیدواژه ها

به «نواز شریف» هشدار داده بودم با ارتش و دادگاه درگیر نشود

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، چودهری نثار علی خان وزیر کشور سابق پاکستان با ابراز تأسف از دستگیری نواز شریف گفت: به وی هشدار داده بودم با ارتش و دادگاه درگیر نشود.

خان که از اعضای ارشد سابق حزب مسلم لیگ بود و در حال حاضر با نشان جیپ به صورت نماینده مستقل در انتخابات شرکت می‌کند، افزود: ۳۴ سال با نواز شریف همکاری کردم.

وی افزود: ۱۲ الی ۱۴ نفر حزب مسلم لیگ را بنیان‌گذاری کردند اما همه آن‌ها غیر از من، نواز شریف را تنها گذاشتند.

چودهری نثار علی خان اظهار داشت: مشاور خوبی برای نواز شریف بودم و با خلوص نیت وی را از درگیری با ارتش بر حذر داشتم.

وی افزود: مشاوره من هیچ گاه غلط نبود و نواز شریف باید برای ادامه فعالیت سیاسی خود به آن عمل می‌کرد.

با دستگیر شدن نواز شریف در آستانه انتخابات مسیر چودهری نثار علی خان و بقیه اعضای جدا شده حزب مسلم لیگ برای پیروزی در رقابت سیاسی بیشتر هموار شده است.

انتهای پیام/ح

مفروضات حاکم بر علوم انسانی غربی در تضاد با «دین» است

خبرگزاری فارس- حوزه پژوهش- فاطمه تذری: علوم انسانی که در جهان امروزی به عنوان علوم اجتماعی شناخته می‌شود، با گونه‌های دیگر دانش بشری متفاوت است زیرا محصول تحول نگاه و رویکردی است که نسبت به «دین» و «علم» در دوره‌ روشنگری مغرب‌زمین – در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم- شکل گرفت.

بطلان نظریات برخاسته از کلیسای قرون وسطایی که به تدریج توسط مطالعات و آزمایش‌های علمی تجربی اثبات می‌شد، روی‌هم رفته منجر به کم‌فروغ شدن نهاد دین در مغرب زمین شد.

نواندیشان این دوره از تاریخ مغرب‌زمین توصیه می‌کردند که دیگر گوش سپردن به فرامین کلیسا (که نماد و متولی دین بود) به پایان رسیده است و اکنون هنگام به‌کارگیری عقل و فهم انسانی است.

«علم مدرن» نیز در این دوره با اتکا به مشاهده و روش تجربی و با اعتقاد به اینکه دین منبع خوبی برای فهم حقایق نیست شکل گرفت.

اما «علوم اجتماعی» یا همان «علوم انسانی» دانش تبیین، تفسیر، اصلاح یا تغییر کنش‌های انسانی است و در اداره و مدیریت جوامع بشری نقش اساسی داشته و بر سبک زندگی افراد جامعه اثرگذاری مستقیم دارد.

با ظهور انقلاب اسلامی و غور در کتب و منابع آموزشی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، مسئولان جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدند که بازنگری و تحول در علوم انسانی عرضه شده در محیط‌های آکادمیک امری ضروری است، زیرا آن علوم در خاستگاه و جهان فکری غرب نگاشته شده و حکومتی که داعیه‌دار تفکر اسلامی در جهان است باید منابع خود را داشته باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان یکی از مهمترین داعیه‌ داران این حرکت، بارها بر لزوم تحول اساسی در علوم انسانی تاکید کردند و در سخنرانی‌های مختلف ضمن انتقاد از روحیه ترجمه‌گرایی بر ضرورت تحقیق و نوآوری در این علوم به سبب غنای فرهنگِ اسلامی، ایرانی صحه گذاشتند.

گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس در پرونده‌ای با عنوان «گذار از علوم انسانی غربی چرا و چگونه؟» به بررسی جنبه‌های مغفول در حوزه تحول در علوم انسانی غربی پرداخته است.

«مدیران ما علوم انسانی ِ اسلامی را باور ندارند/ در دوره رضاخان مدرن نشدیم» و «انقلاب مشروطه ذیل تفکر صدرا شکل گرفت/ تفکر نمی‌تواند وارداتی باشد» دو گفتگویی است که پیش از این در قالب این پرونده منتشر شد.

متن ذیل مصاحبه‌ای تفصیلی با «مهدی گلشنی» فیزیک‌دان، استاد فلسفه علم، مترجم، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران است.

محورهای این گفتگو به شرح زیر است:

*در ایران خیلی از دانشکده‌های علوم خصمانه با فلسفه برخورد می‌کنند.

* از نقش«اصول» دز علوم غفلت شده است 

*بسیاری از مفروضاتی که بر علوم انسانی و حتی علوم طبیعی در غرب حاکم است در تضاد با دین است.

*برای اسلامی کردن علوم بستر و مرجع وجود دارد و دستِ خالی نیستیم.

*فلسفه مادر علوم و چتری روی سر علوم است.

*تحول در علوم انسانی حرکتی از بالا به پایین نیست و علما و دانشمندان باید آغازگر راه باشند.

* در برگردان علوم اجتماعی غربی بیشتر مشق نویسان خوبی بودیم و حتی سرمشق نویس نبودیم.

*در ایران خیلی از دانشکده‌های علوم خصمانه با فلسفه برخورد می‌کنند.

*اهالی حوزه باید فلسفه ابن‌سینا و صدرا را بر علوم روز متحقق کنند.

فارس:بحثی که سالهای بسیاری در حوزه علوم انسانی مطرح می‌شود در خصوص بومی سازی و اسلامی سازی این علوم در کشور است. برای ورود به موضوع ابتدا بفرمایید از منظر شما چه لزومی به بومی سازی علوم انسانی است؟

گلشنی: امری که از آن غفلت شده نقش «اصول» در «علوم» است. شما هیچ علمی ندارید بدون اینکه یکسری «اصول» بر آن سوار شده باشد. این موضوع در گذشته خیلی روشن نبود. «اصول» عام، «اصول متافیزیکی» یا اصولی که قابل رد و اثبات تجربی نیست. این مورد در گذشته برای عده‌ای واضح نبود، مخصوصاً از زمانی که تجربه‌گرایی حاکم شد این موضوع عمومیت پیدا کرد که همه علوم ما ریشه در حس دارد و «متافیزیک» کنار گذاشته شد و مساله «اصول» مطرح نبود.

