انتخابی دیگر از کتاب «الف‌لام‌خمینی» جاسازی اعلامیه‌‌ها در دهه ۴۰ روی کفش یک طلبه برای رسیدن به قم/ پیامی برای عید فطر

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس،‌ کتاب «الف لام خمینی» اثر هدایت‌الله بهبودی که انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی آن را منتشر کرده و برای نخستین بار در سی و یکمین نمایشگاه کتاب تهران به دست علاقه‌مندان رسید، اثری روان و خوش‌خوان از کودکی بنیانگذار جمهوری اسلامی تا چند ماه پس از انقلاب اسلامی است.

در این قسمت موضوعاتی چون، نخستین حکومت نظامی، آشتی ملی، پیامی برای عید فطر و… فرا روی مخاطبان قرار می‌گیرد.

حکم تبعید آقای سید جلال الدین طاهری اصفهانی بخشوده شده بود. البته ساواک در این کار دچار اشتباه شده بود. آقای سیدکاظم شریعتمداری برای روحانی تبعید شده دیگری وساطت کرده بود و ساواک در تشخیص او دچار اشتباه گردیده، آقای طاهری اصفهانی را آزاد کرده بود. فعالیت‌های سیاسی او پس از بازگشت به اصفهان اوج گرفت که یکی از آن‌ها برپایی نماز جمعه بود. استقبال مردم اصفهان از این مراسم برگزار کنندگان نماز جمعه را به اندیشه تغییر محل آن انداخت؛ از مسجد اعظم حسین آباد به مسجد مصلی در تخت فولاد. آزادی ناخواسته آقای طاهری و اقدامات اخیر او، ساواک را به دستگیری دوباره او در دهم مرداد ۱۳۵۷ واداشت. خبر دستگیری او به اعتراض‌های مردمی انجامید. تظاهرات خیابانی شهروندان اصفهانی و حمله به برخی از نهادهای حکومتی، ارتش را به داخل شهر کشاند. بخش زیادی از اماکن کسب و کار تعطیل شد؛ جوان نوزده ساله‌ای به ضرب گلوله مأموران به شهادت رسید؛ و گروه‌هایی از مردم معترض در خانه آقای سید حسین خادمی، دیگر روحانی نامی شهر، متحصن شدند. این خانه تا ده روز بعد تبدیل به کانون مبارزه گردید؛ جایی که برای مقامات نظامی، امنیتی و انتظامی شهر قابل تحمل نبود. تحصن با برقراری حکومت نظامی و کشتن شش تن از اهالی اصفهان، پایان یافت.

این رخدادها، آیت الله خمینی را به نوشتن دو پیام، یکی در میانه تحصن و دیگری در پایان خونین آن وادار کرد، پیام نخست در پانزدهم مرداد ۱۳۵۷/ اول رمضان ۱۳۹۸ نوشته شد آیت الله با اشاره به قیام مردم اصفهان و دیگر شهرهای بزرگ و کوچک، از ملی شدن شعار مرگ بر شاه» گفت که منجر به کندن ریشه پوسیده نظام پادشاهی خواهد شد. «اراده خداوند تعالی بر آن است که با رهبری حکیمانه انبیای عظام و وارثان آنان، مستضعفین را از قید حکومت طاغوتی آزاد و سرنوشت آنان را به دست خودشان سپارد.» او به گفته‌های اخیر محمدرضا پهلوی درباره آزاد شدن انتخابات مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۸ نیز پرداخت و آن را ترفندی برای اغفال عامه دانست تا مردم را از راه اصلی خود که سرنگونی او و خانواده‌اش است، دور کند. شاه در چهاردهم مرداد، به مناسبت سالروز مشروطیت گفته بود که ما آزادی قلم، بیان و اجتماعات را از اروپا اقتباس خواهیم کرد و انتخابات پیش روی مجلس صددرصد آزاد خواهد بود.

پیام دوم امام خمینی به مردم ایران در بیست و دوم مرداد بود. اعتراض‌ها، مخالفت‌ها تظاهرات، پخش اعلامیه، شعارنویسی و اعتصاب‌های مدنی در این ماه گسترده تر از پیش خودنمایی کرد و رفته رفته به یک رفتار اجتماعی روزمره تبدیل گشت. اما آنچه در این جا، گذرا، یاد می‌شود، برخی حوادث خونینی است که خبرش به گوش آیت الله نیز می‌رسید و او در نگاشته‌هایش به آن‌ها می‌پرداخت.

از آن جمله بود اعتراضات شهر شیراز، که پیش از استقرار حکومت نظامی در اصفهان، روزی خونین را در تاریخ آن شهر رقم زد. آن روز، نوزدهم مرداد، مأموران مسلح با خشونت وارد مسجد نو شده، به حاضران یورش آوردند. در درگیری‌های بعدی سه تن کشته و حداقل پانزده زخمی به جا ماند. این اعتراض‌ها در مخالفت با امکان برپایی جشن هنر شیراز و همدردی با مردم اصفهان و کازرون بود.

آقای خمینی پیش از نوشتن پیام خود از پسرش، احمد، خواست که جزئیات حوادث اصفهان را از آقای سید حسین خادمی بپرسد. احمد، تلفنی با آقای خادمی حرف زد و پرسش‌های خود و پدرش را در میان گذاشت و پاسخ گرفت. آیت الله به ملت ایران نوشت که «آزادی خواهان جهان به آسانی به آزادی دست نیافته‌اند،» و مجاهدت پیامبر اسلام و حضرت علی علیه السلام را بر این گفته گواه آورد و افزود که «دفاع از حق و اسلام از بزرگ‌ترین عبادات است.» او با یادآوری رخدادهای خونین شیراز و اصفهان از نظامیان کشانده شده به خیابان‌ها پرسید که برای حفظ چه کسی برادرکشی می‌کنید؟ «شما به عذر مأموریت، برادران دینی خود را به گلوله می‌بندید که مسئولیت آن علاوه بر شاه، با خود شماست. باید به حکم خداوند از فرمان ستمگران که شما را به قتل و ظلم امر می‌کنند سرپیچی کنید.» او خواستار پیوستن ارتشیان و نیروهای انتظامی به جبهه مردم شد و نوشت که در این صورت پیروزی دنیا و آخرت از آن شما خواهد بود. شما ای صاحب منصبان مسلمان و آزاده ارتش ایران! دین خود را به اسلام و مسلمین ادا نمایید و پیش از این تن به ذلت ندهید.» امام نوشت که من شریک مصیبت‌های مردم ایران هستم، و در این آخر عمر، متواضعانه دست خود را به طرف تمام گروه‌ها که برای برپایی اسلام و احکام آن که تنها راه سعادت و ضامن استقلال و آزادی ایران از استعمار نو و کهنه است، کوشش و فداکاری می‌کنند، دراز می‌کنم و از همه استمداد می‌نمایم.»

این اعلامیه دو روز بعد در شهر قم پخش شد، اما نمایندگی ساواک در عراق چهار روز بعد از نگارش، گزارشی درباره آن به تهران فرستاد.

ارتباط میان نجف و شهرهای ایران شباهتی با چند سال گذشته نداشت. اعلامیه‌ای که در سال‌های دهه چهل روی نیم تخت کفش یک طلبه جاساز می‌شد تا به قم برسد، اینک بیست و چهار ساعته به ایران می‌رسید. تلفن نقش مهمی داشت. ساواک همچنان در پی یافتن شماره تلفن آیت الله بود. اواخر مرداد ۱۳۵۷ بود که از عراق خبر رسید ۳۳۳۵۱۶ شماره تلفن خمینی است. روشن نیست این شماره شش رقمی تا چه اندازه به درد ساواک خورد. کار بزرگ‌تری باید انجام می‌شد. نفوذ خمینی در میان مردم بسان «ز هر تخم برخاست هفتاد تخم شده بود. بدر آگاهی بخشی او به بار نشسته بود.

هفدهم مرداد ۱۳۵۷، ناصر مقدم، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور با سعدون شاکر، رئیس سازمان امنیت عراق ملاقات کرد. در تنها گزارش به جای مانده از این دیدار می‌توان به گلایه‌های اعتراض آمیز طرف ایرانی پی برد. پاسخ مقام عراقی این بود که

هیچ گونه فعالیت ضدایرانی در داخل خاک عراق انجام نمی‌گیرد. در مورد خمینی، البته او در گذشته فعالیت‌هایی داشته و اعلامیه‌هایی انتشار داده است. گزارشاتی که از طرف سروی اطلاعاتی ایران پیرامون فعالیت‌های خمینی رسیده بود به صدام حسین تکریتی تسلیم شده و ایشان دستوراتی به سازمان امنیت داخلی عراق صادر کرده و رأساً با خمینی تماس گرفته و به وی اخطار کرده‌اند که وی فقط یک فرد مذهبی است و باید از هرگونه فعالیت سیاسی برحذر باشد.»

مقدم برای قانع کردن طرف عراقی به منافع مشترک دو کشور اشاره کرد و گفت که خمینی آلت دست کمونیست‌ها شده! و این با سیاست‌های جاری دو همسایه تعارض دارد. رئیس ساواک تهدید ملایم هیأت حاکمه ایران را نیز به گوش مقام امنیتی عراق رساند. «در مورد خمینی علی رغم تذکرات دولت عراق تحریکات وی علیه ایران همچنان ادامه دارد و ما متحیریم با آن که نامبرده علیه منافع ملی دو کشور ایران و عراق تلاش می‌نماید چرا دوستان عراقی ما جلوی فعالیت‌های مضره او را نمی‌گیرند. برای ما هم آسان بود که جلوی فعالیت‌های براندازی متنفذین کرد را که قصد اخلالگری بر علیه منافع کشور عراق داشتند بازیگذاریم، ولی این کار را به خاطر منافع برادران عراقی انجام ندادیم.» به برقراری معادله بین تحرکات کردهای مخالف عراقی و فعالیت‌های سیاسی مرجع تبعیدی ایران در اسناد وزارت امور خارجه آمریکا اشاره شده است. طرف ایرانی باید به تحریک نکردن کردهای معارض عراقی پایبند می‌بود، و طرف عراقی به جلوگیری از فعالیت‌های سیاسی آیت الله خمینی اس مقدم به همتای عراقی خود گوشزد کرد: «متأسفانه تلاش‌های خمینی اخیراً بیشتر شده است. البته خمینی از نظر مذهبی هیچ مشکلی برای ما به وجود نیاورده و نخواهد آورد[!] ولی در موضع کنونی که کمونیست‌ها و سیاست‌های استثماری، او را وسیله ای برای اجرای مقاصد نباید از آن غافل ماند.»

در این دیدار قول و قرارهای تازه‌ای میان دو مقام امنیتی رد و بدل گردید، که یکی از آن‌ها اتمام حجت با آیت الله بود. سعدون شاکر پیش از فرارسیدن عید فطر «با خمینی ملاقات و به او شدیداً اخطار کرده در آینده به هیچ وجه حق ندارد علیه ایران اقدامی انجام دهد.»

آتش در خرمن رمضان

 با ترسیم شاخص مبارزه مردم در دو سال ۵۷-۱۳۵۶، در محور مختصات زمان – مبارزه، شاخص ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ مرداد و شهریور ۱۳۵۷ بالاتر از ماههای پیشین است. این بلندی در گزارش پلیس خسته تهران چنین منعکس گردید: «حدود ۶۰۰ مسجد و تکیه در تهران موجود است. در کمترین محل حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفر، و در مساجد مهم تا بیست هزار نفر تجمع می‌نمایند. عوامل ناراحت در این جمعیت‌ها وارد می‌شوند. وعاظ ناراحت جمعیت را تحریک به اغتشاش و حمله به پلیس و تحریک و تهدید به شورش می‌نمایند. پس از خاتمه، مستمعین تحریک شده توسط عوامل ناراحت هدایت گردیده و با دادن شعارهای ضدمیهنی و ادای کلمات رکیک، حتی به شخص اول مملکت، به شهر ریخته و …

این فرآیند ویژه تهران نبود. شهرهای دیگر، وضعیتی مشابه، بلکه خونین داشتند؛ در این ماه سه نفر در خرم آباد، سه تن در تنکابن، یک نفر در قزوین و فردی دیگر در اردکان با گلوله مأموران حکومتی به شهادت رسیدند. نبض مبارزه و اعتراض در جغرافیای ایران می‌تپید. واپسین داغی که در مردادماه بر دل مردم زده شد، سوختن ۳۷۷ انسان در تالار نمایش سینما آبادان بود. حکومت شاه در پی این رویداد تلخ کوشید مبارزان مسلمان را عامل این فاجعه نشان دهد. پیش از آن، در تظاهرات و راهپیمایی‌ها، برخی شیشه سینماها را به دلیل پخش فیلم‌های غیراخلاقی شکسته بودند. اما کمتر از چهل ساعت پس از این فاجعه، وقتی مردم آبادان در گورستان شهر علیه رئیس شهربانی آبادان، دولت جمشید آموزگار و شخص محمدرضا پهلوی شعار دادند و همراه خاکسپاری خویشان، عاملان این جنایت را فریاد زدند، ورق برگشت.

 

 سه روز بعد، ۳۱ مرداد، آیت الله خمینی استدلال خود را درباره عوامل این فاجعه چنین بیان کرد: «قراین نشان می‌دهد که قضیه دلخراش آبادان چون کشتار سایر شهرهای ایران از یک منشأ به وجود آمده است. آیا از این جنایت کسی جز شاه و بستگانش امید نفعی داشته‌اند؟ آیا تاکنون غیر از شاه که هر چند وقت یک بار دست به کشتار وحشیانه مردم می زند، این قبیل صحنه‌ها را به وجود آورده است و یا خواهد آورد؟ این مصیبت دلخراش برای شاه، شاهکار بزرگی است تا به تبلیغات وسیع در داخل و خارج دست زند و… ملت حق طلب ایران را مردمی که به هیچ ضابط انسانی و اسلامی معتقد نیستند معرفی نماید.»

فردای نگارش این پیام، اول شهریور ۱۳۵۷، مأموران امنیتی برگ‌هایی از آن را در یکی از محلات جنوب غربی تهران یافتند. و در روزهای بعد در بیشتر شهرهای ایران پخش شد گویا نمایندگی ساواک در عراق همان روز نوشته شدن از وجود آن آگاه گردید، اما پنج روز بعد در گزارشی به ساواک درباره آن توضیح داد. «نامبرده در اعلامیه دو صفحه ای خود کوشش نموده که آتش زدن سینما رکس آبادان را از جانب دولت، به ویژه شخص شاهنشاه آریامهر قلمداد نماید و گفته است من گمان نمی‌کنم هیچ مسلمانی، بلکه انسانی، دست به چنین فاجعة وحشیانه ای بزند، جز آنان که به نظایر آن عادت نموده‌اند. در پایان آن اعلامیه تک برگی حروف چینی شده که در تهران یافت شد، نوشته شده بود بخوانید و فوراً به دیگران بدهید. برقرار باد حکومت اسلامی.»

آبادان روزهای ملتهبی را می‌گذراند. شبی از راه نمی‌رسید که مردم شهر با تظاهرات روزانه خود علیه حکومت شاه به این فاجعه اعتراض نکنند. در همین دادخواهی‌ها دست کم پنج شهروند آبادانی، که خونخواه همشهریان خود بودند، به دست مأموران مسلح کشته شدند. این برخورد خونین در شهرهایی چون اردبیل و ارومیه نیز تکرار گردید.

دهه اول شهریور ۱۳۵۷ با دهه آخر ماه مبارک رمضان ۱۳۹۸ همدوش بود. شاه بیت سخن گویندگان مذهبی در این روزها و شب‌ها، رخداد دلخراش آبادان بود. بیشتر روحانیانی که در این باره سخن گفته، آن را به عوامل حکومت نسبت دادند، خیلی زود دستگیر شدند. شاید اوج دستگیری‌های سال ۱۳۵۷ش در نیمه اول شهریور این سال بوده باشد. موج اعتراض‌ها به داخل کشور محدود نگردید. هسته‌های دانشجویی، اتحادیه‌های بین المللی و سازمان‌های مردم نهاد سیاسی، دولت محمدرضا پهلوی را عامل این فاجعه معرفی کرده، به شکل‌های گوناگون این باور خود را نمایان کردند. شاه نمی‌توانست زیر بار این واکنش‌های پرحجم بایستد، اما با جابه جایی دولت کوشید شانه تکانی کند.