از نیمه دوم قرن بیستم به بعد فهمیدند اینگونه نیست. علوم مملو از «اصول» است. به عنوان مثال نیوتن گفته بود من فرضیه نمی‌سازم و هر چه می‌گیرم از تجربه است اما «ارنان مک مولین» فیلسوف مشهور ایرلندی-آمریکایی کتابی نوشت و ثابت کرد کتاب اصلی نیوتن مملو از «مفروضات عام» و «اصول» است.   بنابراین معلوم شد برخی از بزرگترین فیزیکدانان برای خودشان بعضی امور را به عنوان «اصل» قرار داده‌اند. به عنوان مثال هر فیلسوفی زیبایی، سادگی و جهان شمول بودن برخی نظریه‌ها را به عنوان «اصل» می‌پذیرد. بنابراین نقش «اصول» واضح شد.

البته متاسفانه در ایران و در دانشکده‌های علوم از این موضوع غفلت شده است ولی این موضوع در غرب برای فلاسفه و برجستگان علم روشن شد که «اصول» نقش مهمی دارد.

از سوی دیگر ما روایاتی داریم مانند «اطلبوا العلم ولو فی الصین» یا امام علی می‌فرمایند: «الْعِلْمُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذُوهُ وَلَوْ مِنْ أَیْدِیالْمُشْرِکِینَ». بنابراین اگر علم را جایی بیابیم باید فرا بگیریم منتها این علم باید غربال شود و اگر در چهارچوب «اصول» ما قرار گرفت بپذیریم.

بسیاری از مفروضاتی که بر علوم انسانی و حتی علوم طبیعی در غرب حاکم است در تضاد با دین است. به عنوان مثال فرض را بر این می‌گذارند که اساساً غیرماده وجود ندارد. این فرض را از تجربه نگرفته‌اند ولی فرض می‌کنند و شاید به عنوان «اصل» نیز قبول می‌کنند، یا می‌گویند جهان هدف ندارد. اینها که هدف جهان را نیافتند. حداکثر باید بگویند ما نفهمیدیم هدف جهان چیست. نمی‌توانند این جهش را بکنند و حکم دهند که جهان هدف ندارد. حداکثر می‌‌توانند بگویند ما هدف جهان را نیافتیم. قاعده‌‌ای است که می‌گوید: «عدم الوجدان لا یدلّ على عدم الوجود»_عدم وجدان و درک دلیلی بر عدم وجود نیست-  

در همه علوم چه علوم انسانی و چه علوم فیزیکی «اصول» غیرمقبول از نظر ادیان وارد شده و در نتایج تجربی تاثیری ندارد چون نتایج تجربی برخی امور ثابت شده است اما در فهمی که از قضایا داده می‌شود، توسعه‌ای که از قضایا داده می‌شود و تعمیماتی که از قضایا داده می‌شود فرق می‌کند. وقتی شما فرض کنید اساساً غیرماده نیست بنابراین روح هم از جنس ماده می‌شود؛ اگر ماده زائل شدنی است روح هم زائل شدنی است. این جور چیزها حاکم است. روانشناسی امروز عمدتاً فیزیکال است یعنی منکر امور مجرد و غیرمادی است. بنابراین آنجا هم این «اصول» وارد شده و به خاطر ورود این «اصول» باید بازسازی و بومی و اسلامی شود.

فارس:‌شبهه‌ای که برخی مطرح می‌کنند در خصوص تعارض و تلاقی علم و دین است. دیدگاهی که می‌گوید «علم» و «دین» دو امر کاملاً ناسازگارند. آیا حقیقتا آموزه‌های علمی و دینی با یکدیگر تعارض دارند؟

گلشنی: مقدار زیادی از این شبهه دال بر جهل افراد است. اولا به نظرم هیچ تعارضی ندارند. ولی یکی از دلایلی که این شبهه را وارد می‌کنند که علم و دین در تعارض با یکدیگر است به این دلیل است که احساس می‌کنند تمام امور باید از «علم» استنتاج شود و «علم» همه سؤالات‌شان را پاسخ گوید و بنابراین فضا برای  اظهار نظری دیگر نمی‌ماند. از سوی دیگر دین هم ادعای پاسخ به بسیاری  سؤالات را دارد. عالم دیگری وجود دارد، معادی وجود دارد و غیره. خب این موضوعات در تضاد با تفکر کسانی است که تنها اصلشان «ماده» است.

یکی دیگر از علل این تعارض  این است که ماده گراها مفروضاتی دارند که از ابتدا در تضاد با دین است. این مفروضات در تضاد با دین است اما اثبات شده نیست. می‌توانند بگویند من ماده را یافتم و غیرماده را نیافتم اما نمی‌تواند بگویند غیرماده نیست.

به عنوان مثال انسان‌ها صوت را در تا یک فاصله‌ای می‌شنوند. فرکانس آن اگر حدی بالاتر یا پایین‌تر باشد، قابل شنیدن نیست. ولی آن صدا وجود دارد.برخی حیوانات قدرت شنوایی‌شان با ما متفاوت است و آن صوت را می‌شنوند. بنابراین نیافتن دلیل بر نبودن نیست. این افراد «اصلی» را بر حرف خود حاکم می‌کنند و آن را به اسم «علم» می‌فروشند. مثلاً ادعا می‌کنند زیست‌شناسی می‌گوید «روح» وجود ندارند و انسان تنها ماده است. ما منکر یافته‌های زیست‌شناسی که به طور قطعی ثابت شده نیستیم اما آنها دارند یافته‌های خود را به اموری تعمیم می‌دهند که قابل دسترسی نیست و ما دیگر لزوماً قبول نداریم که آن یافته‌ها درست باشد.

آنهایی که اهل علم هستند و دین را در تعارض با علم می‌بینند می‌خواهند بگویند همه چیز را باید علم پاسخ دهد. یک دلیل تعارض این است. دلیل دیگر تعارض این است اصولی بر ذهن‌شان حاکم است که این اصول مقابل دین است. به عنوان مثال می‌گویند جهان هدف ندارد. دین قائل است که جهان هدف دارد و هیچ چیز عبثی در جهان یافت نمی‌شود. این دو موضوع با هم نمی‌خواند. دلیل تلاقی علم و دین نزد برخی افراد به خاطر این دو موضوعی است که به آن اشاره کردم.