توضیح آشتی ملی

روزنامه‌ها در پنجم شهریور خبر برکناری دولت جمشید آموزگار و گمارده شدن دولتی جدید به نخست وزیری جعفر شریف امامی را در صفحات اول خود چاپ کردند. این تغییر با شعارها و کنش‌های تازه ای همراه بود. در نخستین بخشنامه دولت جدید اعلام شد که سال شاهنشاهی لغو، سال هجری شمسی دوباره مبدأ تاریخ ایران می‌گردد. نخستین اطلاعیه دولت نیز می‌گفت که فعالیت احزاب قانونی آزاد بوده، متجاوزین به اموال عمومی و بیت المال تعقیب و مجازات می‌شوند؛ به روحانیت احترام گذاشته خواهد شد و مجازات در انتظار عاملان دولتی رخدادهای اخیر است. اقدام دیگر تعطیلی قمارخانه‌های کشور بود. سه روز پس از رفت و آمد دولت‌ها، محمدرضا پهلوی در گفت‌وگو با تلویزیون فرانسه گفت که تغییرات سیاسی ایران در جهت آشتی است.” شریف امامی نیز دولت خود را دولت آشتی ملی نامیده بود. از آن روز به بعد تعبیرات روزنامه‌های زیر فشار سانسور، در یادکرد از امام خمینی (سرسپرده، عامل بیگانه، ارتجاع سیاه و…) کنار گذاشته شد و جراید اجازه یافتند رهبر نهضت اسلامی ایران را با لقب احترام آمیز آیت الله خطاب کنند.

هنوز شریف امامی روی صندلی صدارت ننشسته بود که آیت الله خمینی در ششم شهریور نوشت که روی کار آوردن این دولت توطئه‌ای خطرناک است و اگر مردم ایران سستی و غفلت کنند باید «از به دست آوردن آزادی و استقلال و حقوق بشر مأیوس شود و خود را برای همه نوع اختناق و شکنجه و قتل وغارت مهیا کند.» آن گاه امام به شرح شعارهای دولت آشتی ملی و موقعیت پیش آورده برای مبارزه پرداخت و در پیام خود به ملت ایران افزود: «در محیطی گفته می‌شود آزادی دادیم که بهترین فرزندان عزیز اسلام و ایران در حبس و زیر شکنجه شاهانه و در تبعید به سر می‌برند. در محیطی دم از احترام علمای اسلام می‌زنند که علمای اسلام در حبس غیرقانونی و در تبعیدگاه‌ها، بدون مجوز، بسر می‌برند. اشخاصی دم از تعظیم شعائر مذهبی و احترام روحانیت و احکام اسلام می‌زنند که در طول نیم قرن شریک جرم دستگاه بود و قوانینی که برخلاف احکام اسلام بوده، تصویب نموده‌اند… در محیطی حکومت آشتی ملی را اعلام می‌کنند که توپ‌ها و تانک‌ها و مسلسل‌ها توسط ارتش و سایر مأموران در شهرستان‌ها مشغول سر کوبی ملتی است که حقوق اولیه بشر و اجرای احکام اسلام را خواستار است.» آقای خمینی که دست به ریشه نظام پادشاهی ایران انداخته و در حال کندن آن بود، نوشت که ملت ایران در تظاهرات خود اعلام کرده است که ما شاه و سلسله پهلوی را نمی‌خواهیم و به کسانی که در گمان هرس شاخ و برگ رژیم سیاسی شاهنشاهی بودند هشدار داد که فریب نخورند.

این پیام امام نیز مانند اطلاعیه پیشین او، فردای روز نگارش هفتم شهریور در تهران دیده شد، اما نمایندگی ساواک در عراق هشت روز بعد از وجود آن مطلع گردید و ناتوانی خود را در کسب اطلاعات چنین توجیه کرد: «اعلامیه موصوف مانند سایر اعلامیه‌های نامبرده چند روز پس از انتشار در ایران، در نجف و احیاناً سایر شهرهای عراق پخش می‌شود و علت آن این است که خمینی و دستگاه او می‌ترسند چنانچه قبلاً در نجف منتشر شود دولت ایران متوجه صدور چنین اعلامیه ای بشود و با مراقبت لازم از توزیع آن در ایران جلوگیری کنند.»

تلفن آقای خمینی

به گواهی اسناد یکی از قول و قرارهای رد و بدل شده بین ناصر مقدم و سعدون شاکر قطع تلفن دفتر آقای خمینی در نجف بود. این موضوع در پی نوشت رئیس اداره کل سوم ساواک، در زیر نامه رسیده ای از اداره کل دوم پیداست. یکی از کارمندان اداره دوم، در پایان مأموریتش به عراق، در ارائه تجربیات خود برای رویارویی با «مشتی خرابکار و وطن فروش» مقیم نجف، چهار پیشنهاد داد که در بند چهارم آن نوشته بود: «گروه طرفدار خمینی در عراق پس از صدور هر نوع اعلامیه و یا پس از پایان هر سخنرانی از جانب خمینی، وسیله تلفن، موضوع اعلامیه و سخنرانی را عیناً به دوستان خود در ایران گزارش، و حداکثر روز بعد موضوع تکثیر و توزیع می‌گردد. برای خنثی نمودن فعالیت این عناصر پیشنهاد می‌شود ساعات ارتباط با عراق محدود و در خلال این ساعات تلفن‌های مشکوک کنترل و عوامل مربوطه در ایران شناخته شوند. در حاشیه این پیشنهاد، دست خط پرویز ثابتی، رئیس اداره کل سوم، می‌گوید که «قرار بود اصولاً ارتباط مستقیم تلفنی قطع باشد و قطع شده بود. چگونگی… شماره مربوط به تماس با ایران سؤال شود.» سؤال شد و چنین پاسخ دادند: «با توجه به اقدامات دولت عراق در مورد قطع شماره مربوط به تماس با ایران … و همچنین امکان وجود تماس‌های مشکوک چنانچه در صورت امکان و مصلحت ساعات ارتباط با عراق و بالعکس محدود به دو ساعت صبح و دو ساعت شب باشد، تصور می‌رود کنترل این راه ارتباطی مهم آسان و مؤثر باشد.»

روشن است که پس از قطع تلفن دفتر آیت الله خمینی، کارگزاران او تلفن‌های دیگری به کار گرفته‌اند. منبع ساواک از یکی از دست اندرکاران تهیه و توزیع اطلاعیه‌های امام شنید که پس از هر سخنرانی از طریق تلفن فردی که برای رژیم ناشناخته است با نجف تماس گرفته شده و سخنرانی به طور کامل قرائت و نوشته می‌شود تا بدون وقفه در داخل کشور همزمان تکثیر و انتشار یابد. در این مورد بعضی اوقات از نجف مطالب مزبور به انگلستان دیکته شده و از انگلیس [تلفنی به ایران می‌رسد.» این کار از طریق فرانسه هم صورت می‌گرفت.

 البته پیشنهاد محدود شدن کانال‌های ارتباطی بین ایران و عراق پذیرفته شد و اداره مخابرات موظف گردید ارتباط تلفنی دو کشور را به دو کانال تقلیل دهد. دادند و از آن پس همه مکالمه‌ها و شماره‌های تلفن کننده و پاسخ دهنده تحت نظارت قرار گرفت. سازمان امنیت عراق، دست کم از اواخر شهریور ۱۳۵۷، مکالمات خانه آیت الله خمینی را شنود می‌کرد، اما شواهدی هست که می‌گوید صدای زنگ تلفن‌های این خانه تا آخرین روزهای اقامت ساکنین آن شنیده می‌شده است.

گزارشی از دیدار هفدهم مرداد ناصر مقدم و شاکر سعدون به محمدرضا پهلوی داده شده بود و او دستور داده بود «کلیه تماس‌های عوامل خمینی در داخل و خارج و بین داخل و خارج مملکت، خصوصاً عراق زیر دید قرار گیرد.» غیر از عراق این دستور به نمایندگی‌های سازمان اطلاعات و امنیت کشور در کویت، ترکیه، هند، مصر، سوریه، اسلام آباد، کراچی، بحرین، کویته، کابل، اردن، ابوظبی، عمان، قطر، دبی، عربستان سعودی، آلمان غربی، اتریش، ایتالیا، انگلستان، نیویورک، سانفرانسیسکو، شیکاگو، تگزاس و کانادا نیز داده شده بود.