فارس: حضرتعالی در ابتدای بحث به موضوع «اصول» اشاره کردید. امری که از آن غفلت شده نقش «اصول» در «علوم» است. چرا سیاست‌گذاران فرهنگی در طول این سالها نتوانستند مفهوم علم اسلامی را تئوریزه کنند؟ 

گلشنی: برای اینکه به اندازه کافی دنبال آن نبودند و از اهل آن استفاده نکردند باید برای آنها واضح می‌شد که برخی امور در «علم روز» -و نه همه آن- در تنافی قطعی با دین و اسلام است. به عنوان مثال فیزیک که با «دین» تنافی ندارد؛ کاربرد اشتباه ‌آن برای نابودی انسان‌ها در تضاد با اسلام است. کاربرد اشتباه  علوم در نابودی محیط در تضاد با اسلام است.

فارس: خب این موضوع در خصوص علوم فیزیکی است، در خصوص علوم انسانی یا اجتماعی چطور می‌تواند در تضاد با نابودی انسان و محیط باشد؟ 

گلشنی: به عنوان مثال پایه اصلی جامعه‌شناسی و روانشناسی غربی فیزیک است. به هیچ عنوان به اینکه برخی امور مجرد وجود دارد، امری ورای این عالم است،امکان این وجود دارد که ما بتوانیم از دنیای دیگر الهامات بگیریم قائل نیست. یکی از رایج‌ترین مکاتب جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی «آگوست کنت» بود. او پوزیتیویسم بود، پوزیتیویسم یعنی غیر ماده اصلاً یافت نمی‌شود. 

فارس: خودتان فرمودید که علوم غربی مانند جامعه‌شناسی،اقتصاد و روانشناسی بر پایه اصولی هستند که فلاسفه آنها مانند هگل، کانت، مارکس نوشتند اما اگر قرار بر تغییر علوم انسانی و اسلامی و بومی کردن ‌آنها باشد مرجع ما از فلاسفه چیست؟ بستری وجود دارد؟

گلشنی: بستر وجود دارد، می‌گویند «ادخلوا البیوت من ابوابها» در این خانه همان راهی است که علامه مطهری رفتند. من مطلبی را خدمت شما می‌گویم. سال ۱۳۵۴ عده‌ای نزد آقای دکتر مشکات (استاد دانشکده اقتصاد دانشکده تهران) آمدند و گفتند ما می‌خواهیم اقتصاد اسلامی داشته باشیم.(گوینده این داستان آقای نهاوندیان رئیس دفتر رئیس جمهور بود.)

اینها می‌روند پیش دکتر مشکات و می‌گویند ما می‌خواهیم اقتصاد اسلامی داشته باشیم، ایشان گفتند معلمش را پیدا کنید و من حرفی ندارم، می‌آیند با علامه جعفری صحبت می‌کنند و ایشان قبول نمی‌کنند. با استاد دکتر بهشتی صحبت می‌کنند و ایشان هم قبول نمی‌کنند.

فارس: چرا قبول نمی‌کنند؟

گلشنی: نمی‌دانم، خاطرم نیست که دلایلش را آقای نهاوندیان گفتند یا خیر.

می‌آیند با مرحوم استاد مطهری صحبت می‌کنند. استاد مطهری می‌گویند باشد. ما یک کلاس می‌گذاریم که اساتید مارکسیست و غیره را دعوت کنیم. مسائل را مطرح می‌کنیم، ببینیم در چه مواردی اختلاف‌نظر و چه مواردی اتفاق‌نظر داریم. مسأله‌ی محل بحث و دعوا چیست و بعد این کار را انجام می‌دهیم.جزوه‌ای که از استاد مطهری به اسم «اقتصاد» مانده مقداری محصول آن جلسات است. 

بنده بارها پیشنهاد کردم اگر می‌خواهیم جامعه‌شناسی را به عنوان مثال اسلامی کنیم، تعدادی از اساتید برتر جامعه‌شناسی بیایند، تعدادی هم از اساتید حوزه که مطالعات جامعه‌شناختی دارند بیایند و دو کار انجام دهند. یکی اینکه ببیند چه مواردی از جامعه‌شناسی موجود با اصول مسلم اسلام تضاد دارد _نه اصولی که محل اختلاف است_ در مرحله اول آن تئوری‌ها را غربال کنند. در مرحله دوم اساتید حوزه با کمک اساتید دانشگاه در متون موجود جستجو کنند و ببینند چه استنباطاتی می‌توانند راجع به مثلاً جامعه شناسی،اقتصاد، روانشناسی و…. کنند.این کار به صورت جامع انجام نگرفته است و اگر در طول این سالها این کار صورت می‌گرفت قطعاً در این زمینه پیشرفت می‌کردیم.

فارس: باب ورود به هر علمی فلسفه است؟

گلشنی: همینطور است.

فارس: اینکه جامعه‌شناسان، روانشناسان، مردم‌شناسان، اقتصادشناسان باید فلسفه بدانند و احاطه داشته باشند و از بستر فلسفه بتوانند آن آموزه‌ها را بومی کنند. امکان دارد؟ امری بعید نیست؟  

گلشنی: امکان دارد و انتزاعی نیست و علت هم این است که فلسفه مادر علوم و چتری روی سر علوم است، در زمان یونانی‌ها درست است که حکمت طبیعی، حکمت الهی و … بود ولی مابعد‌الطبیعه بر کل اینها سوار بود.

متافیزیک باید بر فیزیک سوار باشد. این امری است که آنها اعتقاد داشتند در دوران تمدن اسلامی در ذهن ابن‌سینا، ابن‌هیثم، خواجه نصیر و…. متافیزیک حاکم بود، مثلثات را هم انجام می‌دادند، ریاضیات و نجوم را هم انجام می‌داند. چتری بالای سر آن بود. برنده جایزه نوبل در فیزیک این مطلب را بیان می‌کند که فلسفه مادر علوم است. چون فلسفه به شما دیدگاهی کل‌نگر می‌دهد. این کل‌نگری در موارد دیگر نیست. حواستان را جمع می‌کند یک دفعه از حکم معرفت‌شناختی به یک حکم هستی‌شناختی جهش می‌کنید.

یک چیزی را نیافتید نگویید نیست، فرق بگذارید، فلسفه این جهات را دارد و نقش یک چتر را برای علوم ایفا می‌کند. خوشبختانه در غرب برخی بزرگان علوم طبیعی متوجه این قضیه شدند؛ میزان دخالت فلسفه در علوم انسانی که به مراتب بیشتر است. جالب این است که فیزیک‌دان طراز اول می‌گوید ما مفروضات متافیزیکی به کار می‌بریم و کیهان‌شناسان متوجه نیستند که مفروضات متافیزیکی به کار می‌برند.

در غرب در حال حاضر این موضوع روشن شده اما در ایران خیلی از دانشکده‌های علوم خصمانه با فلسفه برخورد می‌کنند. من در دانشگاه شریف شاهد آن هستم و  غیره.

کاری که در حال حاضر حوزه باید انجام دهد و من در مجمع حکمت و فلسفه هم من این مورد را متذکر شدم این است که فلسفه ابن‌سینا و صدرا را بر علوم روز متحقق کند.

فارس: فلسفه اسلامی را از حالت انتزاعی به انضمامی در آورد؟

گلشنی: بله، اگر چنین کاری کند قضیه خیلی فرق می‌کند. یک علت هم دارد، در غرب یکسری آدمهای طراز اول متوجه شدند که در بحث‌هایشان باید فیلسوف باشد.

من در یکی از کتابهایی که نوشتم جواب برخی شبهات را دادم و عین جملاتی که از مرحوم مطهری از «روح» و «شعور» نقل می‌کنم از یک زیست‌شناس یا یک فیلسوف غربی هم نقل می‌کنم و این نشان می‌دهد «فلسفه» در خیلی از این امور نقشی کارا دارد.

فارس: برای تقریب به ذهن مصداقی از انضمامی بودن فلسفه اسلامی را می‌فرمایید. چون این مورد به غلط سالها در ذهن دانشجویان شکل گرفته که فلسفه اسلامی«انتزاعی» است و به کار علوم روز نمی‌آید ؟

گلشنی: همین مسأله روح و سلول‌های بنیادی. ۵۰ سال پیش مرحوم مطهری گفته بودند اگر بیایند و ادعا کنند که انسان را ساخته‌اند در قرآن خداوند فرمود «نَفَختُ فیهِ مِن رُوحِی».یعنی وقتی تمام ابزار مقدمه تهیه باشد فیض‌ الهی ایجاب کند که روح به آن دمیده شود.. این نشان می‌دهد فلسفه می‌تواند کاربرد زیادی داشته باشد اما باید علوم روز را یاد بگیرند و این تطبیق را انجام دهند و از فلسفه استفاده کنند.

فارس: متفکران علوم انسانی علوم روز را یاد بگیرند یا فیلسوف علوم روز را بیاموزد؟

گلشنی: فیلسوفان علوم فیزیک، زیست‌شناسی، جامعه‌شناسی ….. را یاد بگیرند این کاری است که کشیشان در غرب انجام می‌دهند. یعنی یک مرحله پیشرفتی که کردند این بود که عالمان دین علوم روز را می آموزند. من کسی را می‌شناسم که هم یک کشیش تمام عیار است هم  و یک فیزیک‌دان تمام عیار.

فارس: این کار دشواری نیست؟

گلشنی: نه. یک عده حداقلی لازم است این کار را انجام دهند. اینها اگر بروند و جبهه را بگشایند و مطالبی را مطرح کنند شاگردها دیگر لزومی ندارد در حد بالا باشند. آنها در سطوح پایین‌تر یکسری کارها را ادامه دهند. ولی این لازم است. امروز همه نگاه‌ها به علم روز است. اگر نشان دهیم فلسفه در علم اثر دارد به فلسفه هم توجه بیشتری می‌شود.

فارس: بنابراین علوم انسانی برمبنای آموزه‌های دینی پاسخگوی مسائل روز هم می‌تواند باشد؟

گلشنی: صد درصد اعتقاد دارم. البته اگر نخواهیم دین را فقط در عبادات خلاصه کنیم. البته دانشمندانی مانند ابوریحان و ملاصدرا و ابن‌سینا و…علم را جزئی از دین می‌دانستند، نمی‌گفتند این علم است و این دین است. می‌گفتند یکی از وظایف دین دنبال کردن علم است. با این نگاه «علم» به طور اتوماتیک دینی می‌شود.

فارس: تحول در علوم انسانی آیا یک حرکت از بالا به پایین است؟ یعنی در ابتدا باید نهادها و سازمان‌های دولتی و حکومتی به این مسأله ورود پیدا کنند یا بالعکس، حرکتی از پایین به بالا است و اساتید و دانشجویان و امثالهم باید آغازگر آن باشند؟

گلشنی: از حکومت خیر. باید از سطح علما، اساتید و دانشجویان شروع شود. دانشجویان اگر همت داشته باشند اساتید را مجبور به فراگیری علوم جدید می‌کنند. من از حکومت چشمم آب نمی‌خورد چون ذهنیت مهندسی همه جا را فرا گرفته است. 

فارس: به عنوان کسی که در بطن امور علمی هستید در حوزه تولید نظریه‌های علمی در علوم انسانی و اجتماعی چه اندازه پیشرفت کردیم؟

گلشنی: بسیار کم. پز آن را خیلی دادیم اما از نظر محتوا واقعاً نظریه‌هایی که تأثیرگذار باشد نداشتیم.

فارس: بیشتر شارحان و مترجمان خوبی بودیم!

گلشنی: بیشتر مشق‌نویسان خوبی بودیم و حتی سرمشق‌نویس نبودیم.