پیامی برای عید فطر

امام خمینی سیزدهم شهریور ۱۳۵۷/ اول شوال ۱۳۹۸ برای زیارت مرقد امام حسین علیه السلام و شهیدان دشت نینوا در کربلا بود، بانو قدس ایران نیز همچون گذشته، همراه او بود. همیشه در آخرین زیارتم از سیدالشهدا علیه السلام و حضرت ابوالفضل سلام الله علیه خداحافظی می‌کردم و بعد می‌گفتم: با سلامتی خودم و شوهرم و بچه‌هایم از اینجا می‌روم؛ از شما می‌خواهم که ماه دیگر با سلامتی، خودم و شوهرم و بچه‌هایم به پابوستان بیایم؛ و از حرم خارج می‌شدم. در آخرین سفر که سفر عید فطر بود، زمانی یادم آمد که این مرتبه دعای همیشگی‌ام را فراموش کرده‌ام که از صحن بیرون آمده بودم.»

گویا آیت الله از آنجا به کاظمین رفت و پس از تازه کردن دیدار با امامان موسی کاظم و جواد علیه السلام به نجف بازگشت. این خبر قرینه ای ندارد و بانو قدس ایران به آن اشاره نکرده است، اما اگر درست بوده باشد، جای درنگ دارد. سفرهای مناسبتی آیت الله به کربلا روشی مرسوم بود، اما در میان گزارش‌ها و خاطره‌های به جای مانده، خبری از مسافرت به کاظمین، غیر از هنگام ورودش به عراق در سیزدهم مهر ۱۳۴۴ داده نشده بود. مسافرت اخیر او به کربلا و کاظمین دو روزه بود. آیا او می‌دانست که این زیارت‌ها، آخرین دیدارهایش با پیشوایان شیعه مدفون در خاک عراق است؟

پس از رسیدن به نجف، دست به قلم برد و پیامی به مناسبت عید فطر برای مردم ایران نوشت. پانزدهم شهریور / سوم شوال، بود. درست تر این بود که پیام پیش از مسافرت‌های زیارتی، و در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، نوشته می‌شد. چند و چون این موضوع دانسته نیست. شاید آیت الله تصمیم داشت با شروع سال تحصیلی تازه و در نخستین جلسه درسی به این مسأله بپردازد. می دانیم که حلقه درسی او در این مقطع تشکیل نشد.

پس از رسیدن به نجف / ۱۵ شهریور، خانه‌اش زیر نظر مأموران عراقی قرار گرفت. قول و قرارهای مقامات امنیتی ایران و عراق داشت به نتیجه می‌رسید. ساواک مستندات اقدام‌های ضدحکومتی امام را، به ویژه اعلامیه‌هایی که از پی هم در مرداد و شهریور نوشته و خیلی زود در ایران چاپ و پخش شده بود، به نمایندگی خود در عراق فرستاده بود تا به آگاهی سازمان امنیت آن کشور برساند.

آیت الله خمینی در چنین موقعیتی، باورمند به فرود آوردن ضربه‌های پیاپی بر پیکر حکومت پادشاهی، ماه رمضان را ماه رویارویی حق و باطل خواند که در آن مردم برچیده شدن بساط ظلم و چپاول را با صراحت اعلام کردند. پس از ماه رمضان گمان نشود که تکلیف الهی فرقی کرده است؛ تظاهرات کوبنده برای رسیدن به هدف اسلامی، عبادتی است که روزها و یا ماه‌ها را در آن اثری نیست، چرا که هدف نجات ملت است، اجرای عدالت اسلامی و برقراری حکومت الهی بر پایه محکم عدل است.»؟

او از تظاهرات عظیم و تاریخی بی سابقه مردم تهران پس از برپایی نماز عید فطر آگاه شده بود. گفتنی است عید فطر ۱۳۵۷ در بسیاری از شهرها نماز عید خوانده شد و پس از آن تظاهرات خیابانی شکل گرفت. شهرهای خونین آن روز، ایلام، خمین، کرج و قم بود” اما آنچه در تهران گذشت روایت گل در برابر گلوله بود. نظامیان فرستاده شده به خیابان‌ها، دستور تیراندازی نداشتند. مردم با گذاشتن شاخه‌های گل در لوله‌های تفنگ، نظامیان را برادران خود خواندند. آیت الله با خبر از این رخداد نوشت که «من از ارتش محترم ایران سپاسگزارم که در راهپیمایی عظیم تهران و سایر شهرستان‌ها به سوی مردم وطن خواه خویش…. آتش نگشودند… من در این موقع حساس که کشور و وطنمان در لب پرتگاه و بر سر دو راهی سقوط یا استقلال واقع شده است، دست خود را به سوی نیروهای زمینی، هوایی و دریایی وفادار به اسلام و وطن دراز می‌کنم و برای حفظ استقلال و بیرون آمدن از یوغ اسارت و ذلت، از آنان استمداد می‌کنم.

ای سربازان غیور که برای وطن و کشور خود فداکاری می‌کنید! به پا خیزید! ذلت و اسارت بس است. پیوند خود را با ملت عزیز استوار کنید و فرزندان و برادران برومند خود را برای هوای نفس یک خاندان چپاولگر به خاک و خون نکشید.» نکته ای که در پایان نوشته امام تازه به نظر می‌رسید، زدودن تهمت‌های زده شده به احکام مترقی اسلام در پانزده سال گذشته بود؛ وقتی پایگاه ظلم سقوط کرد «ما.. برنامه اساسی خود را اعلام می‌نماییم، و در آن وقت خواهند دید که آنچه خائنین به اسلام نسبت داده‌اند، چه در موضوع حقوق اجتماعی زنان، و چه حقوق اقلیت‌های مذهبی و چه سایر مسائل، جز تهمتی ناجوانمردانه چیزی نبوده است.»

این پیام با توجه به سازوکارهای آماده در ایران با گستره زیاد چاپ و توزیع گردید، تا جایی که «غالباً صبح‌ها اول وقت در اتاق کارکنان شرکت… مشاهده می‌شود.» البته این همه ماجرا نبود. مدتی بود که پس از پخش هر اطلاعیه ای، خبرگزاری‌های خارجی خبر آن را منتشر می‌کردند. برای نمونه خبرگزاری فرانسه درباره اعلامیه اخیر امام خمینی، خبری تنظیم کرد و به جهان مخابره نمود.

انتهای پیام/

 

 

گزارش فارس از عملکرد ۲ ساله بزرگ‌ترین سیستم رصدی تلگرام در کشور ارایه گزارش ناقص از نازل‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین بخش تلگرام به مسئولان کشور/ ادامه راه با نسخه‌های فارسی تلگرام سودی ندارد

به گزارش خبرنگار فناوری اطلاعات خبرگزاری فارس، بنابرگفته سید ابوالحسن فیروزآبادی دبیر شورای عالی فضای مجازی، «رصد دقیق‌ فضای مجازی کشور به عنوان یکی از برنامه‌های مهم این شورا از سال ۹۵ در دستور کار قرار گرفته است تا امکان دسترسی به اطلاعات دقیق‌تر و به‌روزتری برای پاسخ‌گویی به نیازهای کشور در مرکز ملی فضای مجازی فراهم باشد.»

با این برنامه شورا، نیاز به داشتن ابزار مناسب برای نظارت و رصد، تجمیع داده‌ها و داشبورد مدیریتی مرتبط احساس شد.

در برهه‌ای که برنامه رصد فضای مجازی کشور در دستور کار قرار گرفت و مقرر شد مهم ترین بخش های فضای مجازی کشور تحت پوشش قرار دهد، پیام رسان تلگرام سهم بزرگی از فعالیت‌‌های کاربران ایرانی در اینترنت را به خود اختصاص داده بود. از این رو با راه‌اندازی سامانه‌ای، اقدامات مرتبط با رصد، ذخیره سازی و تحلیل محتواهای عمومی تلگرام آغاز شد.

نتایج این رصدها ابتدا در سایت مرکز ملی فضای مجازی به صورت رسمی اعلام شد که تقریبا از ابتدای امسال اطلاع‌رسانی عمومی این سامانه متوقف شده است؛ اما اکنون نیز این وظیفه در آزمایشگاه شبکه های اجتماعی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران دنبال می شود که اخیرا نیز نتایج این مرکز از رصد، ذخیره سازی و تحلیل محتوای تلگرام در بازه یک ماهه پس از فیلتر شدن این شبکه، مورد استناد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار گرفت. 

اما سامانه‌ای که به عنوان سیستم رصدی تلگرام در کشور مورد استناد مسئولان قرار می‌گیرد و به سطوح بالای مدیریتی گزارش می‌‌دهند، بر مبنای پربازدید ترین مطالب عمومی و کانال های هر روز تحلیل می‌کند و طبق اصول اخلاقی به کانال ها و گروه های خصوصی و چت های خصوصی وارد نمی شود. اما محتوای عمومی شامل کانال‌ها و گروه های عمومی است در حالیکه این سامانه گروه های عمومی را رصد نمی‌کند.