انتهای پیام/

۳۰ میلیون نفر از طریق فیلترشکن‌ها، فیلتر تلگرام را دور می‌زنند

به گزارش خبرگزاری فارس، عبدالصمد خرم آبادی معاون دادستان کل کشور در امور فضای مجازی در کانال شخصی خود در پیام رسان سروش نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم 
بر اساس آماری که مرکز ملی فضای مجازی در تاریخ نوزدهم تیر ماه ۱۳۹۷ اعلام کرده است. تعداد ۳۰ میلیون و یکصد هزار نفر از طریق فیلترشکن‌های هاتگرام و تلگرام طلایی فیلتر تلگرام را دور می‌زنند. اینترنت بدون فیلتر هات گرام و تلگرام طلایی را وزارت ارتباطات تامین می‌کند.
این در حالی است که فعالیت فیلترشکن‌های داخلی نظیر هاتگرام وتلگرام طلایی برخلاف اهداف و سیاست‌های تعیین شده در مصوبه شورای عالی فضای مجازی می‌باشد.
مصوبه مربوط به ” سیاست‌ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان‌های اجتماعی” حدود یک سال پیش (خرداد ۱۳۹۶) به تصویب شورای عالی فضای مجازی رسیده است. فراگیر شدن پیام رسان‌های داخلی و جلوگیری از دسترسی بیگانگان به داده‌های عظیم کشور صراحتا جزء اهداف؛ و سیاست های. مذکور در این مصوبه می‌باشندِ.
از آنجا که فعالیت هاتگرام و تلگرام طلایی هم مانع از فراگیر شدن پیام رسان‌های داخلی و هم موجب دسترسی بیگانگان به داده‌های عظیم کشور خواهد شد، لذا فعالیت این دو نرم افزار برخلاف مصوبه شورای عالی فضای مجازی است. 
اینکه نهاد‌های ذیربط منتظر بمانند تا تلگرام و سایر پیامرسان‌های خارجی بستر ارتباطاتی مردم در فضای مجازی کشور را فراهم کنند و شرکت‌های داخلی را به عمله تلگرام تبدیل نمایند، نهایت تنبلی است.
اجرای مصوبات شورای عالی فضای مجازی نیاز به عزم جدی دارد. نهاد‌های ذیربط باید تنبلی را کنار بگذارند و از هرگونه فعل یا ترک فعل که موجب استمرار حاکمیت دشمن بر فضای مجازی کشور می‌شود خودداری کنند. باید ارتباط بین هاتگرام و تلگرام طلایی را باشبکه اجتماعی تلگرام قطع کرد و برای فراگیر کردن پیام رسان‌های مستقل داخلی بایدکمر همت را محکم بست، ان‌شاء الله این اتفاق‌های مبارک بزودی خواهد افتاد.
انتهای پیام/


http://fna.ir/bna3lc




چه زمانی ایمپلنت با موفقیت بیشتری همراه است؟

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری فارس، احمد مقاره عابد، فلوشیپ ایمپلنت‌های دندانی در آستانه برگزاری چهارمین کنگره ایمپلنت دندانی اظهارکرد: مشکلات حین کاشت ایمپلنت، بعد از جراحی یا زمان کارگذاشتن روکش و پروتز که ممکن است یک دندانپزشک چه در نواحی زیبایی چه نواحی غیر زیبایی با آن مواجه شود در این کنگره مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گیرد و جدیدترین دستاوردهای علمی در حوزه ایمپلنت نیز مطرح خواهد شد.

وی با بیان اینکه کاشت ایمپلنت در نواحی عصب فک تحتانی می‌تواند خطرناک باشد و باید دقت زیادی در انجام آن صورت گیرد، افزود: کسانی که مشکل سیستمیک همچون دیابت و پوکی استخوان کنترل نشده دارند، عمل قلب باز یا پیوند کلیه شده‌اند افرادی که مشکلات عصبی داشته و یا سیمی درمانی شده‌اند به دلیل کیفیت استخوانی پایین انجام ایمپلنت برای آنها با محدودیت همراه است.

دبیر علمی چهارمین کنگره ایمپلنت دندانی ادامه داد: اینکه چه ایمپلنت و چه شرایطی برای این افراد در نظر گرفته شود نیز از دیگر مباحث مورد طرح و ارائه در کنگره است و جدیدترین موضوعات توسط اساتید و صاحبنظران برجسته مورد بحث و گفت‌وگو قرار می‌گیرد.

مقاره عابد با اشاره به اینکه انجام ایمپلنت امروزه فراگیر شده است، بیان داشت: جنس فلز ایمپلنت تیتانیوم است و به دلیل گرانقیمت بودن کاشت ایمپلنت پیش از این، بیشتر در شمال تهران و جنوب اصفهان مورد استقبال قرار گرفته بود ولی امروزه آمار با ورود برندهای جدید کره‌ای که قیمت پایین‌تری دارند بیشتر شده است.

وی افزود: هزینه ایمپلنت کره‌ای برای بیمار مبلغی حدود ۱٫۵ تا ۲ میلیون تومان و برندهای اروپایی و سوئیسی حدود ۳تا ۳٫۵ میلیون تومان است.

دبیر علمی چهارمین کنگره ایمپلنت دندانی با تاکید بر اینکه اگر در انجام ایمپلنت دقت شود خطراتی برای بیمار به همراه ندارد، خاطرنشان کرد: در صورتی که بیمار شرایط لازم برای ایمپلنت را به لحاظ شرایط جسمانی داشته باشد،ایمپلنت با موفقیت زیادی همراه خواهد شد.

انتهای پیام/

«ملاقات» در انتظار مجوز ساخت/ روایت عدم رویارویی ورزشکار ایرانی با حریف اسرائیلی

محسن محسنی‌نسب کارگردان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس درباره پروژه جدید خود گفت: به تازگی فیلمنامه‌ای تحت عنوان «ملاقات» به پایان رسانده و درخواست پروانه ساخت داده‌‌ام.

وی درباره داستان این فیلم بیان کرد: فیلم سینمایی«ملاقات» روایتی از یک ورزشکار ایرانی است که برای مسابقات به کشوری دیگر می‌رود اما در مسابقات مشخص می‌شود باید با  با ورزشکار رژیم صهیونیستی روبه رو می‌شود و از مسابقه سر باز می‌زند و به کشور باز می‌گردد و درگیر مسائلی می‌شود.

این کارگردان سینمای ایران درباره لوکیشن‌های فیلم سینمایی «ملاقات» اعلام کرد: تمامی لوکیشن‌هایی این فیلم سینمایی در کشور ترکیه خواهد بود.

محسنی نسب درباره زمان تولید این فیلم سینمایی گفت: در حال حاضر منتظر دریافت پروانه ساخت هستیم؛ ولی احتمالاً در تابستان امسال کار را کلید می‌زنیم.

وی درباره بازیگران فیلم سینمایی «ملاقات» اظهار کرد: یکی از بازیگران ما خانم دایانا مالنکو از کشور اکران است و شخصیت اصلی فیلم سینمایی «ملاقات» هم یک بازیگر ایرانی خواهد بود که هنوز درباره آن به جمع‌بندی نرسیده‌ایم.