این در حالی است که شاکله اصلی یک شبکه اجتماعی و پیام رسان بر ارتباطات دوطرفه آن است و بخش کانال و ارتباطات یکطرفه، نازلترین سطح یک شبکه است که در تحلیل های داده های یک شبکه اجتماعی کمترین ارزش را دارند. 

زیرا برای مثال سیاست معمول کانال های غیراخلاقی بر تعداد اعضای کم و تعداد زیاد کانال است و بخش مهمی از مباحث غیراخلاقی در گروه ها پیگیری می شود، در حالیکه در این سیستم رصد، تنها کانال های پربازدید رصد می‌شوند. علاوه بر این، این نکته بسیار مهم رانباید فراموش کرد که همواره در دنیا در همه بخش های فضای مجازی مطالب سالم و خنثی پربازدیدترین مطالب هستند.

بنابراین وقتی در رصد فضای مجازی اصول اخلاقی به درستی رعایت می‌شوند و از این رو محدودیت‌هایی وجود دارد، در تهیه اطلاعات مدیریتی برای مسئولان تصمیم‌گیر کشور نیز باید تمامی جوانب واقعیت‌های فعلی در نظر گرفته شوند. اما در شیوه فعلی گزارش‌دهی، به اشتباه آمار کانال‌های تلگرام به کل محتوای تلگرام تعمیم داده می شود که مطابق بر واقعیت نیست. این شیوه اشتباه و ارایه ناقص آمار، مسئولان را دچار خطای محاسباتی می‌کند.

همچنان که در نتیجه این مدل تهیه گزارش، سید محمود علوی وزیر اطلاعات در بهمن ۹۵ با ارایه آماری از محتوای تلگرام، گفت: «بر اساس رصد انجام شده از ۱۸۰ هزار کانال فعال در تلگرام، ۹۰ درصد دارای موضوعات اجتماعی و مربوط به ارتباطات فامیلی، خانوادگی و دوستان هستند. از ۱۰ درصد باقی مانده دیگر، هفت درصد سیاسی و سه درصد کانال های منحرف است. از سه درصد کانال های منحرف، ۲٫۵ درصد فاسد و غیر اخلاقی و نیم درصد ضد دین هستند.»

به استناد برآوردهای نزدیک به واقعیت، برخی معتقدند آمار یک تا دو درصدی که از فضای غیراخلاقی تلگرام  صحیح نیست و میزان محتوای غیراخلاقی در این شبکه را بیشتر از این مقدار برآورد می‌کنند.

با این توضیحات، درباره منابع احصاء آمارهای تلگرام و تهیه اطلاعاتی که به مسئولان ارایه می‌شود و در تصمیم‌گیری ها مبنای استناد قرار می‌گیرد، اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد. 

منتقدان روش فعلی معتقدند ارایه آمار از مطالب پر بازدید فایده‌ای ندارد و حاوی اطلاعات درستی نیست. بلکه یک سیستم رصد کارآمد باید بتواند تحولات را شناسایی کند و برای مثال مطالبی که رشد سریع و غیرعادی دارند را تشخیص دهد. برای مثال انتظار می رفت سامانه رصد تلگرام بتواند تحرکات پیش از اتفاقات دی ماه در کشور را تشخیص دهد که نتوانست.

اما برای تهیه شرح واقعی از وضعیت محتوا در تلگرام و بدست آوردن دید واقعی نسبت به شرایط موجود، حتی رصد و تحلیل محتوای گروه‌ها علاوه بر کانال های عمومی هم کافی نیست، حتی اگر دامنه رصد به بیش از ۷۰۰ هزار کانال رسیده باشد، زیرا همان طور که پیش‌تر اشاره شد اصل محتوای شبکه های اجتماعی در ارتباطات خصوصی جاری است؛ همین محدودیت صحیح و منطبق بر اخلاق، نشان می‌دهد اصل اقدام رصد به عنوان ملاک تصمیم‌سازی در این حوزه کافی نیست و باید راه‌حل دیگری را در نظر داشت. اکنون نیازمند نگاهی هستیم که در مواجهه با واقعیت های بخشی از فضای تلگرام که زمین بازی دیگران است به جای چشم‌پوشی، رفتار پیشگیرانه، بازدارنده و کنترل کننده داشته باشد و با هوشیاری و اختیار عمل برخورد کند.

در حال حاضر در رویکرد فعلی، ضعف اطلاعاتی در رصد و تحلیل صحیح محتوای تلگرام با تقویت کلاینت‌ها در قالب نسخه‌های فارسی تلگرام جبران می شود. به این معنی که نوعی از پاک‌سازی روی بخشی از فضای تلگرام که زمینه‌ساز تهدید است انجام می‌شود.

اساسا تلگرام به دلیل ساختار غیرکنترلی، فضای وقوع جرم و اقدامات ضد اخلاقی و ضد امنیتی را دارد که همواره در بخشی از تلگرام، جریان‌هایی شکل می‌گیرد، افراد علاقمندی را جذب می‌کند و حتی علاقه‌هایی را ایجاد می‌کند و نیروهایی پنهانی صرف کشف، مقابله و خنثی کردن این جریان‌ها می‌شوند؛ این صورت مساله همیشه باقی است و چرخه این چالش تا ابد ادامه دارد؛ در حالیکه راه‌حل این نیست.

تجربه توسعه پیام رسان های بومی در کشورهایی مانند ژاپن، چین، کره جنوبی و اندونزی نشان می‌دهد ارایه سرویس‌های متنوع به ویژه سرویس‌های اقتصادی در پیام رسان‌های بومی، کاربران را به سمت فعالیت‌های سالم سوق داده و کشورها را با کمترین چالش مواجه می‌کند؛ در حالیکه در پیام رسان‌های خارجی به دلیل نبود امکان ارایه سرویس‌های بومی و کاربردی بستر افزایش محتوای طنز، غیراخلاقی، انتشار اخبار غیررسمی و فعالیت گروه های معاند فراهم می‌شود.

ادامه فعالیت یک پیام‌رسان خارجی در قالب کلاینت های داخلی تداوم مشکلات قبلی خواهد بود و ادامه راه با پیام‌رسانی که با کشور همکاری ندارد و حتی برخورد‌های ضروری مقطعی فعالیت‌های تجاری، رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی سالم در آن را هم با تهدید مواجه می‌کند در آینده سودی نخواهد داشت.

اساسی‌ترین و آخرین راهکار، همان توسعه سرویس‌های بومی است برای ایجاد اکوسیستم رسانه‌ای و اقتصادی پایدار در کشور در بلند مدت است. 

انتهای پیام/

برای پرداخت مطالبات گروه‌های تئاتر فجر منتظر تخصیص اعتبار هستیم

شهرام کرمی مدیر اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر فارس درباره آغاز فعالیت‌های جشنواره فجر سی و هفتم در سال جدید و انتصاب نادر برهانی مرند به دبیری جشنواره گفت: دبیرخانه جشنواره کارش را از فردای انتخاب دبیر شروع کرده است.

وی در ادامه افزود: من در جریان جزئیات جشنواره دیگر قرار ندارم، فقط در این حد که بلافاصله بعد از صدور حکم دبیر در ستاد جشنواره مستقر و با افراد مختلف دیدار و نشست داشتند تا مراحل تدوین فراخوان جشنواره طی شود. 

کرمی در پاسخ به این سوال که آیا هنوز بخشی از اعتبارات جشنواره تئاتر فجر سال گذشته و برندگان جوایز باقی مانده است، گفت: بله مطالبات برخی پرداخت نشده است. متأسفانه من در مصاحبه قبلی‌ام هم گفتم هر چند عمده اعتبارات پرداخت شده اما بخشی از آنها باقی مانده است، به ویژه بخشی که برای جشنواره در اسفندماه مثل بخش عکس و پوستر بوده ما هم منتظر این هستیم تا اعتبار تخصیص پیدا کند.

مدیرکل هنرهای نمایشی اظهار داشت: البته برندگان جوایزشان پرداخت شده منتها آن بخش مادی که مربوط به حق خرید کارها باشد، پرداخت نشده است. بهرحال بخشی از جشنواره دیرتر از ایام جشنواره فجر برگزار شد و منابع مادی اداره کل آن دوره به اتمام رسیده بود به همین دلیل این اتفاق نیفتاد اما امیدواریم به محض اینکه اعتبار تأمین شود این بخش را هم تأمین کنیم.

وی با اشاره به اعتبارات مصوب هر ساله در جشنواره گفت: اعتبار هر جشنواره باید در زمان مقرر خود پرداخت شود ولی به دلیل مشکلات اعتباری در وزارتخانه، بودجه جشنواره تئاتر فجر دیر تأمین شد. امیدوارم امسال دچار این مشکل نشویم و بتوانیم برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم چرا که جشنواره فجر، جشنواره بزرگ و با اهمیتی است.

کرمی با بیان اینکه میزان افزایش اعتبار جشنواره امسال تنها همان ۱۰ درصد مصوب هر ساله است،‌ گفت: این اعتبار برای همه بخش‌ها همچون سال گذشته البته با میزان افزایش ۱۰ درصدی هر ساله است.

وی در پاسخ به این سؤال که مدیر تئاتر شهر تاکنون انتخاب نشده و علتش چیست، گفت: بله می‌دانیم که انتخاب مدیر تئاتر شهر قدری طولانی شد اما قول می‌دهیم تا چند روز آینده و نهایت ابتدای هفته آتی مدیر تئاتر شهر هم مشخص شود. اجازه دهید تا همه مراحل اداری آن طی نشده است، صحبتی نکنیم و تنها چند روز دیگر نیز صبر کنیم تا انتخاب مدیر قطعی شود.

انتهای پیام/

 

پوشش تحولات مربوط به دیدار رهبران آمریکا و کره شمالی کیم جونگ اون و دونالد ترامپ وارد هتل محل مذاکرات شدند

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، مذاکرات دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و کیم جونگ اون رهبر کره شمالی قرار است ساعت ۹ صبح به وقت محلی سنگاپور آغاز شود.

-دیدار میان رهبران آمریکا و کره شمالی پس از کش و قوسهای فراوان و پس از اینکه یک بار از سوی طرف آمریکایی لغو شده بود امروز سه شنبه در سنگاپور انجام خواهد شد.

-رسانه های آمریکایی با برجسته کردن مطالبات واشنگتن می‌گویند که دستور کار مذاکرات خلع سلاح اتمی کره شمالی است. با این حال تا کنون در باره خواسته های طرف کره شمالی خبری رسمی منتشر نشده است و مقامات این کشور اظهار نظر رسمی درباره آن نداشته‌اند.

– کیم جونگ اون و دونالد ترامپ از روز دوشنبه برای برگزاری این نشست وارد سنگاپور شده بودند و هر کدام دیدارهایی با مقامات سنگاپور برگزار کرده اند.

– نخست وزیر سنگاپور گفته بود که برگزاری این دیدار ۲۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت که عمده آن صرف مسائل امنیتی میشود. 

-خبرگزاری یونهاپ گزارش داد که سنگاپور طی یک هفته گذشته تدابیر امنیتی سطح بالایی را در اطراف هتل کاپلاف محل مذاکرات، ترتیب داده است. ۳۰۰ پلیس عمومی، ۵۰۰۰ افسر پلیس امنیتی و افسرانی از نیروی دریایی، هوایی و زمینی ارتش سنگاپور برای تامین امنیت این مذاکرات به خدمت گرفته شده‌اند.

در زیر جزئیات مهم این دیدار امروز پوشش داده خواهد شد؛ 

۳:۲۷ دونالد ترامپ به همراه تیم حفاظتی و اسکورت خود هتل «شانگری لا» در جزیره توریستی «سانتوسا» را به مقصد محل مذاکرات ترک کرد.

۳:۴۵ کیم جونگ اون نیز هتل محل اقامت خود برای دیدار با ترامپ ترک کرد.

۴:۰۳ خبرنگاران حاضر در محل مذاکرات میگویند که دونالد ترامپ و کیم جونگ اون به فاصله کمی از هم وارد محل مذاکرات شدند.

۴:۱۵ ترامپ در توئیتی پیش از نشست با کیم جونگ اون اعلام کرد لری کادلو مشاور ارشد اقتصادی وی دچار حمله قلبی شده است.

«سبزواری» پدر سرود انقلابی است

محمدحسن زورق از شاعران و نویسندگان کشورمان در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس به حمید سبزواری پرداخت و اظهار داشت: آشنایی بنده با مرحوم سبزواری به سال ۱۳۵۵ باز می‌گردد یعنی دوستی ۴۰ و اندی ساله داشته‌ایم.

زورق در ادامه با بیان اینکه مرحوم سبزواری اخلاق ممتازی داشت، بیان کرد: استاد سبزواری به لحاظ اخلاقی بسیار متواضع و با اخلاق و دارای سجایای پسندیده بود. واقعا الگو و اسوه برای شاعران محسوب می‌شد.

به گفته وی، استاد سبزواری هنر و شعرش را وقف خدمت به اسلام و مردم کرد. بی تردید «حمید سبزواری» پدر شعر انقلاب اسلامی است و بی تردید پدر سرود انقلاب محسوب می‌شود، از ویژگی‌های او این بس که شعر را وقف خدمت به مردم کرده بود.

این نویسنده با تاکید بر اینکه سبزواری به جای تمنیات شخصی درباره نیازهای و ارزش‌ها و حرکت‌های اصیل اسلامی و انقلابی مردم شعر می‌سرود، افزود: شعرای امروز برای تشخیص مسیر درست باید راه ایشان را طی کنند. البته همیشه در جامعه مردان و نخبگانی پیدا می‌شوند که عمر طبیعی خود را کرده و جای خود را به کسانی دیگر می‌سپارند تا راه ادامه یابد.

 زورق بااشاره به این مطلب که برخی چهره‌ها جانشین پذیر نیستند تصریح کرد: برای فقدان برخی چهره‌ها نمی‌توان جایگزین معرفی کرد مثل حافظ در غزل، البته هوشنگ ابتهاج غزلسرای بزرگی است ولی حافظ و سعدی از قلل بزرگ محسوب می‌شوند، قله‌ای که کمتر کسی می‌تواند به آن برسد. اما از سوی دیگر یکی دیگر از قلل شعر انقلاب اسلامی «حمید سبزواری» است که هنوز کسی را به لحاظکمی و کیفی سراغ نداریم که به پای او برسد.

انتهای پیام/ 

صفحه نخست روزنامه‌های امروز

هزینه ۲۰۰میلیون دلاری عربستان درلبنان وشکست این کشور، تأکید اجلای شانگهای برحمایت قاطع از برجام، وظیفه دولت حل مشکلات مردم است نه تعیین محل تجمع، شنیدن صدای مردم از محل مناسب، هجوم برای ارز ۴۲۰۰ تومانی، اروپایی ها هیچ ضمانتی نداده اند، ۱۷۰پیامک تهدیدآمیز به یک نماینده مجلس و واکنش به ادعای نتانیاهو درباه کم آبی درایران عناوین اصلی صفحه نخست روزنامه‌های امروز کشور است.

پربیننده‌ترین اخبار خبرگزاری فارس در ۲۴ساعت گذشته

پربیننده‌ترین اخبار خبرگزاری فارس در روز گذشته ( دوشنبه ۲۱ خرداد) را در اینجا مشاهده می‌کنید:

فیلم/ آیا می‌دانید دلیل ۷۰ درصد قتل‌ها چیست؟/ چگونه جلوی خشم خود را بگیریم

بررسی علل و عوامل خشمگین شدن و راه‌های مقابله با آن یکی از مسائل مهم جامعه امروز ماست؛ جامعه‌ای که ۷۰ درصد قتل‌‌هایی که در آن اتفاق می‌افتد، به دلیل خشنونت‌ها و جنون‌های آنی است.

کسی با داعش بحث می‌کرد، سرش را می‌بریدند/ به داعشی‌ های ایرانی احترام نمی‌گذاشتند

بین کسانی که از ایران آمده بودند و کسانی که از عراق بودند فرق می‌گذاشتند، به ایرانی‌ها احترام نمی‌گذاشتند و رفتار چندان خوبی نداشتند. فقط کسانی جذب اینها می‌شدند و در داعش می‌ماندند که جوان و احساساتی بودند و به هیچ چیز جز کشتن و اسلحه به دست گرفتن فکر نمی‌کردند.

در اجلاس مرموز «سازمان بیلدربرگ» یا «دولت نامرئی جهان» چه گذشت؟

شصت و ششمین اجلاس سازمان مرموز «بیلدربرگ» که «دولت نامرئی جهان» لقب گرفته در تورین ایتالیا و تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد.