انتهای پیام/

گلن فورد آشوب در خانه بزرگ امپریالیسم

 گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس: دونالد ترامپ، این نژادپرست مکار نشسته در صدر حزب جمهوریخواه، از روی تصادف و تفرعن و با اقدامات خودانگیخته در حال بر هم زدن اجماع های طبقه حاکم و وارد آوردن شوک هایی بزرگ تر بر سیستم امپریالیستی  است؛ هدفی که هیچ رئیس جمهور«مترقی» که انتخابش  به خیال آید نخواهد توانست به آن دست یابد.
طی زمانی چند هفته ای ترامپ: ۱) تهدید کرد که زنجیره عرضه جهانی شرکتی را از طریق جایگاه شاخص آمریکا در نفتا مختل می کند؛۲) شرکای امپریالیستی کوچک تر اروپایی واشنگتن را مجبور کرد تا به دنبال خروج ترامپ از توافق اتمی با ایران و سخنان انتقادآمیزش در نشست گروه ۷ در کانادا، تبعیت از سیاست خارجی آمریکا و آسیب پذیری خودشان در برابر نهادهای مالی تحت کنترل آمریکا را مورد تامل دوباره قرار دهند و۳) اندرز  ۷۰ ساله «یا همخوانی کن یا بمیر» عمو سام  را در ارتباط با کره شمالی بی اعتبار کرد و در نتیجه  کل ترکیب «محور شرارت» را در سطل زباله انداخت.
ترامپ می خواهد افول امپریالیسم آمریکا را تسریع کند. او از نظر فکری و عاطفی یکی از عقب مانده های ابر ثروتمندان/ قدرتمندان است که می کوشد نقش نارنجی رنگ خود را بر تاریخ حک کند؛ «ترامپ این کار را کرد و این بزرگ ترین کاری بود که تا این زمان انجام شده بود!» درست مثل حرف «تی» بزرگ  روی آن ساختمان هایی که عملا مالک آنها نیست. این مرد به معنای واقعی کلمه می داند که چه نباید بکند و از این رو نمی تواند روی تکرار خودش یا دنبال کردن هر عمل  از روی منطق و ثبات- خوب یا بد-  حساب کند. با این حال اثرات غایی سیاست خارجی دیوانه وار ترامپ پرسش هایی جدی را هم در میان نخبگان خارجی و هم مردم درباره مناسب بودن ایالات متحده برای هژمونی جهانی مطرح کرده است. رفتار ترامپ می تواند کودتایی  دربرابر یک اجماع سرمایه دارانه جهانی و  به شدت مورد مناقشه در مورد رهبری جهانی آمریکا باشد که توان امپریالیسم آمریکا را به شدت ضعیف می کند؛ حتی با وجود اینکه ترامپ هم راستایی بیشتری با دولت آپارتاید اسرائیلی و سلطان نشین های خلیج فارس و توطئه ها برای تحمیل تغییر رژیم در ونزوئلا دارد.
در داخل کشور، تجربه ترامپ، ایدئولوژی شرکتی و مبانی منطقی جنگ را دچارتشتت کرده، با وجود آنکه دولت او(با کمک دمکرات ها)  کلان ترین پول های باد آورده از محل مالیات های شرکتی و بودجه های نظامی تا این زمان را عملی کرده است.
تناقضات فراوانند، هرچند که انباشت تناقضات چیزی است که درنهایت کل عمارت را دچار فرسایش می کند. دونالد ترامپ  ناتوان از  دیدن چیزی فراتر از ظواهر سطحی، فکر می کند که یک سیاست خارجی «قدرتمند» به معنای تهدیداتی است که خون را به جوش آورد. از همین روست که کره شمالی را با «آتش و خشم» تهدید می کند. وقتی کیم جونگ اون با همتای کره جنوبی خود سر میز نشست، اگرچه برای رسیدن به این نقطه از مدت ها قبل با هم کار می کردند، ترامپ باور داشت که تهدید اوست که  جواب داده و این آمریکا بوده که از موضع قدرت عمل کرده است.  بعد هم او پذیرفت که «گذشته ها را پشت سر بگذارد» و وارد روندی شود که به مذاکراتی چندین ساله برای «غیرهسته ای کردن» کره در ازای «تضمین های امنیتی» برای این کشور تبدیل خواهد شد، در حالی که بلافاصله تمرینات نظامی آمریکا- کره جنوبی را که ترامپ آنها را «تحریک آمیز» نامید به حالت تعلیق درآورد. ترامپ به خارج کردن تدریجی سربازان آمریکایی  از کره جنوبی نیز می اندیشد. «امیدوارم که در مقطعی این کاررا کنیم، ولی اکنون زمان این کار نیست.»
اگررهبر کره شمالی- این دولت «مطرود» اصلی، با سیاه نمایی هایی که از آن شده و فاقد مشروعیت از نظر آمریکا- اکنون صرفا یک شریک مذاکراتی دیگر است و خروج سربازان آمریکایی از کره جنوبی یک هدف اصلی به شمار می رود، سپس دوران «محور شرارت» به سر می آید و منطق حضور سربازان و پایگاه های آمریکایی عملا در همه جای جهان فروخواهد ریخت؛ نکته ای که استراتژیست های امپریالیستی که با اضطراب و ناراحتی عمیقی دست و پنجه نرم می کنند به خوبی درک کرده اند.
دمکرات ها نیز به همچنین. از زمانی که ترامپ توانست نامزدی جناح محافظه کار را نصیب خود کند، آنها به  اعضای علنی حزب جنگ تبدیل شده اند. نانسی پلوسی رهبر دمکرات ها در مجلس نمایندگان و از روسای پیشین «کمیته نظارتی مترقی» با صدایی چون صدای یک معلم سرخانه جیغ جیغو در «خانه بزرگ» گفت که ترامپ «کره شمالی را تا سطح ایالات متحده بالا آورده در حالی که جایگاه فعلی این رژیم را نیز حفظ کرده است.» پلوسی ذات نژادپرست و استکباری خود را نشان داد و نفس ایده برابری در میان کشورها و اقوام را زیر پا گذاشت و ترامپ را به این خاطر که ظاهرا از هدف تغییر رژیم در کره شمالی دست برداشته محکوم کرد.