حباب ۴۹۰ هزار تومانی قیمت سکه + جدول

بررسی‌ها نشان می‌دهد، سکه طرح جدید ۴۹۱ هزار تومان، طرح قدیم ۳۶۰ هزار تومان و نیم سکه ۲۱۲ هزار تومان حباب قیمتی دارد.

جزئیات وال‌‌استریت‌ژورنال از نحوه تصمیم‌گیری ترامپ برای خروج از برجام

روزنامه آمریکایی بامداد دوشنبه در گزارشی به شرح جزئیاتی از تصمیم «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای خروج از توافق هسته‌ای برجام پرداخت.

برای مشاهده متن کامل اخبار ، روی عناوین آن‌ها کلیک کنید.

انتهای پیام/ب

مهدی فضائلی «جنگ؛ تهدید نامعتبر» /درباره دروغی که به نفع دشمن است

رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی ۱۴ خرداد امسال، تلاش برخی عناصر خارجی و داخلی برای ارتباط دادن «وقوع جنگ» با «برجام» را اشتباه خواندند و فرمودند: «امروز هم کسانی درصدد این هستند که یک شکل معیوب از برجام را بر کشور تحمیل کنند؛ دولتهای خارجی دنبال این هستند و یک عدّه‌ای در داخل تبلیغ میکنند که اگر این نشود، جنگ خواهد شد؛ نه آقا، این دروغ است، این تبلیغ به نفع دشمن است. هدف دشمن معلوم است؛ دشمن درصدد آن است که ما از نقاط قوّت خودمان صرف‌نظر کنیم، از عناصر اقتدار ملّی خودمان دست برداریم تا راحت‌تر بتواند بر کشور ما، بر ملّت ما، بر سرنوشت ما و آینده‌ی ما مسلّط بشود.» پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشت زیر به قلم آقای مهدی فضائلی، تحلیلگر مسائل سیاسی، برخی از دلایل بی‌اعتبار بودن تهدید به جنگ را مرور می‌کند.

جنگ، چنان پدیده‌ی مرارت‌بار و پُررنجی است که همه‌ی ملت‌ها، خصوصاً ملت‌هایی که آن را تجربه کرده‌اند، همواره از آن گریزانند؛ همین تلخی و گریزان بودن ملت‌ها است که موجب شده «تهدید به جنگ» در زمره‌ی تهدیدات رایج و مؤثر قرار بگیرد و قدرت‌های زورگو برای وادار کردن دولت‌ها و ملت‌های هدف به عقب‌نشینی و تمکین در برابر خود، از این حربه استفاده کنند.

خطا در برآورد وقوع جنگ از هر طرف که صورت بگیرد خسارت‌بار است؛ چه آنکه جنگِ در حال وقوع را نادیده بگیریم و چه اینکه تهدید به جنگ غیرواقعی و در چهارچوب عملیات روانی را قطعی قلمداد کنیم. نادیده گرفتن جنگِ در حال وقوع، منجر به عدم آمادگی و غافلگیری می‌شود و قطعی قلمداد کردن «تهدید غیرواقعی به جنگ» منجر به کوتاه آمدن در برابر دشمن و امتیاز دادن و پذیرش ذلت؛ بنابراین مسئولان طراز اول کشور باید دراین‌باره برآورد و ارزیابی دقیقی داشته باشند.

در کشور ما و مطابق قانون اساسی، رهبری باصلاحیت‌ترین جایگاه برای چنین برآوردی است چرا که مطابق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، هم فرماندهی کل نیروهای مسلح بر عهده‌ی ایشان است و هم اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها.

رهبر معظم انقلاب اسلامی یک‌بار دیگر در سخنرانی ۱۴ خرداد و در بیست‌ونهمین سالگرد ارتحال ملکوتی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، ارتباط داشتن «وقوع جنگ» با «برجام» را دروغ خواندند و این یادداشت تلاش می‌کند به برخی از دلایلی که این دروغ را یا به عبارت دیگر «بی‌اعتبار بودن تهدید به جنگ» را اثبات می‌کند بپردازد. مناسب است یادآوری کنم طی حدود سه دهه‌ی گذشته، چند بار کشور در آستانه‌ی ورود به جنگ قرار گرفته لیکن با تدابیر هوشمندانه‌ی رهبر معظم انقلاب، خطر جنگ از سر کشور رفع شده است! در اینجا به دو مورد از این موارد می‌پردازم.

جنگ اول خلیج فارس

نخستین بار زمستان ۱۳۶۹ و هنگامی بود که آمریکا و متحدانش برای خارج کردن عراق از کویت دست به عملیات گسترده زدند. در این جنگ که به جنگ اول خلیج فارس معروف شد، جریان مشهور به چپ در داخل کشور مصراً خواستار ورود ایران به جنگ در حمایت از صدام بود! این جریان حتی پس از تصمیم شورای عالی امنیت ملی مبنی بر بی‌طرفی ایران در جنگ بین عراق و آمریکا و متحدانش، تمکین ننموده و هر روز در مجلس و خارج مجلس برای ورود ایران به جنگ در مقابل آمریکا فشار می‌آورد. البته از سوی دیگر، غربی‌ها نیز ما را تحریک به ورود به جنگ و انتقام از صدام می‌کردند!

خاتمه‌بخش این ماجرای حساس -که اندکی بی‌تدبیری و هیجان‌زدگی موجب می‌شد ایرانِ تازه رهاشده از جنگ تحمیلی هشت‌ساله، وارد جنگی بشود که جز ویرانی ایران پایانی نداشت- موضع قاطع رهبری بود. چهار روز پس از اعلام نظر شورای عالی امنیت ملی، در شرایطی که نمایندگان مجلس از هر دو طیف، هر روز نطقی له یا علیه مصوبه‌ی شورای عالی امنیت ملی ایراد می‌کردند، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم طی سخنانی مهم، موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات منطقه را تشریح کردند. ایشان در این سخنرانی، با انتقاد شدید از حملات ارتش آمریکا به مردم بی‌دفاع عراق، بر موضع بی‌طرفی جمهوری اسلامی تأکید و البته آن را تبیین کردند.

ایشان در پایان، صراحتاً گفتند: «جمهوری اسلامی، هر دو جناح را رد میکند؛ چون در هر دو طرف، انگیزه‌ها مادّی است و به همین دلیل هم با یکدیگر تعارض پیدا کرده‌اند. آنها به دلیل مادّی بودن، با هم تعارض پیدا کرده‌اند. این‌طور نیست که یکی الهی و یکی هم مادّی است. جنگ اسلام و کفر نیست. این، موضع ملت ایران ماست.» (۱۳۶۹/۱۱/۴)

 

حمله به طالبان

دومین مقطع حساسی که می‌رفت تا جمهوری اسلامی ایران را وارد جنگی ناخواسته و خطرناک کند، پس از حمله‌ی طالبان به مزار شریف در افغانستان، در آگوست ۱۹۹۸ (۱۳۷۷ شمسی) بود. در این حمله که سرکنسولگری ایران در مزار شریف نیز جزو اهداف طالبان قرار گرفت، ۱۱ ایرانی (۱۰ دیپلمات و یک خبرنگار) شهید شدند.

پس از این رویداد تروریستی، جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی شورای عالی امنیت ملی تشکیل و اکثر اعضای این شورا به ریاست رئیس‌جمهور وقت رأی به حمله به افغانستان (طالبان) دادند و نتیجه‌ی این رأی‌گیری به‌عنوان مصوبه‌ی شورای عالی امنیت ملی برای رهبری ارسال شد.

 

موضوع حمله به طالبان آن‌قدر جدی بود که هم‌زمان با طی فرایند در شورای عالی امنیت ملی، حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی در مرزهای شرقی کشور مستقر و آماده‌ی عملیات شده بودند، لیکن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برخلاف رویه‌ی غالب خود که مصوبات شورای عالی امنیت ملی را تأیید می‌کنند، به‌صورت مستدل با این مصوبه مخالفت کردند و ایران اسلامی را یک‌بار دیگر از ورود به جنگی پرخسارت حفظ کردند.