پلوسی و عمله و اکره اش درمجلس نمایندگان در حالی که وانمود می کنند آدم های صلح جویی هستند، مدت هاست که به تامین بودجه جنگ های جمهوری خواهان و دمکرات ها رای داده اند. کسب نامزدی ریاست جمهوری در میان جناح راست از سوی ترامپ، موجب شد که آنها سکوت خود را بشکنند، در حالی که خود را تا بن دندان مجهز به انواع و اقسام تسلیحات کرده و فریاد برمی آوردند «روسیه، روسیه، روسیه.» اتفاقی که می توان آن را شاخصی روشن از وجود بحران در میان اربابان طبقه حاکم دمکرات ها دانست.
ترامپ در سال ۲۰۱۶  درتبلیغات ریاست جمهوری خود از برقراری روابط عادی با روسیه، خاتمه دادن به راهبرد تغییر رژیم کشورها از سوی آمریکا و مخالفت با به اصطلاح تجارت «آزاد» سخن گفت، از این رو اکثر طبقه حاکم را علیه خود متحد کرد. معلوم شد که درخواست کاملا غیرمنتظره ترامپ برای داشتن روابط مسالمت آمیز با روسیه نتوانسته است اکثریت بزرگی از جمهوریخواهان را از رای دادن به او در انتخابات های مقدماتی و انتخابات اصلی باز دارد. نتیجه سیاسی این کار گریز ناپذیر بود: اگر جمهوریخواهان سفیدپوست  به دستور کار جنگ همیشگی نمی پیوستند- یا به حفظ برتری سفیدپوستان در داخل بیشتر از تامین هزینه خصومت ورزی های بی پایان در خارج از کشور اهمیت بیشتری می دادند- در این صورت  رای دهندگان انبوه برای حزب جنگ مرکب از هر دو حزب را از کجا باید آورد؟ اگر ترامپ «رقت انگیز» با حزب جنگ وصلت نمی کرد، پس چه کسی می توانست این کار را کند؟
انتخاب غافلگیر کننده ترامپ بدنه نخبگان، رسانه های شرکتی، مجموعه نظامی- صنعتی و اشباح سازمان های اطلاعاتی را به وحشت انداخت، چرا که آنها خود را با یک بحران مشروعیت در دولت جنگ رو به رو می دیدند. واکنش حزب جنگ که اکنون قاطعانه با هیلاری کلینتون و دمکرات ها همسو شده بود، این بود  که پیشدستی کرده و دربرابر تهدید ترامپ مبنی بر نزدیکی با روسیه، یک کارزار گسترده ضد پوتین را به راه اندازند. نخبگان دریافته بودند که آنها باید – روی هوا و بدون هیچ مبنای واقعی- یک تب جنگی را که دیگر در میان توده های مردم وجود نداشت، از طریق روسیه هراسی از نو خلق کنند. در این روند آشفته آنها عملا بیشتر از خود قانون اساسی آمریکا مشروعیت زدایی کردند، آن هم درحالی که مسئولیت این خسارت ها را بر دوش ولادیمیر پوتین گذاشتند.
ترامپ در مورد «تجارت آزاد» متزلزل است و با هر طرف دهانش که سریع تر حرکت می کند سخن می گوید. اما دودلی و جهالت عمیق او مذاکرات نفتا را در تشتت کامل قرار داده است. به نوشته نیویورک تایمز ترامپ  یک معاون ۲۴ ساله را برای ملاقات با یک هیئت نمایندگی فرستاده که انتظار می رود شامل نمایندگان بیش از ۵۰  موسسه از بزرگ ترین شرکت ها و سازمان های آمریکا باشند، از جمله والمارت، یو.پی.اس، شرکت والت دیزنی، جنرال الکتریک، جنرال موتورز، کاترپیلار و بوئینگ؛ غول های صنعتی که  به هر دو حزب شرکتی فدیه می دهند، اما ترامپ نسبت به آنها بی اعتناست.
دوران عجیبی است. زنجیره های عرضه شرکتی  که بر تریلیون ها دلار و میلیون ها شغل (عمدتا در جنوب جهانی و مشاغلی همراه با بهره کشی شدید) در ایجاد توازن اثرگذار است. انجمن ملی تولید کنندگان که در دوره های پیشین اظهارات آن برای جمهوریخواهان و دمکرات ها وحی منزل بود، دردولت ترامپ نمی تواند یک چرخ نفتا را به چرخش درآورد. مهم تر آنکه حلول ترامپ این واقعیت ناخوشایند را برملا کرده که برای «تجارت آزاد» هیچ پایگاه توده ای وجود ندارد. درواقع «تجارت آزاد» تعبیری است برای اجازه داشتن طبقه حاکم که با پول خودشان و مشاغل دیگران هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند. حمایت از «تجارت آزاد» توهمی است که هر دو حزب شرکتی که در یک بحران مشروعیت به خود می پیچند، خواستار آن هستند.
اما این قبیل بحران ها به خودی خود این سیستم را به زیر نمی کشند. فقط یک جنبش مردمی است که می تواند این کار را انجام دهد.
بحران واقعی برای حزب جنگ زمانی از راه می رسد که توده های مردم به خیابان ها بیایند و خاتمه دولت جنگ همیشگی را مطالبه کنند.
بحران واقعی برای «دولت به زندان کننده گروهی سیاهان» زمانی از راه می رسد که همین جمعیت مورد هدف آنها، دیگر مشروعیتی برای پلیس قائل نباشد و برای مقاومت کردن به حرکت در آید و پلیس ها را با نیروهای امنیتی خودشان جایگزین کنند.
بحران واقعی برای اربابان سرمایه زمانی از راه می رسد که مردم خواستار ملی شدن بانک ها و معزول کردن همیشگی این طبقه حاکم واقعی شوند.
البته ترامپ خواهان هیچ یک از این ها نیست. اما در دوره ریاست جمهوری او تناقضات  واپسین مرحله سرمایه داری استکباری به چشم مردمان عادی، هم در حال شدت گرفتن بیشتر و هم روشن تر شدن است. و ترس  طبقه حاکم از  چنین روزی است که آنها را بسیار مفلوک تر خواهد کرد.
نویسنده: گلن فورد  (Glen Ford) روزنامه نگار
منبع: yon.ir/GVBB2

انتهای پیام. 


http://fna.ir/bn9w3q




درخواست‌ها برای خروج حزب‌الله از سوریه غیرقابل قبول است

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، یک دیپلمات روسیه بامداد شنبه درخواست‌ها برای خروج حزب‌الله از سوریه، قبل از ریشه‌کن شدن تروریسم را «غیرقابل قبول» دانسته است. 

خبرگزاری اینترفکس روسیه به نقل از این دیپلمات روس که اشاره‌ای به نامش نشده نوشته است: «درخواست‌ها برای خروج حزب‌الله از سوریه قبل از ریشه‌کن شدن تروریسم، غیرقابل قبول است.»

این دیپلمات روسیه همچنین گفته است: «مبارزه حزب‌الله با تروریسم افراطی، با سیاست‌های روسیه در خاورمیانه همخوانی دارد.»

اظهارات این مقام روسیه دو روز قبل از دیدار «ولادیمیر پوتین»، رئیس‌جمهور روسیه با «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا در شهر «هلسینکی»، پایتخت فنلاند مطرح شده است. 

«یوری یوشاکوف»، مشاور رئیس‌جمهور روسیه در مسائل بین‌المللی پیش از این گفته بود حضور ایران در سوریه از جمله مسائلی خواهد بود که پوتین و ترامپ درباره آن گفت‌وگو خواهند کرد.

در حالی که تحلیل‌های مختلف حاکی است ترامپ در این دیدار خواستار کمک روسیه برای خارج کردن نیروهای ایران از سوریه خواهد شد، گفته می‌شود پوتین از تمایل و توان لازم برای این اقدام برخوردار نخواهد بود.

 وبگاه شبکه خبری بلومبرگ، امروز جمعه نوشت: «اما پوتین برای خارج کردن ایرانی‌ها از سوریه بی‌میل (و احتمالاً ناتوان) است، با آنکه سران اسرائیل و عربستان که هر دو با روسیه در برخی حوزه‌ها همکاری می‌کنند از او خواسته‌اند که این کار را انجام دهد.»

رسانه آمریکایی در ادامه این تحلیل نوشته است: «بدون حمایت ایران، نظام بشار اسد احتمالاً سقوط می‌کند و پوتین نمی‌خواهد برای پشتیبانی از نظام سوریه، نیروی زمینی اعزام کند. ایرانی‌ها با کمک به بشار اسد، کماکان از وجود پایگاه‌های روسیه استقبلال خواهند کرد. علاوه بر این، هیچ چیزی نیست که روسیه بتواند بابت خروج ایران به این کشور وعده بدهد.»

پیش از این فارن‌پالیسی هم به نقل از مقام‌های سابق آمریکایی که سابقه فعالیت به عنوان دیپلمات با روسیه دارند تحلیل مشابهی ارائه داده و نوشته بود پوتین احتمالاً در دیدار به دادن وعده‌های کلی و مبهم بسنده خواهد کرد.

انتهای پیام/ 

رشد شدید نگرش‌های منفی نسبت به آمریکا در میان مردم جهان عرب

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، نتایج یک نظرسنجی جدید از رشد نگرش‌ منفی نسبت به آمریکا در میان جوامع کشورهای عربی حکایت دارد.

وبگاه «لوب‌لاگ» بامداد شنبه در تحلیلی درباره نظرسنجی اخیر «مرکز عربیِ پژوهش و مطالعات سیاسی» نوشته نتایج این پژوهش نشان می‌دهد سیاست‌های «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا باعث شده روند نزولی حمایت‌های مردم جهان عرب از آمریکا سرعت بگیرد. 

 «مرکز عربیِ پژوهش و مطالعات سیاسی» از سال ۲۰۱۱ تا کنون ۶ مطالعه افکار‌سنجی را در میان کشورهای عربی انجام داده است. نتایج جدیدترین مطالعه این مرکز مطالعاتی، روز ۱۰ جولای (۱۹ تیرماه) منتشر شده است.

این پژوهش بر اساس مصاحبه‌های رو در رو با ۱۸۸۳۰ پاسخ‌دهنده از ۱۱ کشور عربی (مصر، عراق، اردن، کویت، لبنان، موریتانی، فلسطین، عربستان سعودی، سودان و تونس انجام شده است. 

 «مرکز عربیِ پژوهش و مطالعات سیاسی» که در قطر مستقر است خودش را بزرگترین مرکز نظرسنجی در جهان عرب توصیف می‌کند. 

در نظرسنجی جدید تنها ۱۲ درصد از پاسخ‌دهندگان ۱۱ کشور عربی گفته‌اند نسبت به سیاست خارجی آمریکا نظر مثبت دارند. این رقم، نشان‌دهنده تداوم روند نزولی حمایت از سیاست‌های آمریکا است که از سال‌های گذشته آغاز شده است. 

به نوشته لوبلاگ، میزان حمایت از سیاست خارجی آمریکا سال ۲۰۱۶ حدود ۱۵ درصد بود. یک سال قبل‌تر، در سال ۲۰۱۵، این رقم ۲۷ درصد و در سال ۲۰۱۴ برابر با ۳۶ درصد بود. 

طبق گزارش وبگاه لوب‌لاگ، «تامارا کاروب» از اعضای ارشد این مرکز نظرسنجی می‌گوید: «جای شگفتی نیست که می‌بینیم نگرش اعراب نسبت به آمریکا به شدت منفی است. چیزی که برای من جالب است این است که این روند دارد بدتر می‌شود.»

وی اضافه کرد: «طبق داده‌های به دست‌ آمده از شاخص افکارسنجی جهان عرب، در سال ۲۰۱۴، ۴۹ درصد از اعراب به سیاست آمریکا نگاه منفی داشتند. این رقم سال ۲۰۱۵ به ۶۵ درصد و سال ۲۰۱۶ به ۷۷ درصد افزایش یافت و در سال جاری به ۷۹ درصد رسیده است.»

او تأکید کرد: «ایالات متحده نمی‌تواند دیگاه‌های بیش از ۴۰۰ میلیون نفر [در جهان عرب] را نادیده بگیرد.»

تحقیق جدید همچنین نشان می‌دهد اعراب در زمینه‌های گوناگون با سیاست خارجی آمریکا مخالف هستند. تنها ۶ درصد از پاسخ‌دهندگان از سیاست آمریکا در قبال فلسطین حمایت کرده‌اند و ۸ درصد گفته‌اند حامی سیاست آمریکا در قبال رژیم صهیونیستی هستند. 

درباره سیاست آمریکا در قبال عراق، یمن و لیبی هم فقط ۹ درصد پاسخ‌دهندگان از سیاست‌های آمریکا حمایت کرده‌اند. ۸۴ درصد از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند که ایالات متحده را «بدون شک» یا «تا حدی»، تهدید می‌دانند تا متحد. 

انتهای پیام/