البته پس از این مخالفت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیات محدود دیگری را علیه طالبان طراحی و با موافقت رهبری اجرا کرد که موجب تنبه طالبان و عقب‌نشینی این گروه در برابر جمهوری اسلامی ایران شد. آنچه گفته شد تنها دو نمونه از مواردی بود که تدابیر رهبری مانع بروز جنگ برای کشورمان شد تا برخلاف تبلیغات و عملیات روانی دشمن، معلوم شود رهبر حکیم انقلاب اسلامی نه‌تنها برای ایجاد تنش اهل ماجراجویی نیستند بلکه با هوشیاری و آینده‌نگری، همواره کشور را از میان بحران‌ها و تلاطمات داخلی و منطقه‌ای به سلامت به ساحل امن و آرامش راهبری کرده‌اند.

همین رهبر، اما با تجربه‌ای به‌مراتب بیشتر و آگاهی و شناخت عمیق‌تر از دشمن، بروز جنگ را به‌خاطر تن ندادن به برجام معیوب، دروغ می‌خواند؛ چرا؟

حداقل چهار دلیل برای بی‌اعتبار بودن این تهدید به جنگ، می‌توان برشمرد:

۱٫ شکست‌های آمریکا در عراق و افغانستان

آمریکایی‌ها پس از ماجرای مشکوک ۱۱سپتامبر، به عراق و افغانستان لشکرکشی کرده و عراق را به اشغال خود درآوردند. حجم نیرو، تجهیزات و ادوات نظامی که آمریکا برای این عملیات به کار گرفت پس از جنگ جهانی دوم، بی‌سابقه بود و شرایط روحی روانی داخل آمریکا و حتی فضای بین‌المللی کاملاً به نفع آمریکا بود اما سرانجام آمریکا ناچار به ترک عراق شد و برای اولین بار در تاریخ این کشور، یک دولت شیعی و نزدیک به جمهوری اسلامی ایران در عراق بر سر کار آمد!

 

۲٫ شکست آمریکا و ده‌ها هم‌پیمان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌اش در جنگ‌های منطقه

آمریکا و بیش از هشتاد کشور، حدود هفت سال پیش، در اجلاس استانبول تصمیم گرفتند بشار اسد از حکومت ساقط و مخالفین وی بر سر کار بیایند ولی تنها با حضور روسیه و مهم‌تر از آن کمک مستشاری جمهوری اسلامی ایران، همه‌ی ترفندهای آنان با شکست روبه‌رو شد و امروز دولت قانونی سوریه همچنان و مستحکم‌تر از قبل در دمشق مستقر است و مخالفینِ مستظهر به آمریکا و دیگر قدرت‌ها تارومار شده و مستأصل به دنبال برون‌رفت از این بحران هستند.

۳٫ نفوذ منطقه‌ای ایران

همه‌ی دشمنان انقلاب اسلامی می‌دانند تعرض به ایران عزیز یعنی برانگیختن همه‌ی محور مقاومت در لبنان، سوریه، عراق، یمن، افغانستان و… .

و این یعنی مواجه کردن نیروهای مستقرشان در منطقه نه‌فقط با تهدید، بلکه با اقدامات کاملاً واقعی!

۴٫ قدرت بازدارندگی و دفاعی بالای ایران

چهارمین دلیل، قدرت بازدارندگی و دفاعی بالای جمهوری اسلامی ایران است؛ قدرتی که توان و آمادگی اقدام علیه تمام منافع آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه را دارد و همه‌ی پایگاه‌ها و ناوهای آمریکا در منطقه زیر آتش موشک‌ها و دیگر ظرفیت‌های نظامی او قرار دارند.

به این دلایل اضافه کنید «شرایط داخلی آمریکا» را که با بدهی چند هزار تریلیون دلاری، جنگ اقتصادی با چین و اروپا و… و مخالفت نخبگان این کشور با ترامپ دست‌وپنجه نرم می‌کند.

آمریکا فقط در صورتی به ایران حمله‌ی نظامی خواهد کرد که ایران مؤلفه‌های قدرت خود از جمله «توان موشکی»، «نفوذ منطقه‌ای»، «انسجام داخلی» و «ایمان به خدا» را از دست داده باشد؛ هدفی که با لطائف‌الحیل آن را دنبال می‌کند. پس مادامی که جمهوری اسلامی ایران قدرتمند است و از این مؤلفه‌ها برخوردار، هیچ قدرتی جرئت تعرض سخت به ایران را دارد؛ بنابراین جنگ، دروغی بیش نیست.

حال، آیا آمریکایی که رئیس‌جمهورش چندین بار از هزینه‌ی بی‌حاصل ۷ تریلیون دلاری کشورش در منطقه ابراز ناخرسندی کرده، در حضور رسمی نظامی در عراق و افغانستان شکست خورده، در جنگ نیابتی در منطقه مفتضح شده، در صورت ورود به جنگ مستقیم و سخت با جمهوری اسلامی ایران، تمام نیروهای مستقر خود در منطقه و هم‌پیمانانش را در معرض خطر قطعی ایران و هم‌پیمانان او قرار می‌دهد؟ آیا آمریکا از قدرت بالای دفاعی ایران که به‌سرعت می‌تواند افزایش هم یابد مطلع است؟ آیا می‌داند ممکن است وارد نبردی شود که پایانش در خوش‌بینانه‌ترین حالت برای او نامعلوم است؟

آمریکا خوب می‌داند جمهوری اسلامی ایران اهل جنگ نیست اما در صورت وقوع، مرد جنگ است! ترامپ برخلاف ظاهر دیوانه‌اش، به‌عنوان یک تاجر کلان که با قواعد تجارت به‌خوبی آشنا است، اهل هزینه‌وفایده است و خوب می‌داند در چنین نبردی، جز «خسارت» دستاوردی نخواهد داشت.

نویسنده:

مهدی فضائلی: تحلیلگر مسائل سیاسی و کارشناس حوزه‌ی رسانه

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

انتهای متن/

به دنبال شرایط جوی نامساعد پروازهای تهران همچنان مهمان اصفهان هستند

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان به نقل از روابط عمومی فرودگاه شهید بهشتی اصفهان، به دلیل شرایط جوی نامساعد تهران، طوفان شدید و گرد و خاک ۴ پرواز دیگر به مقصد تهران در فرودگاه شهید بهشتی اصفهان به زمین نشستند.

پروازهای شماره ۴۰۴۸ زاگرس زاهدان-تهران ساعت ۲۲:۵، ۰۲۳ کاسپین مشهد-تهران ساعت ۲۲:۰۷، ۷۰۲۴ کیش ایر کیش-تهران ساعت ۲۲:۱۰، ۶۳۴۱ تابان مشهد -تهران ساعت ۲۲:۱۳ در اصفهان فرود آمدند.

پیش از این در ساعت ۲۱:۰۵ هم پرواز شماره ۳۴۰۲ ایران ایر مسیر اردبیل-تهران در فرودگاه شهید بهشتی اصفهان به زمین نشسته بود.

انتهای پیام/ذ

به خاطر تحریم‌های آمریکا فعلاً نمی‌توانیم به تیم ایران کفش بدهیم

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، چند روز پس از اعلام خبر امتناع شرکت لوازم ورزشی «نایک» از ارائه کفش ورزشی به اعضای تیم ملی فوتبال ایران، سخنگوی این شرکت بالاخره به این ماجرا واکنش نشان داد.

آنطور که خبرگزاری فرانسه گزارش داده، شرکت نایک در بیانیه‌ای رسمی «تحریم‌های آمریکا» را علت عدم ارائه کفش ورزشی به تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است.

در بیانیه نایک آمده است: «تحریم‌های آمریکا بدان معنا است که نایک به عنوان یک شرکت آمریکایی، نمی‌تواند در حال حاضر به تیم ملی ایران کفشی تحویل بدهد.»

در ادامه این بیانیه آمده است: «تحریم‌هایی که می‌توان علیه نایک اعمال کرد، سال‌هاست که به قوت خود باقی است و بر اساس قانون، می‌توان آنها را اعمال کرد.»

خبرگزاری فرانسه نوشته که اعلام ناگهانی ناممکن بودن ارائه کفش‌های نایک به ورزشکاران ایرانی، مسئولان فوتبال این کشور را سردرگم کرده زیرا در جام جهانی سال ۲۰۱۴ و در حالی که همین تحریم‌های امروز علیه ایران اعمال می‌شد، فوتبالیست‌های ایرانی توانسته بودند با کفش‌های نایک وارد زمین شوند.

در این گزارش به نقل از «کارلوس کیروش» سرمربی پرتقالی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران آمده است: «ورزشکاران به تجهیزات ورزشی خود عادت می‌کنند و این درست نیست که یک هفته مانده به چنین مسابقه مهمی، این تجهیزات را عوض کرد.»

 انتهای پیام/ع